در ماه مهر چیزی دلنوازتر نیست از برخواندن داستان پادشاهی فریدون به زبان گرانمایه فردوسی در شاهنامه و درنگیدن در هر گوشه و کنار آن داستان ایرانساز.
فردوسی پیشتر خبر داده بود که چون فریدون از مادر بزاد نهاد جهان دیگر شد. چنین سخنی در باره کسی در شاهنامه نیامده است و برتر ستایشها از شاهنشاهان ایران است، از روزگار پیشدادیان تا به انجام کیانیان.
اما دیگر شدن نهاد جهان با پیدایی فریدون چه بوده و رد و نشان آن را در چه چیزهایی باید شناخت؟
۱. دانیم که بازار ایران خاستگاه آن خیزش بود که ایران را از سلطه آیین اشتراکی ضحاک برهانید. بازار در حکومت اشتراکی نابود میشود. این بود که بازار تاب از کف داد و برخاست: “همانگه ز بازار برخاست گرد.”
۲. دانیم که نخستین پیام فریدون در جایگاه پادشاه نو به بزرگان سرمایه و ارباب بازار بود. او سپاهیان را از کارهای آزاد و اهل کار را از سپاهیگری بازداشت. سرمایهداران و صاحبان کارها را بنواخت و دلگرمی داد تا هر کس به سر کار و کسب خویش شوند و دیگر نگران استبدادی نباشند که در آن کس اجازه کار آزاد نداشت.
ارج نهادن فریدون به سرمایهداران بزرگ کشور یعنی آزادی بخش خصوصی و بازار. این نکته پرارج در سیاست و حکومت فریدونی را باید بهتر دید و شناخت.
بزرگداشت بخش خصوصی و آزادکردن آن در پادشاهی فریدون، یعنی نیرومندشدن پیکره جامعهای که در دوره ضحاکی با تحمیل مرام اشتراکی نزار شده بود.
شاید اینجا یکی از آن موارد دیگرشدن نهاد جهان است که فردوسی در باره فریدون گفته بود.
شاه فریدون پرچمدار آزادی سرمایه است. آزادی سرمایه، محرک بزرگ هر جامعه و بنیاد کار و کوشش و سرزندگی است.
این ارجمندتر جنبههای جشن شاهنشاهی فریدون است و ارج و جاهی دیگر به جشن مهرگان میافزاید:
مهرگان، جشن آغاز آزادی بازار و جان گرفتن سرمایه و بخش خصوصی هم هست.
محمود فاضلیبیرجندی – ۱۰ مهر ۱۴۰۴
