معرفی کتاب:

تاریخ سیستان؛ از کهن‌ترین‌های نثر فارسی

Tarikh e Sistanکتاب پر ارزش تاریخ سیستان از نویسنده یا نویسندگانی نامعلوم، از انواع تاریخ محلی است که در دو مرحله به نگارش درآمده است. هر چند درباره‌ی نام کتاب، در بخش‌هایی از کتاب به نوشته‌های دیگری یا نام‌های فضایل سیستان و اخبار سیستان و تاریخ معنای کتاب اشاره شده است؛ (نوایی، 1375: 13) اما این کتاب به اعتبار عنوانی که در سال 1299-1302 (ه.ق)، که در پاورقی روزنامه «ایران» به آن داده شده بود؛ «تاریخ سیستان» نامیده شده است.

شادروان استاد ملک‌الشعرای بهار آن را از روی یک نسخه‌ی قدیمی که گویا ماخذ روزنامه‌ی یاد شده نیز بوده- تصحیح و تحشیه و منتشر کرده است. این اثر در ردیف کتاب‌های قدیمی نثر فارسی شمرده می‌شود که به عقیده‌ی بهار، ترکیبات و اصطلاحاتی در این کتاب هست که آن را از تاریخ بیهقی و تاریخ گردیزی هم کهنه‌تر می‌نماید. از سوی دیگر در این اثر به وقایع و اماکن و اشخاصی اشاره شده که در آثار دیگر مانند آن را نمی‌یابیم. (کشاورز، 1345: 275) برای نمونه در تاریخ سیستان می‌خوانیم که یعقوب لیث صفاری، چون شعر عربی ممدوحان بر او عرضه شد «او عالم نبود، در نیافت» هم‌چنان که پس از دستیابی یعقوب بر هرات، چون شاعران او را به زبان عربی مدح گفتند، یعقوب به محمد بن وصیف دبیر رسایل گفت: «چیزی که اندر نیابم چرا باید گفت؟» (تاریخ سیستان، 1314: 209) محمد بن وصیف پس در آن حال در ستایش فتوحات امیر، شعری به زبان فارسی سرود که تنها در تاریخ سیستان بازتاب یافته؛ و دارای ارزش تاریخی خاص است.

ای امیری که امیران جهان خاصه و عام بنده و چاکر و مولای و سگ بند و غلام

ازلی خطی در لوح که ملکی بدهید به ابی یوسف یعقوب بن اللیث همام

به لتام آمد زنبیل و لتی خور بلتک لتره شد لشگر زنبیل و هبا گشت کنام

عمر عمار تو را خواست وزو گشت بری تیغ تو کرد میانجی به میان دد و دام

عمر او نزد تو آمد که تو چون نوح بزی در آکار تن او سر او باب طعام (همان، 210)

هر چند نلسون فرای بر این باور است که آفرینش شعر نوین فارسی با دوران فرمانروایی طاهریان (206-260ه.ق) هم زمان بوده باشد؛ اما آشکار نیست که روایت مربوط به عباس مروزی که هنگام آمدن مامون خلیفه به مرو در سال 194(ه.ق) قصیده‌ای ساخت و در آن گفت که کس بر این منوال پیش ازین چنین شعری نگفت درست باشد. ( نلسون فرای، 1386: 403) عوفی نیز درکتاب جوامع‌الحکایات و لوامع‌الروایات به این نکته اشاره کرده است. (عوفی، 1370: 2) که به نظر درست نمی‌رسد. عوفی همچنین در تذکره‌ی لباب الالباب، بهرام گور را با کنیه بوجبله نخستین شاعر زبان پارسی می‌داند که این روایت درست به نظر نمی‌رسد. (علوی مقدم، 1386: 1) بنابراین آنکه حقیقت را می‌شکافد؛ و به درستی نقل می‌کند، نویسنده‌ی تاریخ سیستان است که استاد بهار با استناد به گفته‌ی نویسنده‌ی کتاب احیاء الملوک در فصل فضایل سیستان، به احتمال نویسنده‌ی مرحله‌ی اول کتاب را مولانا شمس‌الدین موالی و نویسنده‌ی مرحله‌ی دوم را محمود بن یوسف اصفهانی می‌داند؛ اما این حدس نزدیک به یقین نیست زیرا که ممکن است آن دو نویسنده نیز مطالب خود را از ماخذ دیگری برداشته باشند. درباره‌ی این مطلب نیز، استاد سعید نفیسی بر آن بود که اصل این کتاب به زبان عربی بوده است که در مرحله‌ی نخست در سده‌ی پنجم هجری ترجمه شده و سپس در مرحله‌ی دوم در نیمه‌ی دوم سده‌ی هفتم مولف دیگری حوادث تاریخ سیستان را به اختصار از اوایل سده‌ی پنجم تا زمان حیات خویش بر آن افزوده است. (نفیسی، 1363: 156-157)

