قانون مدنی ایران اصل ساده اما سرنوشتسازی را اعلام میکند: هر انسانی از حقوق مدنی برخوردار است، اما برای اینکه بتواند آن حقوق را در عمل اجرا کند «اهلیت قانونی» لازم است — یعنی داشتن شرایطی که قانون برای انجام اعمال حقوقی معین کرده. این ترکیب «حقِ داشتن» و «توانِ اجرا» نقطهی مرکزی بسیاری از اختلافات روزمره: از خرید و فروش ملک و ازدواج تا مدیریت اموال کودکان و حمایت از بیماران روانی.
۱) جایگاه ماده در متن قانون و چرا مهم است
مادهی ۹۵۸ در فصل «کلیات» قانون مدنی قرار دارد و کار آن مشخصکردن دو لایهی مهم است: یک لایه حقِ تملک و استحقاق (اینکه کسی میتواند صاحب حق باشد) و لایهی دوم توانِ عملی انجامِ آن حقوق (اجرای آن). این تفکیک در اساس تعیین میکند چه کسی و چگونه میتواند در بازار، دادگاه، دفتر اسناد رسمی و زندگی روزمره تصمیم بگیرد یا مالکیتی را منتقل کند.
۲) اهلیتِ تمتع و اهلیتِ استیفا — فرق چیست؟
قانوننویسان و حقوقدانان دو نوع اهلیت را از هم جدا میکنند:
اهلیت تمتع: همان «حق داشتن» است؛ مبنای آن انسان بودن است؛ بهعنوان مثال کودک ممکن است مالک شود (مثلاً پدربزرگ برای او زمین وقف کند) حتی اگر نتواند آن را بفروشد.
اهلیت استیفاء (اجرای حق): تواناییِ عملی برای اعمال و تصرف در حقوق است؛ این همان چیزی است که مادهی ۹۵۸ روی آن تاکید دارد — اینکه برای اجرای حق، باید اهلیت قانونی وجود داشته باشد.
۳) اهلیتِ اجرای حق چه شرایطی دارد؟ (بالغ، عاقل، رشید)
قانون مشخص کرده که برای انجام معاملات و بعضی اعمال حقوقی، شخص باید «بالغ، عاقل و رشید» باشد. این یعنی رسیدن به بلوغ قانونی، نداشتن جنون یا اختلال مؤثر در قوهی درک و توانای مدیریت عقلایی اموال، و داشتن رشد کافی برای ادارهی امور مالی. اگر این شروط نباشد، اعمال حقوقیِ فرد یا باطل یا مُنَفّذِ قاعدهای خواهد بود که قانون تعیین میکند.
۴) اگر کسی اهلیت نداشته باشد چه میشود؟ (آثارِ فقدانِ اهلیت)
چند پیامد معمول:
حجر و قیمومیت: دادگاه میتواند برای صغیر یا مجنون یا غیررشید قیم یا ولی تعیین کند تا امور مالی و حقوقی او را اداره کند. اعمال مالی محجور بدون اجازهی نماینده معمولاً باطل یا بلااثر است.
بطلان یا غیرنافذیِ معاملات: قراردادها یا معاملات با محجور طبق مقررات مربوط میتواند باطل اعلام شود.
نیاز به نمایندگی قانونی: بجای عمل خودِ شخص، ولی یا قیم یا نمایندهی قانونی باید عمل کند.
۵) موارد خاص و استثناها — تبعهی خارجی، شخص حقوقی، و استثنای عملی
اتباع خارجی: حقوق و اهلیتِ اتباع خارجی در بعضی موارد تابع قوانین محل و قواعد خاص است؛ قانون مدنی در مواد بعدی (مثلاً مادهٔ ۹۶۱) به این مقوله اشاره دارد که حقوق تبعهٔ خارجی گاهی محدود یا مشروط است.
اشخاص حقوقی (شرکتها، نهادها): مادهی ۹۵۸ دربارهی «انسان» سخن میگوید؛ اشخاص حقوقی برای تملک و اجرای حقوق سازوکار و اهلیت حقوقی خود را دارند که در بخشهای دیگری از قانون مدنی و قواعد ثبتی و تجاری آمده است. به عبارت دیگر، موسسات و شرکتها بهصورت قراردادی و طبق مقررات خودشان به «توانایی» انجام اعمال حقوقی مجهزند، اما سازوکارشان متفاوت است.
۶) مثالهای روزمره تا پیگیری حقوقی
کودک مالک میشود اما نمیتواند بفروشد: پدری برای فرزندش آپارتمان بخرد — ملک به نام کودک است (اهلیت تمتع)، ولی برای فروش نیاز به اقدام ولی یا قیم است (اهلیت استیفا).
فرد دچار اختلال روانی: اگر دادگاه «حجر» صادر کند، آن فرد دیگر مستقلاً حق فروش یا تنظیم سند ندارد.
چند نکته درباره معاملات: اگر با شخصی که اهلیت اجرای حق ندارد قرارداد بستهاید، قرارداد ممکن است قابل فسخ یا باطل باشد و لازم است قبل از اجرای معامله از اهلیت طرف اطمینان حاصل شود. (مثلاً دفاتر اسناد رسمی معمولاً هویت و شروط اهلیت را بررسی میکنند.)
۷) خلاها، مناقشات فقهی و پیشنهادهای عملی برای اصلاح
تعارض بلوغ شرعی و رشد واقعی: قانون سن بلوغ شرعی را مشخص کرده اما «رشید» بودن (توانایی مالی) گاهی محتاج اثبات است؛ در عمل اختلافاتی بین سن بلوغ شرعی و بلوغِ اقتصادی/مدیریتی دیده میشود. کارشناسان پیشنهاد دادهاند معیارهای علمیتر (مثل ارزیابی روانشناختی) برای اثبات رشد در دعاوی مالی بهکار رود.
اهمیت شفافیت در ثبت و دفاتر: برای جلوگیری از تعرض به حقوق افراد فاقد اهلیت، لازم است دفاتر اسناد و دستگاههای ثبتداری رویهی سختگیرانهتری نسبت به شناسایی نمایندهی قانونی داشته باشند.
آموزش عمومی: بسیاری از اختلافات ناشی از ناآگاهی عمومی است؛ اطلاعرسانی ساده در مورد اینکه «داشتنِ حق با توانِ اجرای حق فرق دارد» میتواند از موج دعاوی بکاهد.
فرجام سخن
مادهی ۹۵۸ یک هشدار ساده اما عملی به همه است: داشتنِ حق (مثلاً مالکیت) با توانِ اجرای آن یکی نیست. اگر شما مالک هستید یا قرارداد میبندید، پیش از هر اقدامِ مهمی بررسی کنید آیا خودتان «اهلیت اجرای حق» را دارید یا باید از طریق ولی، قیم یا نماینده عمل کنید. اگر شک دارید (مثلاً در مورد صغار، بیماران روانی یا اتباع خارجی)، گرفتن یک استعلام قانونی یا مشورت با وکیل کوتاهترین و امنترین مسیر است.
* توضیح نویسنده: خواستم در این نوشتار فارسینویسی را نگاه دارم، ولی به شوند (:دلیل) اینکه در آن واژههای ویژهی حقوقی به کار رفته، شدنی نبود. از خوانندگان گرامی پوزش میطلبم.
*فرهاد رویینتن، حقوقدان

یک پاسخ
نمونهای از یک نوشته حقوقی روان و قابل فهم همگانی.
امید که بیشتر و بیشتر شود.