ارایه‌شده در مانتره 32

آتش، نور و روشنایی در باور مَزدیَسنی

فریبا مژگانی چکیده: آتش همواره در فرهنگ ایرانی و در باور نیاکان‌مان سپند و ارجمند بوده، پرفروغ‌ترین و برجسته‌‎ترین آخشیج‌ها و مورد پاسداشت و نکوداشت بوده است. در باور مزدیسنی، آتش، نور و روشنایی مفاهیم بنیادی‌اند. پیروان آیین اشوزرتشت که خود را مَزدیَسنی یعنی پرستندگان مزدا (خداوند) می‌نامند، در نیایش‌های خود با تن و روانی پاک رو به سوی روشنایی به نماز و نیایش پرداخته واهورامزدا را به پاس تمامی بخشش‌های نیک و آفرینش‌های سودمندش سپاس می‌گویند و زندگی سرشار از آسایش و بهروزی را برای تمامی نیک‌اندیشان سراسر گیتی خواهانند. مزدیسنان آتش را در کنار سه آخشیج (عنصر) دیگر، یعنی آب، خاک و هوا، گرامی می‌دارند و از آتشکده‌ها به نشانه مهر و پاکی در محل زندگی خود پاسداری می‌کنند. نور و روشنایی پرستش سو (قبله) زرتشتیان به هنگام نماز بوده و نور آتش نیز همانند نورهای دیگر به هنگام نیایش درون انسان را روشن می‌کند. با این رویکرد، آتش نه‌تنها نمادی از هویت ملی و تاریخی ایرانی است، بلکه نیرویی پاک‌کننده و روشن‌کننده است که تاریکی را می‌زداید و به انسان انرژی می‌دهد تا به خرد اهورایی پیوسته و همچون شعله‌های رو به بالای آتش، مسیر پیشرفت و والایی را بپیماید.
در این جستار با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای و گزینش و گردآوری نوشته‌هایی از پژوهندگان و موبدان زرتشتی درباره آتش و نور و جایگاه آن در باور مزدیسنی، کوشش شده تا نقش آتش، نور و روشنایی را در آیین زرتشتی روشن سازد.

واژگان کلیدی: آتش؛ نور؛ روشنایی؛ پرستش سو

  1. مقدمه

در بیشتر فرهنگ‌های نخستین و به‌ویژه در ایران‌زمین، نور و روشنایی از عناصر جدانشدنی دین و فرهنگ مردمان بوده و از آن‌جایی‌ که زندگی، فرهنگ و هنر ایرانیان برخاسته از جهان‌بینی آن‌هاست و حرکت از تاریکی به‌سوی روشنایی یکی از مهمترین مبنای این جهان‌بینی است، همواره نور و روشنایی را ارج می‌نهادند. بنابراین گرامیداشت نور و آتش در دین زرتشت به شوند دیرینگی و باورهای ارزشمند آن، بر بیشتر دین‌های شرقی و غربی بازتابی شگرف داشته است و مایه‌ی خوشبختی و بالندگی است که اَشو زرتشت نخستین اندیشمندی بود که با خرد و اندیشه نیک خود آفریننده روشنایی را به‌خوبی شناخت و اهورامزدا را شیدان شید، هروسپ روشنی و اَنَغرَنام رَئوچَنگهام نامید.

آرمان نگارش این نوشتار آشنایی و شناخت جایگاه ارزشمند نور و روشنایی در باور مزدیسنی است. چرا که آتش درونی ما، نمادی از اندیشه و خردی است که با خرد بی‌پایان اهورامزدا پیوند دارد. این پیوستگی رهنمون انسان به‌سوی والایی و فهمی بهتر از جهان گیتی است. نور بن‌مایه‌ای از امید و آرامش است که با تابشش در دل انسان، شادی و دلگرمی را به ارمغان می‌آورد. زمانی که نور به دل و اندیشه راه می‌یابد ترس و ناامیدی را زدوده و با جایگزینی امید، انسان را به تلاش برای بهبود و پیشرفت روزافزون وامیدارد. با آگاهی از کارایی ارزشمند نور و آتش بایسته است بیشتر و بهتر با آن آشنا شده و در راه پیوند با نور نورها، اهورامزدا، خداوند جان و خرد، کوشاتر گام برداریم. برای دستیابی به این آماج در این نوشتار به چرایی ارزشمندی جایگاه نور و آتش از دیدگاه ایرانیان و برابر با آیین مزدیسنی پرداخته، آنچنان که به شیوه‌ای روان و کوتاه به‌ویژه برای فراگیری دانش‌آموزان سودمند باشد.