استفاده‌ی مولف تاریخ سیستان از منابع ارزشمندی که امروزه بسیاری از آن‌ها در دسترس نیستند، بر اهمیت تاریخ سیستان می‌افزاید. از مهم‌ترین منابع مورد استفاده می‌توان از کتاب گرشاسب‌نامه‌ی ابوالموید بلخی یاد کرد که شاید جزیی از شاهنامه‌ی منثور وی بوده است. همچنین فضایل سجستان اثر هلال یوسف اوقی، تاریخ محمد بن موسی خوارزمی، اخبار فرامرز در دوازده مجلد، خراج ابوالفرج بغدادی، شاهنامه‌ی فردوسی، کتاب مولود مصطفی، بختیارنامه، کتاب انبیاء علی بن محمد طبری، اخبار سیستان، سیر ملوک عجم ابن مقفع و بلدان و … می‌توان نام برد. (ده مرده، 1378: 14-15) از نظر ادبیات نیز این اثر ارزشمند است زیرا مولف به شاعران و دیوان‌هایی اشاره کرده که در مورد آن‌ها اطلاعات اندکی داریم از جمله صانع یا صایغ بلخی، رودکی و محمد وصیف سجزی و … (همانجا) فارغ ازین مسأله، بازتاب شعر محمد بن وصیف سجزی در ستایش امیر یعقوب لیث صفاری خود امر مهمی است. به قول دکتر ذبیح الله صفا، یعقوب لیث با این اقدام، رسمیت ادبی زبان عربی را در ایران از بین برد؛ و استقلال ادبی ایران را بنیان نهاد. (صفا، 1356: 64-65) هرچند که زرین‌کوب معتقد است که عملا انقراض حکومت طاهریان به دست یعقوب لیث و ضعف و فتور تدریجی حاصل از غلبه‌ی ترکان در دستگاه خلافت زمینه‌ی استقلال سیاسی و ادبی ایران را فراهم نمود. (زرین‌کوب، 1388: 181) همچنین زرین‌کوب بر این باور است که در ادامه‌ی استقلال سیاسی و ادبی ایرانیان از اعراب، تاریخ نویسان ایرانی نخستین سرمشقی که در نگارش تاریخ یافتند عبارت بود از خدای‌نامه‌ها و کتب پهلوی که اساس حماسه‌ی ملی ایران به شمار می‌آمد. (زرین‌کوب، 1392: 84) ازین‌روست که در آثار تاریخی از جمله تاریخ سیستان، روایات اسطوره‌ای و پهلوانی نیز دیده می‌شود. بوالموید اندر کتاب گرشاسب گوید که چون کیخسرو به آذرآبادگان رفت؛ و رستم دستان با وی و آن تاریکی و پتیاره دیوان به فر ایزد تعالی بدید که آذرگشسب پیدا گشت؛ و روشنایی بر گوش اسب او بود؛ و شاهی او را شد با چندان معجزه. پس کیخسرو از آنجا بازگشت؛ و به ترکستان شد به طلب خون سیاوش پدر خویش … و چون کیخسرو به ایران شد؛ و خبر او شنید؛ آنجا آمد، بدان تاریکی اندر نیارست شد؛ و این جایگه که اکنون آتشگاه کرکویست معبد جای گرشاسب بود … ( تاریخ سیستان، 35-36)

تاریخ سیستان در دو مورد از کتاب بندهشن در پیدایش آتش کرکوی از کتاب گرشاسپ و شاهنامه‌ی منثور ابوالموید بلخی سخن به میان آورده است که احتمالا مطالب از آن شاهنامه‌ی گمشده‌ی آورده شده باشد. هم چنان که در بندهشن و اوستا اشارات زیادی به سیستان و دریاچه و رودها و کوه‌های آنجا دارد؛ و سیستان را محل ظهور موعود‌های سه‌گانه‌ی مزدیسنا می‌داند؛ و پیکار که میان رستم و اسفندیار افتاد، سبب آن بود که چون زرتشت بیرون آمد؛ و دین مزدیسنان آورد… (همان، ص34)

به بیان دیگر، تاریخ سیستان تنها کتابی است که از زرتشتیان به نام مزدیسنان یاد کرده است. مصحح کتاب با استفاده از کتب دیگر پهلوی، سیستان را مرکز عمده‌ی دین مزدیسنا می‌داند که این قضیه موید مطالبی است که در شاهنامه نیز آورده شده است؛ و این ناحیه جایی است که اغلب ماجراهای تاریخ اسطوره‌ای در آن اتفاق افتاده است. افزون‌بر این می‌دانیم که سیستان از نقاطی است که در آیین زرتشت از آن با تقدیس یاد می‌کنند؛ و معتقد هستند که سوشیانس در پایان دنیا از آنجا ظهور می‌کند. (مبین، 1377: 15)

به هر روی، مرحله‌ی اول کتاب از ابتدای بنای سیستان شروع می‌شود؛ و تا زمان تاج‌الدین ابوالفضل(448 ه.ق) ادامه دارد؛ آغاز مرحله‌ی دوم از سال 465 ه.ق است؛ و تا سال 725 ه.ق ادامه می‌یابد که به یقین الحاقی است. مطالب کتاب درباره‌ی مسائل سیاسی و تاریخی سیستان قبل از ورود اسلام و دوره‌ی اسلامی است؛ و نیز درمورد تاریخ اسلام، پیامبر(ص)، خلفای راشدین، علی(ع)، خلفای بنی‌امیه و بنی‌عباس، تشکیل حکومت محلی صفاریان به طور مفصل، سلطه‌ی سامانیان، غزنویان و سلجوقیان بر سیستان، ورود مغول و مطالبی در مورد خوارج و (حمزه بن آترک) حمزه‌ی آذرک، اوضاع جغرافیایی سیستان شامل تقسیمات جغرافیایی، آب و هوا، معادن و حدود آن‌ها، اوضاع فرهنگی و اجتماعی سیستان شامل آداب و رسوم و طریقت مردم سیستان قبل از اسلام و علما و رجال سیستان دوره‌ی اسلامی، شعر فارسی و شاعران پارسی‌گوی و خراج سیستان و مقدار آن پس از فتح مسلمانان. (ترکمنی آذر، 1388: 39-40). با توجه به محتوای یاد شده‌ی کتاب در سطرهای پیشین، می‌توان آن را تاریخ صفاریان نیز نامید زیرا که فصول متعددی از آن هم به سرگذشت سیاسی خاندان صفاریان و رویدادهای نظامی این حکومت، اختصاص یافته است، که برای پژوهش در این سلسله قابل توجه است. با این حال، ذکر روایات اسطوره‌ای و داستان‌های پهلوانی و خصوصیات سیستان و آنچه که در ذات سیستان وجود دارد؛ قابل اعتناست. چندان که در دیگر مناطق از لحاظ تعیین حوزه‌ی سیاسی و فرهنگی سیستان پر اهمیت تلقی می شود. جغرافیای تاریخی سیستان در این کتاب که نویسنده یا نویسندگان نامعلوم آن، اشاره کرده‌اند شامل: طبسین، قهستان، طالقان، هرات، بادغیس، پوشنگ، تخارستان، فاریاب، بلخ، ختلان، بدخشان، سرخس، مرو، توس و.. است. شمارش این شهرها نشانگر آن است که منطقه‌ی سیستان بزرگ، که در کتب تاریخی دیگر نیز ذکر می شود، وسعتی به مراتب بیشتر از ناحیه‌ی امروزی داشته؛ و تا ماورای افغانستان کنونی گسترده بوده است. در فصلی دیگر ازین کتاب نیز به «آتش کرکوی» و اماکن مقدس زرتشتیان اشاره شده که از نظر شیوه‌ی زندگی زرتشتیان بعد از اسلام دارای اهمیت است. (ورهرام، 1371: 19-20)

نثر این کتاب ساده و روان است و دارای اختصاصات لغوی چون تمام آوردن بعضی افعال و اسامی است به طوری که در منابع دیگر دیده نمی‌شود. مانند: اشتر به جای شتر، اسپرد به جای سپرد، استاند به جای ستاند، اشنید به جای شنید، اشکم به جای شکم و … و گاهی هم اختصارهایی دارد در افعال مانند: بیستانید به جای بایستادانید و … حذف باء تاکید که در آثار بلعمی و بیهقی و در آثار تاریخ‌نویسان تا سده هفتم کمابیش دیده می‌شود مانند بنرفت، بندیدم و …؛ اما این اصطلاح در این اثر تاریخی خاص دیده نمی‌شود. همچنین در صورت اسامی معرفه و نکره، استعمال افعال، اختصار حروف، استفاده از را در مفعول و اسم و … شیوه‌ی خاص خود را داراست که در آثار هم‌قرن یا مشابه آن دیده نمی‌شود؛ و ازین رهگذر نثر آن را خاص و ممتنع می‌کند.

منابع و مآخذ

  1. تاریخ سیستان. (1314). مولف نامعلوم، به تصحیح ملک‌الشعرای بهار، تهران: موسسه‌ی خاور.
  2. ترکمنی آذر، پروین، (1388). کتابشناسی گزیده‌ی توصیفی تاریخ ایران دوره‌ی اسلامی (تا پایان دوره‌ی قاجاریه)، تهران: سمت.
  3. ده مرده، برات، (1378). نگاهی به سبک تاریخ‌نگاری تاریخ سیستان، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شهریورماه، ش 23.
  4. زرین‌کوب، عبدالحسین، (1388). تاریخ مردم ایران از پایان ساسانیان تا پایان آل بویه، تهران: امیرکبیر.
  5. زرین‌کوب، عبدالحسین، (1392). کارنامه‌ی اسلام، تهران: امیرکبیر.
  6. صفا، ذبیح‌الله، (1356). خلاصه‌ی تاریخ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران از آغاز تا پایان عهد صفوی، تهران: امیرکبیر.
  7. علوی مقدم، محمد، (1386). نکته ای از تاریخ سیستان و اولین شعر فارسی، ش 42.
  8. عوفی، سدید‌الدین محمد، (1370). جوامع‌الحکایات و لوامع‌الروایات، به کوشش جعفر شعار، تهران: علمی و فرهنگی.
  9. کشاورز، کریم، (1345). هزار سال نثر پارسی، تهران: سازمان کتاب‌های جیبی، ج1.
  10. مبین، ابوالحسن، (1377). سیری در تاریخ سیستان، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، خرداد ماه، ش 8.
  11. نفیسی، سعید، (1363). تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، تهران: فروغی، ج1.
  12. نلسون فرای، ریچارد، (1386). میراث باستانی ایران، ترجمه‌ی مسعود رجب نیا، تهران: علمی و فرهنگی، چ 8.
  13. نوایی، عبدالحسین، (1375). متون تاریخی به زبان فارسی، تهران: سمت.
  14. ورهرام، غلامرضا، (1371). منابع تاریخ ایران در دوران اسلامی، تهران: امیرکبیر.

* علی شهزادی، دانشجوی دکتری ایرانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی

به اشتراک گذاری
Telegram
WhatsApp
Facebook
X
LinkedIn
Email

یک پاسخ

  1. بایاری اهورمزدا و درود بی پایان خدمت سایت ورجاوند امرداد،در کتاب تاریخ سیستان اشاره به این دارد که سیستان را مرکز عمده‌ی دین مزدیسنا معرفی می نماید و این منطقه سپند یکی از امکان مقدس می باشد که در آیین پاک مزدیسنان از آن با تقدیس زیاد یاد می شود؛و معتقد هستند که سوشیانس در پایان دنیا از آنجا ظهور می‌کند، اینجانب با اضافه کردن متنی از کتاب شگفتی و برجستگی سیستان( که به زبان پهلوی (فارسی میانه ) که توسط موبد مهرآبان کیخسرو در سال 1322 میلادی در آتشکده تاناک در هند استنساخ و جمع آوری شده که حاوی32 متن و پایان نوشتی به زبانهای گجراتی، پهلوی و فارسی ست) درقسمت دیدگاه این تئوری و نظریه را تائید و تکمیل می نمایم….

    په نام یزدان
    شگفتی و برجستگی سیستان
    شگفتی و برجستگی زمین سیستان از دیگر شهرها به این دلیل زیادتر و بهتر است.

    1- یکی اینکه رود هلمند و دریاچهٔ فرزدان و دریای کیانسه و کوه اوشداشتار در سرزمین سیستان است
    2- هوشیدر و هوشیدرماه و سوشیانس (فرزندان اشوزرتشت) در آنجا زاده و پرورش یافته و از آن رستاخیز خواهند کرد
    3- یکی اینکه پیوند و خاندان فرمانروایی کیانی در این کشور به ایشان گزند آمد
    4- از فرزندان فریدون، سلم که کشور روم و توج که کشور ترکستان را به سروری داشتند، ایرج را که فرمانروایی ایران را داشت کشتند
    5- و از فرزندان ایرج به جز دختری، دیگر کسی نماند
    6- و پس فریدون او را به دریاچهٔ فرزدان هدایت کرد و در پنهان داشت تا دهمین پیوند که از آن دختر، پسری زاده شد.
    7- پس فریدون به دریاچه فرزدان شد و او از اردویسورناهید، مراد خواست و با آراستن ایرانشهر و فره کیان، دیگر ایزدان در محل سیستان سکونت یافتند و مراد بالاتر به دست آوردند و با منوچهر و آنها، ایرانشهر را ستودند.
    8- یکی اینکه ویشتاسب شاه(گشتاسپ شاه)، دین را در دریاچه فرزدان رواج داد.
    9- اول در سیستان و سپس در دیگر شهرها و ویشتاسب شاه با همپرسگی با زردشت و سین اهومستودان بوستینگ( بستی)، چون از اولین شاگردان اشوزرتشت و برترین شاگردان او بودند.
    10- دین در سیستان آموزش و رواج دادند، ۱۰۰ پیشوای مذهبی از دوده یِ خوبان فراز رفتند.
    11- نسکی بود که دزد – سر – نیزد خوانند چون سین و برزمهر زرتشتان ان را آماده کردند و به دست آوردند.
    12- وقتی که اسکندر رومی گجستگ به ایرانشهر آمد، آنهایی را که به راه مغ مردی می‌رفتند، گرفت و کشت.
    مرد و غلام بچه ای چند به سیستان آمدند.
    13- نسکی (آنجا) بود، با زنان بود بچه ای (که) نسک دزد – سر – نیزد را استوار و به خاطر سپرد، به این دلیل راه دین در سیستان بازگشت و اراست و آماده کرد، نو به نو به جز در سیستان، آن گاه در دیگر جاها به یاد نماند.
    14-من که در آن جایی هستم که دین را ستایش می‌کنند، به خاطر شادی نسل من هادخت نسک بخوانید.
    15- پایان یافت با درود و شادی و خوشی، شاد و دیرزی و پیروز گار و درستکار، کامکار بود که (این را) نوشت که نگه می‌دارد و که می‌خواند.
    متن pdf کتاب شگفتی و برجستگی سیستان
    https://www.azargoshnasp.net/languages/Pahlavi/shegoftisistan.pdf

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *