کتاب پرارزش ابوسعید گردیزی به نام «زینالاخبار» که نزدیکبه سال ۴۴۲ ه.ق به فارسی نگاشته شده است، از کهنترین منابع تاریخی به زبان فارسی بهشمار میرود. این کتاب حاوی رویدادهای تاریخ صدر اسلام، دوران خلفا، تاریخ خراسان و ماوراءالنهر، بهویژه تا پایان حکومت ساسانیان است (ورهرام، ۱۳۷۱: ۳۲). تاریخ زینالاخبار نوشتهی ابوسعید عبدالحی ضحاک بن محمود گردیزی، تاریخنگار درباری عصر عبدالرشید غزنوی، در سدهی پنجم مَهی (:هجری قمری)، معاصر با ابوالفضل بیهقی است. ظاهرا نام کتاب نیز از لقب عبدالرشید، یعنی زینالمله، گرفته شده است. این تاریخ با نثری ساده و موجز، نخستین تاریخ عمومی به زبان فارسی بهشمار میآید؛ و در سه مقاله و سی باب، از آفرینش جهان آغاز میشود و تا حوادث سال ۴۳۲ ه.ق ادامه مییابد (جمشیدی و دیگران، ۱۳۹۹: ۱۱۹). گمان میرود محضر درس استاد ابوریحان بیرونی (متوفی ۴۰۰ هجری) را درک کرده است. همچنین این احتمال وجود دارد که زینالاخبار در زمان سلطنت عبدالرشید بن مسعود بن محمود بن سبکتگین (۴۴۱-۴۴۴ ه.ق) در غزنه تالیف شده باشد؛ زیرا در متن کتاب چند جای نام سلطان عبدالرشید را با دعای امسلطان آورده است؛ و از این روی برمیآید که گردیزی کتاب خود را پیش از فتنهی طغرل ختم کرده بود.
این فتنه را که در زمان عبدالرشید صورت گرفت، چنین مینگارد: طغرل از بندگان سلطان محمود و سپهسالار بود که بعد از مرگ مودود در سال ۴۴۴ هجری/۱۰۵۲ میلادی از خراسان به غزنه آمد و سلطان عبدالرشید را با یازده نفر شهزادهی دیگر بکشت؛ و چهل روز ملک راند و عاقبتالامر در غزنه به دست انوشتگین سلاحدار کشته شد. دربارهی نام کتاب میتوان اظهار کرد که از لقب سلطان عبدالرشید گرفته شده است؛ یعنی عزالدوله و زینالمله سیفالله عبدالرشید که احتمالا زینالاخبار از زینالمله گرفته شده باشد.
به گفتهی گردیزی که خود نویسندهی زینالاخبار بوده است، افزونبر مشاهدات و روایات دوستان خویش، از منابع گوناگون برای گردآوری (:تدوین) کتابش بهره گرفته است؛ و چنانکه خودش بیان داشته، وی محضر شریف دانشمند بزرگ ابوریحان بیرونی را درک کرده و از او مطالبی شنیده و از دو کتاب معروف بیرونی؛ یعنی «تحقیق مالالهند» و «آثارالباقیه» وی استفاده کرده است (شعبانزاده لمر، ۱۳۹۳: ۱۰۵). مطالب این کتاب دربارهی تاریخ ایران پیش از اسلام و پس از آن است بدین شرح: پیشدادیان از زمان طهمورث به بعد، کیانیان، اسکندر، اشکانیان، ساسانیان؛ تاریخ اسلام، اخبار پیامبر(ص)، ابوبکر، عمر، عثمان، علی(ع)، حسن بن علی(ع) و خلفای بنیامیه و بنیعباس تا القائم بامرالله، تاریخ ایران دورهی اسلامی، امرای خراسان، طاهریان، صفاریان، سامانیان، غزنویان تا زمان امیر مودود بن مسعود (۴۳۲ ه.ق). زینالاخبار دارای جداولی است در مورد زندگی و غزوههای پیامبر اسلام و اطلاعاتی میدهد در مورد خلفای راشدین، بنیامیه و بنیعباس. همچنین جداولی در مورد اعیاد مسلمانان و یهودیان و هندوان دارد (ترکمنی آذر، ۱۳۸۸: ۸۶).
از سوی دیگر بیان اطلاعات دقیق از شخصیت افراد و حالتهای درونی ایشان در این اثر به ندرت مشاهده میشود. با این حال ارائه و بازتاب برخی از ویژگیهای فردی رجال سامانی در این اثر هویدا گشته است. گردیزی راجع به ابوعبدالله جیهانی وزیر امیر نصر بن احمد سامانی چنین گوید: «و ابوعبدالله جیهانی مردی دانا بود و سخت هوشیار و جلد و فاضل و اندر همهچیز بصارت داشت؛ و او را تألیفهای بسیار است اندر هر فنی و علمی… و به رای و تدبیر جیهانی همه کار مملکت نظام گرفت…» (گردیزی، ۱۳۵۳: ۳۳۰). یا دربارهی ابومنصور محمد بن عبدالرزاق آورده است: «مردی پاکیزه بود و رسمدان و نیکو عشرت، در امارت خراسان کفایت و قدرت نشان داد و رسمهای نیکو نهاد و به مظالم بنشست و حکم میان خصمان خود کرد و انصاف رعایا از یکدیگر بستد» (گردیزی، ۱۳۵۳: ۳۱-۳۲).
نثر زینالاخبار از متنهای ساده و روان است؛ و فهم آن کمتر نیاز به مهارتهای ویژه دارد؛ اما معدود جملههایی دارد که کمی دارای ابهام و پیچیدگی معنایی است. بیشتر این ابهامها بدین نحو است که مفهومی برخلاف مقصود نویسنده به ذهن خواننده القا میشود. یکی از عوامل ابهام، برداشت خاص و استثنایی از معنای فعلهایی با مصدر «پذیرفتن» است که نویسنده در جملهها بهکار برده است. برای مثال: «پس طالوت وی (داود) را گفت: با جالوت توانی حرب کردن؟ گفت: توانم. طالوت وی را دختر و پادشاهی بپذیرفت و داود سه سنگ در توبره نهاد…» با توجه به شهرت قصهی طالوت و جالوت مفهوم جمله بهدرستی استنباط میشود، ولی خوانندهی خالیالذهن معنایی عکس نظر نویسنده دریافت میکند (شفیعینسب و دیگران، ۱۳۹۶: ۲۲۷).
نثر کتاب زینالاخبار نیز اگرچه متعلق به قرن پنجم هجری قمری است، از همین سبک پیروی نموده، بهطوریکه حتی نویسنده در انتخاب نام کتاب خویش تحت تأثیر زبان عربی است. ولی به هر حال گردیزی لغات و اصطلاحاتی به زبان فارسی دری در متن خویش آورده است. پرداختن به رئوس مطالب و وقایع تاریخی و پرهیز از تطویل در کلام، یکی از ویژگیهای نثر گردیزی است. این شیوهی نگارش گردیزی البته از عدم دقت کافی و فقدان تیزبینی او سرچشمه میگیرد. مؤلف زینالاخبار به روایات رسیده (چه کتبی و چه شفاهی) اعتماد کرده و آنها را بدون تحلیل و ریشهیابی به اختصار ضبط نموده است؛ و به علت همین عدم توجه به علل پنهانی وقایع است که باید او را یک مورخ سادهنگر دانست (پرگاری، ۱۳۷۷: ۱۵).
برای نمونه معلومات گردیزی دربارهی اینکه فرمانده این سوقیات (هرچند اسما بوده است) شهزاده ایزدیار بن مسعود بوده، نمیتواند موثق باشد، زیرا در این باره معلومات مفصلی از بیهقی در دست است که ایزدیار در این وقت ماموریتی در هند داشت (باسورث، ۱۳۶۷: ۲۳۲). تاریخ گردیزی (زینالاخبار) تا همان زمان یگانه اثری بود (بدون اثر بیرونی) که مطالب اجتماعی اقوام و ملل مختلف در آن به تحقیق و پژوهش گرفته شده بود. با وجود آنکه جستهجسته در تاریخ بیهقی نیز تلاش صورت گرفته تا اوضاع اجتماعی بررسی شود. گردیزی در این اثر روش بیرونی را سرمشق قرار داده، و بخشی از کتاب خود را بر مبنای اثر بیرونی نگاشته است.
با این حال تاریخ گردیزی بهعنوان نخستین تألیف تاریخی مستقل به زبان فارسی که در عهد حکومت عبدالرشید غزنوی در اختیار ما قرار دارد، اطلاعات ارزشمندی دربارهی غزنویان از ابتدای قدرتیابی آلپتگین تا سال ۴۳۲ ه.ق یعنی آغاز حکومت امیر مودود (فرزند سلطان مسعود) ارائه میدهد. در واقع کتاب زینالاخبار که مؤلف آن به گفتهی خویش بسیاری از حوادث عهد غزنوی را به چشم خویش مشاهده کرده، یکی از اصلیترین منابع تاریخ غزنویان بهشمار میرود (فروزانی، ۱۳۸۷: ۹-۱۰). موضوع اصلی تاریخ از نظر گردیزی، از نامی که برای کتاب خود برگزیده، بهخوبی مشخص میگردد. به نظر میرسد که وی با انتخاب واژهی «اخبار» برای نام کتاب خود، به این اشاره داشته که تاریخ از نظر او، شرح حال جوامع انسانی و رخدادهای مبتلابه جامعه است (فولادپور، ۱۳۹۹: ۷۵). از این رهگذر وی دستیابی به حکومت بر مبنای قدرت را مشروع میداند و برای تبیین این مساله، بهرام و اشکانیان را مثال میزند. همچنین اذعان دارد که بیعدالتی موجب از همگسیختگی امور نیز میگردد (فولادپور، ۱۳۹۹: ۷۴).
گردیزی قسمت اول از کتاب تاریخ خویش را به مسائل عمومی تاریخ ایران اختصاص داده و به سبک و شیوهی تواریخ عمومی، تاریخ عالم را از اولین پادشاهان داستانی ایران آغاز کرده است. گردیزی همهی عالم و جهان را ایران میدانست. در قسمت دوم، کتاب گردیزی جنبهی محلی به خود میگیرد و تاریخ سرزمین خراسان، از آغاز به بحث گذاشته میشود که البته همان جنبهی اختصاری که سبک و شیوهی گردیزی است، در این قسمت نیز مشاهده میشود. وی ضمن اشاره به فتح خراسان توسط مسلمانان، جدولی از امیرانی که توسط خلفا به این دیار گسیل میشدند، رسم نموده و به شرح آن پرداخته است. در این قسمت پیرامون قیام ابومسلم در خراسان و همچنین حکومت مأمون و پس از آن سلسلهی طاهریان در خراسان مطالبی یافت میشود. گردیزی از تاریخ صفاریان بهجهت آنکه تاریخ ایشان به نوعی به وقایع خراسان مربوط میشود، سخن رانده است.
وی مطالب خویش را پیرامون این سلسلهی تاریخی با عنوان «فتنهی یعقوب بنلیث» یاد کرده است؛ و ضمن اشاره به حکام دیگر این سرزمین، پیرامون چگونگی پیدایش سلسلهی سامانیان و تاریخ ایشان در آن سرزمین نسبت به فصول قبلی، مبسوطتر بحث کرده است. لذا اطلاعات بسیار اندکی هم از آلزیار و آلبویه میتوان به دست آورد. وی در ادامهی مباحث تاریخی خویش پیرامون سرزمین خراسان، به پیدایش حکومت غزنویان و نحوهی حکومت و جنگهای سلطان محمود و سلطان مسعود پرداخته و مطالب تاریخی خود را دربارهی این سلسله با ذکر چگونگی قدرت یافتن سلطان مودود بن مسعود در سال ۴۳۲ ه.ق به پایان میرساند.
بخش آخر کتاب، پیرامون معارف و انساب اقوام مختلف میباشد. فصلی از این بخش به اصل و نسبت ترکان و طوایف مختلف و فرهنگ و رسوم هر یک از این طوایف و همچنین مناطق مسکونی آنها در آسیای شرقی اختصاص یافته است. در فصلهای جداگانهی دیگری از همین بخش، معارف و انساب هندوان و رومیان نیز مورد بحث قرار گرفته است. از ویژگیهای مهم این اثر، نام عربی کتاب و متن فارسی آن است (پرگاری، ۱۳۷۷: ۱۵). همچنین دیده میشود که گردیزی از آثاری استفاده برده که امروز در دست ما نیست و میتوان آن را در زینالاخبار ملاحظه کرد. روی این اصل، اثر گردیزی ارزش والایی را داراست.
در نگاهی کلی، گردیزی تلاش نموده است تا از جملات شکبرانگیز و تکراری مثل «و خدا بهتر میداند» … اجتناب کند. او در برخی حوادث به دنبال تعلیل بوده، عاملی که سبب استحکام این روایات شده است. سبک نگارش گردیزی بهگونهای است که نخست با جملهای اصل و اساس واقعه را ذکر میکند و سپس در جملات بعدی اسباب آن را ذکر میکند و به عبارت دیگر از تبیین روایی استفاده کرده است (خلیفه و دیگران، ۱۳۹۹: ۱۹).
همچنین در رابطه با کاربرد آرایههای بیانی چون استعاره و تشبیه و کنایه و مجاز، اثری از کاربرد آرایههای بیانی نیست. به عبارت دیگر نویسندهی تاریخ گردیزی بنا به رسالت خود که گزارش تاریخ به زبانی ساده و روان و عاری از هرگونه لفافه و دوپهلوگویی است، به اظهار نظرهای شخصی در توصیف حالات درونی اشخاص و وقایع تاریخی به ندرت دست زده است (سهرابنژاد و دیگران، ۱۳۹۸: ۱۷۱).
این کتاب ارزشمند توسط عبدالحي حبیبی تصحیح شد؛ و بسیار دقیق و محققانه همراه با حاشیههای ارزنده در سال ۱۳۴۷ در کابل به چاپ رسید.
منابع و مآخذ
۱. باسورث، کلیفورد ادموند: عروج و اضمحلال غزنویان متأخر، ترجمهی عبدالوهاب فنایی، کابل: مرکز علوم اجتماعی آکادمی علوم ج.ا، ۱۳۶۷.
۲. پرگاری، صالح: «نگاهی دیگر به کتاب زینالاخبار»، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، اسفند ۱۳۷۷، شمارهی ۱۷.
۳. ترکمنی آذر، پروین: کتابشناسی گزیدهی توصیفی تاریخ ایران دورهی اسلامی (تا پایان دورهی قاجاریه)، تهران: سمت، ۱۳۸۸.
۴. جمشیدی، محمدحسن؛ موذنی، علیمحمد: «اندیشهی سیاسی متجلی در ساختار روایتگری زینالاخبار گردیزی»، نشریهی زبان و ادبیات فارسی، بهار و تابستان ۱۳۹۹، شمارهی ۸۸، صص ۱۱۷-۱۴۰.
۵. خلیفه، مجتبی؛ غفاری بیجاری، ستاره: «تاریخنگاری گردیزی در زینالاخبار: رویکرد و روش»، تاریخ و تمدن اسلامی، سال ۱۶، ش ۱۳، زمستان ۱۳۹۹، صص ۳-۲۳.
۶. سهرابنژاد، علیحسن؛ بهارزاده، ثریا: «بررسی و مقایسهی سطح ادبی تاریخ گردیزی و تاریخ سیستان»، دوفصلنامهی علمی بلاغت کاربردی و نقد بلاغی، سال چهارم، شمارهی اول، پیاپی ۷، بهار و تابستان ۱۳۹۸، صص ۱۶۵-۱۷۸.
۷. شعبانزاده لمر، بهمن: «بررسی اندیشههای تاریخی–سیاسی مورخان عصر غزنوی با تکیه بر عتبی، بیهقی، گردیزی»، تاریخنامهی خوارزمی، بهار ۱۳۹۳، ش ۳، صص ۹۰-۱۱۸.
۸. شفیعینسب، شعبان؛ گذشتی، محمدعلی؛ یوسففام، عالیه: «تحلیل سبک لایهی نحوی زینالاخبار گردیزی»، نشریهی تفسیر و تحلیل متون زبان و ادبیات (دهخدا) ، زمستان ۱۳۹۶، شمارهی ۳۴، صص ۲۰۵-۲۳۰.
۹. فروزانی، سیدابوالقاسم: غزنویان از پیدایش تا فروپاشی، تهران: سمت، ۱۳۸۷، چاپ سوم.
۱۰. فولادپور، سیما: «تاریخنگری و تاریخنگاری گردیزی»، فصلنامهی ایرانشناسی، تابستان ۱۳۹۹، دورهی دوم، شمارهی دوم، صص ۷۰-۷۷.
۱۱. گردیزی، عبدالحي بن ضحاک بن محمود: زینالاخبار، به تصحیح عبدالحی حبیبی، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۳.
۱۲. گردیزی، ابوسعید عبدالحي بن ضحاک: زینالاخبار (تاریخ گردیزی)، به کوشش عبدالحی حبیبی، کابل: انجمن تاریخ افغانستان، ۱۳۴۷ هـ.ش/۱۹۶۷ م.
۱۳. ورهرام، غلامرضا: منابع تاریخ ایران در دوران اسلامی، تهران: امیرکبیر، ۱۳۷۱.
* علی شهزادی، دانشجوی دکتری ایرانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی
