رقصهای آیینی ایران بخشی از میراث فرهنگی و مینوی این سرزمین هستند که ریشه در باورها، استورهها، آیینها و روش زندگی تیرههای گوناگون ایرانی دارند. این گونه رقصها نه تنها نمودی از زیباییشناسی هنری هستند، بلکه کارکردهایی آیینی، اجتماعی و درمانی نیز داشتهاند. در این نوشتار میکوشیم با رویکردی تحلیلی-تاریخی، روند دگرگونی رقصهای آیینی ایران از دوران باستان تا روزگار کنونی بررسی شود. همچنین به نقش این رقصها در آیینهای مذهبی، آیینهای کشاورزی، درمانهای شمنی و فرهنگ عامه پرداخته شده و اثرهای دگرگونیهای اجتماعی سیاسی بر آنها واکاوی شود. این پژوهش نشان میدهد که با بودن برخی دشواریها، این رقصها هنوز در بخشهایی از جامعه ایرانی زندهاند و میتوانند در چارچوب بازآفرینی فرهنگی، زنده شوند.
ایران، سرزمینی با پیشینهای دیرینه و فرهنگی سرشار است که در درازنای هزاران سال، باورها، آیینها و نمادهای بسیاری را در خود جای داده است. یکی از آشکارترین جلوههای فرهنگی مینوی این سرزمین، رقصهای آیینی هستند که با آیینهای دینی، استورهها و آیینهای اجتماعی گره خوردهاند. وارون برداشتهای سرسری (:سطحی) که رقص را تنها، کاری برای خوشگذرانی (:تفریحی) یا نمایشی میدانند، در بستر فرهنگی ایران، رقص همواره پیامهایی فراتر از چارچوب عامیانه دارد. پیامی درپیوند با زیستبوم، آسمان، باران، مرگ، زادهشدن و حتا درمان روان و تن.
در این نوشتار کوشش میشود با نگاهی چند سویه، جایگاه رقصهای آیینی در تاریخ فرهنگی ایران بررسی شود. از رقصهای باستانی در روزگار ماد و هخامنشی، تا آیینهای شمنی ترکتباران شمال خاوری ایران و از رقصهای مذهبی صوفیان در دوران اسلامی تا بازماندههای این رقصها در سرزمینهای بومی و عشایری کنونی.
پیشینه پژوهش
بررسی رقصهای آیینی در ایران با آنکه در گسترهی مردمشناسی و انسانشناسیِ فرهنگی ارزش فراوان دارد، اما هنوز به اندازه دیگر گسترههای فرهنگی-پژوهشی، کاری فراگیر برای آن انجام نشده است. برخی آثار کلاسیک مانند کتاب «جامعهشناسی هنر» (نوشتهی آرنولد هاوزر)، اگرچه آشکارا به رقصهای آیینی ایران نمیپردازد، اما چارچوب نظری سودمندی برای واکاوی (:تحلیل) رقص بهعنوان پدیدهای اجتماعی و فرهنگی فراهم میآورد.
در پژوهشهای داخلی، پژوهشگرانی همچون دکتر نصرالله پورجوادی، دکتر فریده حسنزاده و زندهیاد دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، به چارچوبهای عرفانی و ادبی رقصهای صوفیانه پرداختهاند. همچنین در گسترهی مردمنگاری، پژوهش پراکندهای درباره آیینهای بومی مانند «چمر» در لرستان، «سماع» در کردستان و آیین «زار» در جنوب ایران چاپ شده است. با این همه، کمبود پژوهشهای تطبیقی و جامع که روند تاریخی و گوناگونی قومی این رقصها را واکاوی کند، به چشم میخورد.
آنچه در بالا آمده است بخشی از نوشتاریست با عنوان «رقصهای آیینی، نماد همبستگی و هماهنگی اجتماعی»، به قلم کیخسرو بامسی، که در تازهترین شماره امرداد چاپ شده است.
متن کامل این نوشتار را در رویهی پنجم (اندیشه) شمارهی 507 امرداد بخوانید.
«امرداد» شمارهی 507 در روزنامهفروشیها و نمایندگیهای امرداد در دسترس خوانندگان خواهد بود.
خوانندگان میتوانند برای دسترسی به هفتهنامهی امرداد افزونبر نمایندگیها و روزنامهفروشیها از راههای زیر نیز بهره ببرند:
فروش اینترنتی فایل پیدیاف شمارهی 507 هفتهنامه امرداد
فروش اینترنتی نسخهی چاپی شمارهی 507 هفتهنامهی امرداد
اشتراک ایمیلی هفتهنامهی امرداد