  1. چرایی ارزشمندی آتش در آیین زرتشتی

آتش یکی از پدیده‌های شگفت‌انگیز نزد نیاکان ما بوده و از زمانی که در اختیار گرفته شده است تا اکنون، مرتو (انسان) به آن نیاز فراوان داشته و همچنان دارد. مرز بین توحش و تمدن به‌شمار آمده است.به همین انگیزه ارج و ارزش ویژه‌ای داشته است. ایرانیان از روزگار باستان در کنار سه آخشیج (عنصر) دیگر آب،خاک و هوا، آتش را نیز گرامی می‌داشتند به‌ویژه اینکه آتش را همچون موجود زنده می‌دانستند که باید از او پرستاری کرد تا خاموش نگردد. آتش به اکسیژن، خوراک و جایگاه ویژه نیاز داشته است. کسانی که از همان روزگار تاکنون چوب یا سوخت به آتش می‌رسانند و هوا را از آن نمی‌گیرند از آتش پرستاری کرده‌اند. به زبانی دیگر پرستندگان آتش بوده‌اند. ویژگی دیگر آتش این است که پاک‌کننده است ولی خودش هیچ‌گاه آلوده نمی‌گردد. آتش از زمان هوشنگ مهار گردید و در اختیار مرتوگان درآمد که داستان آن در شاهنامه‌ی فردوسی آمده است. سده‌ها پس از آن زرتشت که از اهمیت آتش آگاه گردید شایسته ندانست تا مرتوگان را از فروغ و گرمای آتش بی‌بهره نگهدارد، بنابراین نه تنها آتشکده‌ها را ویران نکرد بلکه روشنایی آتش را پایه‌ی پرستش سو (قبله) پیروان خود قرارداد. چنانکه روشنایی خورشید و ماه و پدیده‌های دیگر نیز از همین ویژگی برخوردارند. در گاتها و بخش‌های دیگر اوستا از آتش به نام پرتوی از خداوند یاد شده است و یادآوری کرده است که مرتو، روشنایی و گرمای آن را در نهاد خویش استوار سازد. (نیکنام،1399: 361)
اَشو زرتشت در بخشی از یسنای 44 بند 3 می‌پرسد: «کیست آفریدگار و پدر اَشه روز نخست؟» و در یسنای 47 بند 2 پاسخ این پرسش را یادآور می‌شود: «تنها مزدا پدر راستی است.»
از آن‌جایی که واژه اَشه در گاهان 180 بار آمده است  به‌خوبی ارج و ارزش آن را گوشزد می‌کند. اَشه سامان بهنجار است و به‌چم راستی، پاکی، درستی، هنجار، دادگری، دانایی، برتری و رسایی آمده است. اَشه در گاهان با صفت وَهیشته نیز آمده است به چَم بهترین راستی و پاکی، این واژه به فارسی نو اَردیبهشت است. همه آرمان اَشه و پافشاری به این داد و هنجار اهورایی و این نظم کیهانی در این نهفته است که بشر را راست و درست و پاک در برابر دروج (دروغ) قرار دهد تا جهانی روشن و پاک هماهنگ با خواسته‌ی اهورامزدا فراهم آید. در یسنای 46 بند 7 اشوزرتشت یادآور می‌شود: هنگامی‌که دروغکار به آزار من کمر می‌بندد چه کسی را ای خدای دانا جز آتش (آترَسچا) و منش (مَنَنگهَسچا) خود برای نگهداری من گمارده‌ای؟ از پرتو این دو فروزه‌ی روشنایی و دانایی است، ای خدا که آیین اَشه به کار بسته می‌شود. نهاد مرا از این آیین آگاه ساز.
با نوآوری اشوزرتشت برای همبستگی و هماهنگی بیشتر پدیده‌های نیک مینوی با آدمیان، برای پدیده‌های آنسری و مینوی نمادی اینسری و گیتوی در نظر گرفته شده است. برهمین پایه نماد این جهانی و گیتیایی اشه، آتش گذارده شده است.
برابر گاهان یسنای 31 بندهای 7 و 8 اهورامزدا اشه را از خرد خود آفریده و چنانکه در اوستا و ادبیات پارسی آمده آتش گراینده به مینوست، آسمانی است و آنسری، پاک است و روشن، روشنی‌بخش، از بین برنده‌ی تاریکی، شادی‌آور و سوزاننده‌ی ناپاکی و با این ویژگی‌هاست که آتش گرایش به اشه دارد و همسوی ویژگی‌های آن است. بنابراین در یسنای 2 بند 12 و یسنای 25 بند 7، همچنین بند 9 گاه هاون و آتش نیایش در خرده اوستا، آتش که نماد این جهانی و گیتیایی اشه است، پسر اهورامزدا قلمداد شده است. این جنبه پدر و پسری در ادبیات دینی کاربرد داشته و از ریزه‌کاری‌های ادبی و دانشی است که در نوشته‌های دینی دیده می‌شود. (قدردان،1388: 45-39-34-33-32)
به موجب بندهش: هرمز آتش را از عالی‌ترین و برترین خصیصه خویش آفریده است. فروغ یا نور آتش از روشنی بیکران یعنی جایگاه هرمز، مایه می‌گیرد. پس‌از آفریده شدن آتش، فروغ روشنایی بیکران اهورایی بدان پیوست. زیبایی شعله‌های نورانی و فروزان آتش از همان فروغ ایزدی است. یعنی آن شعله‌های تابناک که درهنگام اشتعال رو به بالا می‌رود و چه زیباست. به قول بندهش «ایدون خوب پیکر است.»
در روایت پهلوی نیز آمده: آتش را از اندیشه آفرید و فروغش را از روشنی بیکران آفرید.
اهورامزدا با قرار دادن آتش در موجودات، بخشی از اندیشه و خرد همه‌دان خود را در آنان نهاده است و بدین ترتیب ارتباط میان خود و آفریدگانش را ریشه‌دارتر و پایدارتر ساخته است. ارتباط میان آتش و جان آدمی نیز تاکید بر این پیوستگی است. جان در تن یکی از پنج نیروی برتر است. زیرا تن را زنده دارد و حیات آدمی در گرو آن است و جان، روشن، گرم و هم گوهر آتش است. (اوشیدری، 1379: 33-32)
در نزد پیشینیان ما آتش یکی از چهار آخشیج (عنصر) بنیادین دانسته شده و به همراه باد (هوا) آب و خاک تشکیل‌دهنده زادگان سه‌گانه شامل کانی، گیاه و جاندار می‌باشند و این چهار آخشیج‌ها در حقیقت آفرینش و هستی را تشکیل داده‌اند. (قدردان،1388: 11)

  1. انواع آتش

1-3. انواع آتش در گاهان

در گاهان 8 بار از واژه آتش سخن به میان آمده و در یسنای 17 بند 11 از پنج نوع آتش نام برده شده است.

1.آتش بِرزی سَوَنگهَه [2]: به معنی (بخشنده‌ی) سود بلند ولی ممکن است در اصل به معنای دارای روشنی بلند بوده باشد.در تفسیر پهلوی به‌صورت «بلند سوت» آورده شده و بنابر نوشته بندهش این آتش سرچشمه‌اش از آسمان بوده و آتش آتشکده‌ها (آتش ورهرام) از پرتو آن است.

  1. آتش وُهوفریانَه [3]: به معنی دوستدار نیکی است و در تفسیر پهلوی آتش غریزی و یا آتش و حرارتی است که در تن مردمان و چارپایان وجود دارد.
  2. آتش اوروازیشتَه [4]: به معنای شادترین و در تفسیر پهلوی آتش و حرارتی است که در گیاهان وجود دارد.
  3. آتش وازیشتَه [5]: به معنای پیش‌برنده‌ترین که در تفسیر پهلوی به آتش رعد و برق یا آتش ابرها گفته شده است.
  4. آتش سپِنیشتَه [6]: به معنی سپندترین و آن آتشی است که در بهشت فروزان است. (قدردان،1388: 25-24)

در تفسیر پهلوی معنی این کلمات به شرح زیر تعبیر و تفسیر شده است.

آتش «برزی سونگ» که به پهلوی بلند سوت (سود) نوشته شده به معنی آتشی آمده است که بر روی زمین وجود دارد و در اجاق‌های خانوادگی و در آدریان‌ها نگهداری می‌شود.

آتش «وهوفریان» آتشی نامیده شده که در کالبد انسان وجود دارد و به عبارت دیگر این آتش عبارت از حرارت غریزی است که انسان را زنده نگه می‌دارد و بدون آن زندگی غیرممکن است.

آتش اروازشت بنا به تفسیر پهلوی آتشی است که در رستنی‌ها و نباتات موجود است و آتش وازیشت به برق آسمانی تعبیر شده است. همان آتشی که بنا به مندرجات فرکرد 19 بند 40 وندیداد از گرز تشتر (ستاره باران) شراره کشیده و دیو سپین جغره (دیو خشکسالی) را هلاک می‌نماید. بدیهی است که این شرح کنایه از رعد و برقی است که در روزهای بارانی مشاهده می‌شود.

آتش «سپی نشت» آتشی تعریف شده است که در گروسمان (عرش اعلی) فروزان است.
در فصل 17 بندهش و فصل 11 زادسپرم نیز از این پنج قسم آتش یاد شده است. آتش «برزی سونگ» یعنی آتش معمولی در کتاب‌های پهلوی به سه طبقه کوچکتر تقسیم شده است که عبارتند از آتش دادگاه ، آتش آدریان و آتش ورهرام .

آتش دادگاه آتشی است که در اجاقهای خانوادگی فروزان است و از طبقات سه گانه آتش کم اهمیت تر است. در ایران باستان آتش خانوادگی را نمی‌گذاشتند هیچ وقت خاموش شود. (آذرگشسب،1353: 15)

آتش و اجاق خانوادگی در فرهنگ آریایی و پیشینیان، جایگاه بسیار والایی داشته است. در گاتها: خان‌ومان «دمان»و در اوستا « نمان و دمان» و در زبان پهلوی به صورت «مان» آمده و «مان» کوچک‌ترین یگان مردمی است. در گذشته به آن ارج بسیار نهاده می‌شد و روشن نگه داشتن اجاق خانوادگی، جزو آیین‌های بایسته تیره‌ها و اقوام گوناگون، (به‌ویژه آریاییان) بود. (اوشیدری ، 1379: 8-7)

2-3. انواع آتش در اوستا

بنابر ادبیات اوستایی سه نوع آتش یا سه گروه آتش وجود دارند که به ترتیب اهمیت و بزرگی عبارتند از آتش ورهرام (بهرام)، آتش آدران (آدریان ، آذران) و آتش دادگاه

آتش ورهرام ( بهرام ): این آتش سپند نمودار فرمانروایی مینوی روشنی و راستی در نبرد با تاریکی و دروغ است که در گذشته از 16 آتش گوناگون فراهم میشد. آتش آتشکده های آذرفَرنبَغ (آذر خروه) ، آذر بُرزین مهر و آذرگشسب از نوع آتش ورهرام بوده اند.

آتش آدران یا آذران (آدریان): آتشی است که از مجموع چهار آتش به دست می‌آمده و نمادی از یگانگی و همبستگی چهار طبقه موبدان، ارتشیان، کشاورزان و پیشه‌وران بوده است.

آتش دادگاه: همان آتش کوچک خانوادگی بوده که زرتشتیان به ویژه ثروتمندان در خانه های خود نگه می‌داشتند. این آتش در نیاشگاه‌های عمومی و همچنین در اتاق کوچکی در نزدیکی دخمه (دادگاه ، به گویش بهدینی دازگَه) نیز وجود داشته است. (قدردان، 1388: 27)

  1. نور و پرستش سو

آتش در اوستا نمودار فروغ خداست. آتش اشو زرتشت بیش از همه مینوی است. نور که زاییده آتش است نزد همه اقوام گرامی است. در بیشتر کتاب‌های آسمانی، خدا نور محض، نور حقیقی و یا نورالانواراست. انوار مادی و جهانی، نمونه و مظهری از نور حقیقی است. این است که ایرانیان باستان، نور را پرستش سوی خود قرار داده و رو به نور، نیایش اهورامزدا را به‌جا می‌آورند، تا به نور حقیقی نزدیکتر شوند.
اگر زرتشتیان رو به سوی نور دارند و آن را پرستش سو می‌دانند، برای نزدیک شدن به اهورامزدا، پروردگار و آفریننده کل است که خود سرچشمه همه نورها (نورالانوار، شیدان شید) است.
به‌جا آوردن مراسم در برابر نور خدا به انسان حرارت زندگی و جوش‌وخروش و اراده و پایداری می‌بخشد و دل دینداران و مشتاقان با برخورد به امواجش، سبک و شاد و خرم می‌گردد و پرتو آن به نسبت ایمان و اخلاص ستایندگان بر دل ایشان می‌تابد و انوار تسلی و امیدواری، کانون دل آنها را روشن می‌گرداند، آنگاه کالبد خاکی انسانی مجرای پخش انوار فیض یزدانی می‌گردد. (اوشیدری ، 1379: 10-9-8)
در فقره اول از کرده دوم هفتن یشت می‌خوانیم «ای خدای هستی بخش دانای بی‌همتا که بخشاینده همه چیز و از دیده ظاهربین ما ناپدیدی. این آتش را که در برابر گذاشته‌ایم نور آفرینش تو می‌دانیم و آن را به منزله قبله می‌شناسیم و به وسیله این نور که ذره‌ای از ذرات انوار تو است خواستاریم که خود را به نور حقیقت تو برسانیم.» (آذرگشب،1353: 41)
در یسنای 43 بند 9 سخن از نماز نزد آتش است: موبد فیروز آذرگشسب: «ای خداوند جان و خرد! آنگاه ترا پاک و مقدس شناختم که منش پاک به من روی آورد و نور حقیقت و معرفت به قلبم راه یافت. پرسیدم چه کسی را خواستاری بیش از همه مورد نماز و ستایش قرار گیرد (خود چنین پاسخ گفتم) تا زمانی که مرا نیرو و توان است فروغ تابناک و معنوی تو را ای مزدا می‌ستایم و به آیین راستی دل خواهم بست.»

جلیل دوستخواه: «ای مزدا اهورا! به راستی تو را پاک شناختم، آنگاه که منش نیک نزد من آمد و پرسید: چگونه خود را بازمی‌شناسانی؟ و من پاسخ دادم: با دهش آن نماز که نزد آذر تو می‌گزارم. تا بدان هنگام که مرا توش و توان هست، به اشه خواهم اندیشید.»

موبد کوروش نیکنام: «پیوسته بر آیین راستی استوار مانیم.به سوی روشنایی خداداده نیایش کنیم. وهومن را در خود پرورش دهیم تا روشنایی دلمان شکوفا گردد. روشنایی دلمان را در پرتو وهومن کسب کنیم.» (مبارکه و نظری پویا،1392: 469-467)

قبله زرتشتیان به سمت نور و روشنایی یا طلوع خورشید است.نقش خورشید و آتش به‌عنوان تجلی از انوار خداوند است. به همین منظور برای برپاداشتن نماز و نیایش نیاز به یک الگوی فضایی است که این مراسم در پِسکَم مَس (صفه بزرگ) که رو به شرق (سوی برآمدن خورشید) است در کنار آتشدان برگزار می‌شود .الگوی خانه‌های زرتشتیان چهار ایوانه یا چهار صفه است که به زبان دری چهار پِسکَم است. فازهای چهار پِسکَمی به گونه‌ای بوده که هیچگاه پشت به خورشید نمی‌کرده اند.( شیشه‌بری و سیدعلی‌زاده، 1392: 54-53-43-42)
بنا بر باور زرتشتیان چون نمی توان برای اهورامزدا جا و مکانی ویژه در نظر گرفت و اینکه اهورامزدا خود سرچشمه برترین نور و روشنایی است، پرستش سو یا قبله زرتشتیان نور قرارداده شده است.رو کردن به سوی نور باعث می شود که فروغ درونی فرد با روشنایی‌های پیدا و دیدنی همراه و هم پیوند گردیده و راه ورود روشنایی‌های بی پایان و اهورایی به دل باز و هموار گردد، نور زداینده تاریکی و ترس و افزاینده امید و آرامش است. (قدردان،1386: 99)
پیروان آیین زرتشت که خود را مزدیسنی یعنی پرستندگان مزدا (خداوند) نیز می‌گویند، در نیایش‌های خود با تن و روانی پاک، رو به سوی روشنایی، خداوند را سپاس گفته نیایش می‌کنند. زرتشتیان به گاه نیایش، زندگی سرشار از آسایش و بهروزی را برای نیک‌اندشان روزگار آرزو می‌کنند و آتش را در کنار سه عنصر دیگر یعنی آب،خاک و هوا گرامی می‌دارند و از آتشکده‌ها به نشانه مهر و پاکی در محل زندگی خود، پاسداری می‌کنند. آنان از روشنایی آتش همانند نورهای دیگر، به عنوان پرستش سو (قبله) به هنگام نیایش بهره می‌گیرند. ایرانیان از سال‌ها پیش، آتش را به عنوان نماد موجودیت خود یا به عبارتی پرچمی برای هویت ملی خود در نظر داشتند و به آن افتخار می‌کردند. زیرا آتش از بین برنده ناپاکی‌ها و روشن کننده تاریکی‌ها است. گرما و انرژی آتش، چرخ‌های صنعت و پیشرفت را به چرخش می‌آورد. آتش درونی انسان است که اندیشه او را به خرد بی‌پایان اهورایی پیوند می‌زند. بنابراین زرتشتیان به پیروی از نیاکان خود همچنان آتش را گرامی داشته، نه اینکه آن را پرستش کنند. بلکه از روشنایی آتش به عنوان قبله به هنگام نیایش بهره می‌گیرند.(نیکنام،1385: 16-15)

  1. نتیجه‌گیری

در آیین مزدیسنی زندگی موج به هم پیوسته آفرینش نیروی هستی است که از فروغ آغاز می‌گردد و به فروغ می‌پیوندد. روشنایی درون یا آتش دل (آترَسچا)، گونه‌ای بینش و آگاهی و بخشی دیگر از اندیشه است که در دل جای دارد، از فروغ اهورایی سرچشمه گرفته و انسان را به سوی خرد بیکران ره می‌نماید و به این‌گونه به رسایی و والایی می‌رساند. رو به نور بودن به چم (معنی) همبستگی با فروغ اهورایی و پیوند با خرد بی‌انتهای اوست و به همین شوند (دلیل) پرستش سوی زرتشتیان نور و روشنایی است. بنابراین زرتشتیان در گاه نیایش، نور آتش و هرگونه روشنایی را که در دسترس دارند، ابزار و کارمایه‌ای برای والایی روان و هم‌رنگی و هماهنگی در هنگام نماز و پرستش اهورامزدا قرار داده و به این شیوه می‌کوشند تا فروغ درونی و آتش دل خود را به فروغ بیکران اهورایی پیوند زنند.
بایسته است هر زرتشتی به مانند آتش پاک و گرمابخش بوده و همچون شعله‌های آن همواره رو به بالا، راه پیشرفت و رسایی را بپیماید. همانگونه که آتش آلودگی‌ها را می‌زداید و خود بی‌آلایش می‌ماند، با بدی بستیزد و همواره راست و درست بماند. به‌سان آتش همواره در جنب‌وجوش و تلاش در گسترش راستی و نیکی باشد و آنچنان نیک‌اندیش و پُردانش گردد که بتواند نور دانش و راستی خود را چون نورافشانی آتش، به هرسو بپراکند و دیگران را از آن بهره‌مند سازد ، به بیانی دیگر هر زمان و هر کجا تخم دانش و راستی بکارد.
نور، ترس را می‌زداید، امید را می‌آفریند و آرامش را برای انسان به ارمغان می‌آورد. از دیدگاه فرهنگی و آیینی، نور و روشنایی برای ایرانیان نماد و شناسه‌ای گرانقدر است و بنابر این باورهاست که کماکان زبان‌زدهایی زیبا به گویش بهدینی در این باره به جا مانده است، مانند: “چَشِ دِلُت روش بوت” (چشم دلت روشن باشد) که کنایه از فروزان بودن آتش و فروغ درونی است و بیشتر هنگامی‌که مسافری از راه می‌رسد و به هنگام رویدادهای پرشگون گفته می‌شود و در پاسخ می‌شنویم “چروِ دِلُت روش بوت” (چراغ دلت روشن باشد) که باز اشاره به افزون بودن روشنایی دل دارد. یا هنگام روشن کردن چراغ و گاه شادمانی به یکدیگر می‌گوییم “روش و خَش بی” به چَم اینکه همواره روشن و زیبا و دلخوش باشی، این آرزوی روشن بودن همان روشن بودن دل و اندیشه با فروغ اهورایی و به دور از هرگونه پلیدی و ناراستی بودن است. همچنان که در یسنا هات 31 بند 8 نیز اشوزرتشت به چشمِ دل اشاره دارند و می‌فرمایند: «ای مزدا! هنگامی که تو را با مَنِش خویش سرآغاز و سرانجام هستی و پدر منش نیک شناختم و آنگاه که تو را با چشمِ دل دیدم، دریافتم که تویی آفریدگار راستین (اَشه) و داور کردارهای جهانیان.» به همین روی هاتف اصفهانی نیز در سروده خود به اینگونه اشاره به چشمِ دل دارد:

چشمِ دل باز کن که جان بینی   آنچه نادیدنی است، آن بینی

از سویی دیگر در آیین زرتشتی بهایی بی‌شمار به شناخت زاستار (طبیعت) و سازه‌هایش به‌ویژه آخشیج‌های آن که زندگی آدمی وابسته به آنهاست، می‌پردازد و آدمی را به گرامی داشتن این آخشیج‌ها فرا می‌خواند. در کیش اَشو زرتشت آخشیج‌های بنیادی آتش و آب و خاک و هوا گرامی است و بر هر پارسای زرتشتی بایسته است که آن آخشیج‌ها را پاس بدارد و از آنها به نیکی بهره ببرد. در این میان آتش که خود همواره پاک و بی‌آلایش است، توانایی پالایش و زدایندگی پلیدی‌ها را داشته، تاریکی را کنار زده و نور و روشنایی و روشنگری را افزونی می‌بخشد و به شوندهای دیگری که پیش از این بیان شد، ارج و جایگاهی ویژه‌تر دارد. گفتنی است که امروزه با آلوده شدن و تباه شدن زیستگاه و سازه‌های طبیعت که پیامد آلوده کردن و بی‌مهری به آخشیج‌ها و نادیده گرفتن سفارش و دستاوردهای دانش پایه آیین نیاکان‌مان است، انسان در برابر یکی از شوم‌ترین رویدادها قرار گرفته و آن آلودگی زاستار (محیط‌زیست) است.

نویسنده: فریبا مژگانی[1]

استاد راهنما: دکتر مهرداد قدردان

کتابنامه

آذرگشسب، اردشیر، 1353، آتش در ایران باستان، تهران: چاپ اختر شمال

اوشیدری، جهانگیر، 1379، نور آتش آتشکده در آیین زرتشت، تهران: چاپ سعدی

قدردان، مهرداد، 1386، جستاری در آیین زرتشت، شیراز: انتشارات رخشید

قدردان، مهرداد، 1388، جایگاه نور و آتش در آیین زرتشت، شیراز: انتشارت افق پرواز

شیشه بری،طاهره و سیدعلی زاده،سیداحمد،1392، تجلی باورها در خانه های زرتشتیان یزد، یزد:انتشارات سیدعلی زاده

مبارکه، بهنام و نظری پویا، محمدحسین، هفده پژواک گاتاها، تهران، چاپ خواجه

نیکنام، کوروش، 1385، آیین اختیارگفتاری پیرامون فرهنگ و فلسفه زرتشت، تهران: انتشارات تیس

نیکنام، کوروش، 1399، زرتشت و مزدیسنان، تهران: انتشارات هیرمبا

[1]  mojganifariba@gmail.com

[2] Berezisavangha

[3] vohufryana

[4] Urvazishta

[5] Vazishta

[6] Spenishta

فهرست ارایه‌کنندگان نوشتارهای گاتاشناسی همایش مانتره

فراخوان امرداد:

از همه‌ی فرهیختگانی که در این همایش سخنرانی یا نوشتاری داشته‌اند، درخواست می‌شود، اگر مایل‌اند، نوشته‌های خود را برای انتشار در تارنمای امرداد بفرستند. نوشتارها را می‌توانید از راه نشانی تلگرام Amordadpayam@ و یا از راه واتساپ و تلگرام امرداد به شماره 09198040593 بفرستید.

به اشتراک گذاری
Telegram
WhatsApp
Facebook
X
LinkedIn
Email

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *