معرفی کتاب:

ورزنامه؛ کهن‌ترین‌ کتاب کشاورزی و باغ‌داری

66«ورزنامه» یا «ورزک‌نامه» اثر حکیم فسطیوس بن اسکوراسیکه با نام اصلیِ یونانی، کاسیانوس باسوس اسکولاستیکوس است. این اثر شگرف، کهن‌ترین کتاب در زمینه‌ی کشاورزی و باغ‌داری است که قدمت آن به دوره‌ی ساسانیان می‌رسد. این کتاب ارزشمند که در سده‌ی ششم میلادی به زبان یونانی نوشته و سپس به زبان پهلوی برگردانده شد، به‌عنوان راهنمایی ارزشمند در طبقه‌ی واستریوشان ساسانی به کار می‌رفت. پس از انقراض دولت ساسانی و تسلط اعراب بر ایران و تشکیل حکومت اسلامی در سرزمین‌های ایرانی در عهد عباسیان، نهضت ترجمه‌ی بغداد یا بیت‌الحکمه رو به ترقی نهاد. از این رهگذر این کتاب نیز در زمره‌ی آثاری بود که از زبان پهلوی به زبان عربی برگردانده شد.

در مقدمه‌ی مصحح بر این کتاب آورده شده است که علی بن ربن طبری در استدلال از شکل هلال و همچنین آواز پرندگان بر کیفیت هوا از نویسنده‌ی این کتاب، به‌عنوان صاحب «الفلاحه» نقل کرده؛ و محمد بن زکریای رازی هنگام برشمردن مرهم‌هایی که برای سوختگی سودمند است، می‌گوید که در کتاب «الفلاحه الفارسیه» آمده است که روغن گل سرخ آمیخته با سرکه، برای آرام ساختن رنج سوزش مفید است (ورزنامه، ده). این کتاب بعدها به زبان فارسی برگردانده شد؛ اما از نام مترجم آن اطلاعی در دست نیست.

اهمیت اصلی این کتاب فارغ از نثر پارسیِ فاخر آن و کمی لغات عربی که یادآور سبک نگارش «کلیله و دمنه‌ی بهرامشاهی» است، به سبب آن است که بیش از یک هزاره، جزئی از دانش کشاورزی ایرانیان بوده است. از سوی دیگر، این کتاب از لحاظ زبان و واژه‌شناسی اهمیت زیادی دارد چون شامل واژه‌های کهن فارسی مخصوص کشاورزی و مطالب مربوط به آن، واژگان کهن و اصیل درباره‌ی گیاهان، داروهای گیاهی و اصطلاحات علمی قدیم است. واژگانی چون «کرسیدن» به معنی چسبیدن، «نگندن» به معنای دفن کردن، «گولال» به معنی حشره‌ای که سرگین می‌غلتاند یا افعال فارسی مهجوری چون «آغاریدن» به معنی خیساندن، «بزیدن« به معنای وزیدن، «پسودن» به معنای لمس کردن، «چَفتن» به معنای خمیده شدن یا «پایستن» که همان بر جای ماندن است، از جمله‌ی این واژگان خاص در این منبع به شمار می‌آید.

نویسنده‌ی این اثر انگیزه‌ی خود را از نگارش این کتاب در باب پنجم و جزء یازدهم، چنین عنوان کرده است که:

«من این کتاب را از بهر کِشتکاران و دهقانان بنهاده‌ام تنها خاصه، و لکن خواستم که خداوندان رای بدان منفعت یابند؛ و کسانی که ایشان حریص باشند بر آن که سخن نیکو گویند؛ و آنان که اهل سخنان باشند؛ و دوست دارند که طرفگی‌ها شنوند؛ و گوینده….».

همچنین در مقدمه‌ی کتاب در باب آفرینش هستی آورده است:

«… و از وی به قدرت گوهران، بسط معقول را پدید آورید؛ و از «بسائط گوهران» ترکیب پدید آورد؛ و از هفوتهاء این گوهران که پذیرای صورت و ترکیب بودند، اجرام و اشکال کواکب ثابت و سیار و دوایر افلاک ساخت؛ و این گوهران چهارگانه‌ی اسطقسی را که کدورات از صفوت‌ها اند؛ و ذات اطوال و عروض اند….».

بنابراین انگیزه‌ی علمی و فرهنگیِ نویسنده‌ی کتاب، دایر بر مقصودش از نگارش، تنها دهقانان و کِشتکاران نبوده، بلکه آن بوده است که اهل اندیشه و سخن نیز از آن بهره ببرند. این شیوه، سنت نگارش متون آموزشی و دایرةالمعارفی بود که بعدها نیز به‌مانند الگویی در دوره‌ی تاریخ میانه‌ی ایران، هم برای عموم و هم برای فرهیختگان نوشته می‌شد. در ادامه نیز، رنگ و بوی فلسفه‌ی طبیعی و کیهان‌شناسی، سخن از «بسائط گوهران»، «عناصر اربعه» (اسطقسات) و «دوایر افلاک» آشکارا نشان می‌دهد که نویسنده، تحت تاثیر فلسفه‌ی یونانی ـ به‌ویژه ارسطویی و نوافلاطونی ـ بوده است. از سوی دیگر، «کتاب قانون» و «دانشنامه‌ی علایی» ابن‌سینا تقریبا روشی بر پایه‌ی نگارش علمی است که کتاب حاضر را از محک تجربه یادآوری می‌کند.

این اثر در دوازده جزء و هر جزء، با ابواب گوناگون تنظیم شده است.

جزء اول شامل پانزده باب است.

باب اول: در معرفت هوای صافی درست؛

باب دوم: در معرفت علامت‌ها که بدان امید باران دارند؛

باب سوم: در معرفت درازای زمستان؛

باب چهارم: در معرفت آفت‌های کشت کردن به دیری و زودی؛

باب پنجم: در معرفت قمر آنگاه که زیر زمین باشد و آنگاه که ظاهر بود؛

باب ششم: در معرفت وقت طلوع عوا؛

باب هفتم: در معرفت وقت برآمدن هر ستاره و فرو شدنش؛

باب هشتم: در معرفت علامت نخستین رعد که بغرد؛

باب نهم: در معرفت اول بهار و تابستان و خزان و زمستان و برآمدن ثریا و فرو شدنش؛

باب دهم: در معرفت عدد بادها و مجراها و نام‌هاش؛

باب یازدهم: در معرفت مجرای مشتری و گشتن او در بروج؛

باب دوازدهم: در معرفت سرما که در آن سال خواهد بود؛

باب سیزدهم: در معرفت آن که حق تعالی کشت‌ها را بدان از آفت نگه دارد؛

باب چهاردهم: در معرفت آن که رعد زیان‌کار است یا نه و گردانیدن زیان آن؛

باب پانزدهم: در معرفت منازل قمر به وقت آن که با آفتاب به تثلیث باشد.

بنابراین در این جزء، مقدمه‌ای بر علم آب و هواشناسی، رعد و باران و منافع یا ضرر آنها، وقت کِشت کردن، بروج فلکی و فصول سال در معرفت گرما و سرما و به‌طور کل مواردی که می‌تواند بر رشد یا عدم نفع گیاه تاثیر گذارد، در جمله‌ی توضیح و بررسی آورده شده است.

جزء دوم شامل هشت باب است.

باب اول: در معرفت جای بنای خانه و در آن که کجا کنند؛

باب دوم: در وصف آن که زمین بلند را چون آب دهند؛

باب سوم: در معرفت علامت‌های زمینی که آبش کم باشد؛ یا خوش و یا شوره؛

باب چهارم: در معرفت علامت زمینی را که خاکش خوش بود و برومند؛

باب پنجم: در معرفت پیمانه‌ها و سنگ‌ها؛

باب ششم: در معرفت آن که باغ را تربیت کند به سرگین‌ها؛

باب هفتم: در معرفت مردم که بدیشان کار فرمایند؛

باب هشتم: در معرفت فصل‌های سال و نام روزها و آنکه هر یک چه کار را شاید.

در این جزء بیشتر به بررسی کیفیت نوع خاک، حاصلخیزی زمین از منظر سنگلاخی، صخره‌ای، شوره‌زار، جلگه‌ای و یا آبرفت بودن آن و منفعت یا زیان کودهای گیاهی و حیوانی (سرگین و فقاع) بر خاک پرداخته شده است.

جزء سوم شامل بیست و نه باب است.

باب اول: در گزیدن تخم کِشتن را؛

باب دوم: در معرفت وقت تخم کِشتن؛

باب سوم: در معرفت تخم نو و تخم کهن؛

باب چهارم: در زمین بلند و مغاک تا تخم آن افگنند که هر یک را شاید؛

باب پنجم: در نگه داشتن هر تخمی تا به سلامت مانده تا وقت کاشتن؛

باب ششم: در آن که تخم در زمین بی‌قوت و میانه و دون چون افگنند؛

باب هفتم: در آن که کدام تخم افگنند در زمین خشک و زمین تر؛

باب هشتم: در حیلت آن که چون بکارند افزونی بسیار بود؛

باب نهم: در آن که بدانند که تخمی که کِشته‌اند به قدر افگنده‌اند یا نه؛

باب دهم: در معرفت آفت و تخمی که اگر به دیگری می‌آمیزند به زیان آید؛

باب یازدهم: در آن حیلت که رستن دفلی در کِشت باز دارد؛

باب دوازدهم: در اختیار کردن جایگاه از بهر خرمن؛

باب سیزدهم: در حیلت آن که جاج و ثیل (گیاهی از تیره‌ی گندمیان) را از بین ببرند؛

باب چهاردهم: در حیلت آن که مرجو (عدس) و ماش را زودتر برسانند؛

باب پانزدهم: در کاشتن جرجیر؛

باب شانزدهم: در کِشتن نخود و منع مردم از خوردن آن وقت رسیدن؛

باب هفدهم: در کار کِشتن مرجو؛

باب هجدهم: در کِشتن جرجیر رومی؛

باب نوزدهم: در کِشتن جو و گندم و گاورس؛

باب بیستم: در ساختن جایگاه هری‌ها (خانه‌ی کلان که در آن طعام سلطان گرد آرند؛ مترادف با سیلو)؛

باب بیست و یکم: در زیادت شدن گندم که در هری‌ها جمع کنند؛

باب بیست و دوم: در حیلت آن که مورچه در هری‌ها سوراخ نکند؛

باب بیست و سوم: در آن که ایزد تعالی غله را در هری از آفات نگه دارد؛

باب بیست و چهارم: در آن که ایزد تعالی بدان (هری) جو را از آفت نگه دارد؛

باب بیست و پنجم: در آن که ایزد تعالی بدان مرجو و ماش و کلول (نام گیاهی دارویی) را از آفت نگه دارد؛

باب بیست و ششم: در آن که ایزد تعالی بدان همه‌ی آردها را از آفت نگه دارد؛

باب بیست و هفتم: در معرفت سنگ که در میان نان بود و در میان گندم؛

باب بیست و هشتم: در آن که نان بی خمیره چون خوش کنند اگر خمیره نباشد؛

باب بیست و نهم: در آن که جو را چون مقشر و کشک کنند.

در این جزء به‌صورت تخصصی‌تر و پیچیده به اصول مهم کشاورزی از جمله نحوه‌ی گزیدن تخم یا بذر، کاشت آن، کم‌آب بودن یا پرآب بودن هر نوع گیاه، تاثیر کاشت یک گیاه بر عدم رشد گیاه دیگر یا وارونه‌ی آن، در مضرات گیاهان هرز در جلوگیری از رشد گیاهان پرمنفعت چون حبوبات، در ساختن جایگاه سیلو و نحوه‌ی آن در حفظ و نگهداری محصول برداشت‌شده، در شناخت و گزینش سنگ آسیاب به منظور آرد نمودن گندم، در ساختن خمیر نان گندم و جو و مسائلی از این دست که در ارتباط با محصولات پرفایده‌ی کشاورزی و معیشت مردم با آن‌ها هستند، در این جزء گرد آمده است.

جزء چهارم شامل صد‌وهفده باب است.

باب اول: در شناختن علامت زمین نیک و بد؛

باب دوم: در شناختن وقت رز کردن؛

باب سوم: در شناختن تخم رز و گزیدن آن؛

باب چهارم: در آن که رز چندم ماه کارند و ماه زیر زمین پاید یا نه؛

باب پنجم: در آن که تاک چون کارند، راست کارند یا کژ؛

باب هشتم: در آن که هر کنده یک نهال نشانند یا نهال‌ها؛

باب نهم: در اندازه‌ی ژرفی کنده‌ی تاک؛

باب دهم: در آن که از چند نوع باید تخم رز؛

باب یازدهم: در حیلت زیادت شدن بار رز؛

باب دوازدهم: در پیوستن شاخ رز به درختی که نزدیک وی بود؛

باب سیزدهم: در تاک گرفته که به جای دیگر بنشانند؛

باب چهاردهم: در معرفت آن که میو (درخت مو، انگور) شاید کِشتن؛

باب پانزدهم: در آن که تاک با شاخ مورد چون کارند؛

باب شانزدهم: در آن که انگور چون رسانند؛

باب هفدهم: در کار باغی که انگور او دیرتر رسد؛

باب هجدهم: در نشاندن تاکی که انگورش را دانه نبود؛

باب نوزدهم: در انگوری که به منزلت دارو بود؛

باب بیستم: در حیلت انگوری که از او بوی خوش آید؛

باب بیست و یکم: در حیلت زنبور از انگور دور کردن؛

باب بیست و دوم: در تازه داشتن انگور تا دی ماه؛

باب بیست و سوم: در پیوند کردن نوع‌های رز با یکدیگر؛

باب بیست و چهارم: در پیوند کردن درخت تاک بر درخت سیب؛

باب بیست و پنجم: در آن که انگورهای مختلف در یک خوشه بار آید؛

باب بیست و ششم: در آن که ایزد تعالی رز را از سرما و گرما نگه دارد؛

باب بیست و هفتم: در آن که ایزد تعالی میو را نگه دارد از سرما و آب و یخ؛

باب بیست و هشتم: در شناختن وقت رز بریدن؛

باب بیست و نهم: در آن که میو بدان زود سبز شود؛

باب سی‌ام: در آن که شاخ‌های فضله آن میو چون برند؛

باب سی و یکم: در شناختن انگور نیک و آن که بارش بسیار بود یا نه…. تا باب صد و هفدهم.

این جزء دربردارنده‌ی شناسایی نوع خاک، اصول باغ‌داری و روش غرس گل‌ها و گیاهان، نحوه‌ی کاشت گل رز و شناخت بذر آن، چگونه نهادن درخت انگور، مقدار عمق خاک به جهت کاشتن انواع گیاهان و درختان، نحوه‌ی پیوند زدن درخت انگور با سیب که یادآور انواع تکثیر گیاهان چون قلمه زدن و خوابانیدن گیاه در خاک است، در انواع درخت تاک و نگهداری آن، هرس شاخه‌های زاید به منظور رشد گیاه و… که همگی دلالت بر اصول باغ‌داری، گیاهان تزیینی و گل‌هایی چون گل رز دارد.

جزء پنجم دارای هشتاد و پنج باب است که مانند جزء چهارم، در برگیرنده‌ی درمان آفات درخت‌ها، نوع چینش میوه‌ی درختان بارور، در نام‌های مختلف میوه‌ها، در باب میوه‌های هسته‌دار، پیوند زدن درختان با یکدیگر به منظور تکثیر آنان، در پرورش درخت انجیر، خشک نمودن انجیر به انبار، در باب درخت انار و شیرین کردن انار ترش، در باب کاشت درخت خرما، بادام، گردو و بلوط، در نگهداری درخت آلو، ترنج، وصف میوه‌های خشک و تر و…

جزء ششم در نسخه‌ی اساس از قلم افتاده است؛ و در جزء هفتم نیز از چهل‌و ‌باب، چهار باب درباره‌ی برخی از گیاهان دارویی و منافع آن یاد شده است.

جزء هشتم دارای بیست‌و‌سه باب است.

باب اول: در وصف و کار ملخ؛

باب دوم: در کار دود و کرم زمین؛

باب سوم: در کار ابن مقرض؛

باب چهارم: در کار موش خانگی؛

باب پنجم: در کار موشان دشتی؛

باب ششم: در کار گربگان دشتی؛

باب هفتم: در کار نوعی از موشان دشتی؛

باب هشتم: در کار ماران؛

باب نهم: در کار کژدمان؛

باب دهم: در کار مورچه؛

باب یازدهم: در کار بق (پشه)؛

باب دوازدهم: در کار مگسان؛

باب سیزدهم: در کار شب‌پره؛

باب چهاردهم: در کار انگل؛

باب پانزدهم: در کار کیک؛

باب شانزدهم: در کار زنبوران؛

باب هفدهم: در کار کیکان بستانی؛

باب هجدهم: در کار کرمی که آن را کلبه می‌گویند؛

باب نوزدهم: در کار کرم میوه؛

باب بیستم: در زنبور، تا انگور و دیگر میوه‌ها نخورد؛

باب بیست و یکم: در کار زنبور انگبین؛

باب بیست و دوم: در کار ذراریح؛

باب بیست و سوم: در کار زلو (زالو).

این بخش در برگیرنده‌ی انواع آفات زمین و گیاهان اعم از کرم میوه، موش‌های دشتی و خانگی، آفات حشره‌ای چون ملخ، کژدم، پشه و مگس و سایر انگل‌های مضر برای انسان که در طبیعت و باغ‌داری است، می‌باشد. همچنین درباره‌ی حشرات مفید برای انسان چون زنبور عسل و زالو توضیحاتی یادآور شده است.

محتوای دیگر اجزای کتاب یعنی جزء نهم، دهم، یازدهم و دوازدهم که به ترتیب، بیست و دو باب، بیست باب، چهارده باب و سی و یک باب در بر دارد، درباره‌ی حیوانات گرداگرد طبیعت، گیاهان و باغ است هم‌چون کبوتران و خزندگان و گزندگان، ماکیان، گاوان کوهی و خوکان وحشی، سگان و خرگوشان.

از سوی دیگر، اشاره بر کاربرد درمانیِ گیاهان دارویی چون داروی درد دندان، داروی یرقان، رفع سرفه، شفاف ساختن پوست، رفع عرق و… از دیگر مواردی است که از آن‌ها یاد شده‌اند.

با توجه به معرفی اجمالی از این اثر پرارزش، می‌توان پی برد که این کتاب نه تنها به عنوان یک اثر جامع کشاورزی و باغ‌داری در دوران خود، بلکه کتاب راهنمایی برای پرورش، نگهداری و استفاده از گیاهان دارویی برای درمان بیماری‌ها، پزشکی، سموم، تندرستی و موضوعات مرتبط، آشنایی با آفات جانوری و حشرات موذی و مفید برای انسان چون زنبور انگبین (عسل) و شیوه‌ی آبخیزداری و خاک‌شناسی است که حاکی از اهمیت والای تاریخی و موضوعی آن در نزد ایرانیان باستان است.

مردمانی که کشاورزی نه تنها در اعتقادشان یعنی آیین باستانی زرتشت پیامبر، نیکو و مقدس شمرده می‌شود، بلکه احترام والا به اخشیج‌های چهارگانه‌ی طبیعت یعنی آب، هوا، خاک و آتش، نشان‌دهنده‌ی اهمیتی است که این کتاب در نزدشان از رهگذر کاربردی و اعتقادی (حفظ طبیعت) یافته است.

نسخه‌ی منحصر به فرد این اثر ارزشمند توسط استاد حسن عاطفی تصحیح و توسط نشر دانشگاهی در سال 1388 خورشیدی چاپ شده است.

برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به:

افشار، ایرج، «ورزنامه، فسطیوس بن اسکوراسیکه، به تصحیح حسن عاطفی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1388 ش» (معرفی کتاب)، گزارش میراث، دوره‌ی دوم، سال چهارم، شماره‌ی سی و هفتم، بهمن و اسفند 1388، ص53-54.

فسطیوس بن اسکوراسیکه، ورز نامه، به تصحیح حسن عاطفی، تهران: نشر دانشگاهی، 1388.

قاسمی، مسعود، برخی از افعال و مشتقات آن در ورز نامه، نامه‌ی فرهنگستان، دوره‌ی 11، تابستان 1389، شماره‌ی 2، (پیاپی 42).

* علی شهزادی، دانشجوی دکتری ایرانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی

به اشتراک گذاری
Telegram
WhatsApp
Facebook
X
LinkedIn
Email

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *