اثر ارزشمند و کمتر شناختهشدهی تاریخ ملا زاده در ذکر مزارات بخارا، نوشتهی احمد بن محمود المدعو به معینالفقراء در اوایل سدهی نهم ه.ق است. بازتاب فضای فکری- فرهنگی شهر بخارا، آرامگاههای بزرگان و دانشمندان و انبیاء مدفون در آن به پیشینهی تاریخی و روایات، در کیفیت اقوال، احادیث و آداب زیارت در بایدهای آن و اعمال پرهیزی در زیارت مقابر گورستان و بهویژه جغرافیای تاریخی در این کتاب، این اثر را از دید اطلاعات و منابع و مطالب ویژهی آن در زمرهی کتب خاص تاریخی ایران از حیث فرهنگ، اعتقاد و آداب و رسوم جلوه میدهد. بر این اساس رویکرد تاریخی- فرهنگی و گردشگری مزارات و شناسایی آن از حیث کسان و خاندانها و طایفهها نیز در محور نسبشناسی، این کتاب را در دستهی تواریخ محلی قرار داده، همچنان که نویسندهی این کتاب نیتی شخصی و عقیدتی در نگارش این اثر داشته است.
استاد جلالالدین همایی در مقدمهی چاپی این اثر، آن را یکی از مفاخر ادبیات دانسته؛ و در مادهی تاریخ طبع کتاب مزارات بخارا چند بیت فاضلانهای از برای آن در سال 1379 (ه.ق) مطابق با 1339 خورشیدی سروده است:
کتاب مزارات شهر بخارا / ز آثار فرزند محمود احمد
که در نقل تاریخ و شرح تراجم / بود راوییی عدل و قولی مسدد
مذاق ادب را شراب مفرح / مشام خرد را گلاب مصعد
ز نو کسوتی تازه پوشید بر تن / ز متن منقح ز طبع مجدد
به تالیف او بود احمد موفق / به تصحیح او شد احمد موید
غرض چون که با سعی آقای گلچین / پس از رنج بی حصر و تحقیق بیحد
ز آثار عهد کهن ماند باقی / مِهین یادگاری به گیتی مخلد
سنا خواست از بنده تاریخ طبعش / بگفتم «به تاریخ گلچین احمد»
نام کتاب برگرفته از معینالفقرا احمد بن محمود ملازادهی بخاری است که از احوال وی و دیگر آثارش آگاهیای در دست نیست لیکن از فحوای کتاب برمیآید که وی دانشمندی عارف، محقق و از خاندانی بزرگ بوده است. همچنان که در ذکر قبور ائمهی شارستانی (معین الفقرا، 1370: 66) که از کسان وی بودهاند، خود بدین معنی اشارت کرده است؛ و به طوری که در ترجمهی شیخ سیفالدین باخرزی مذکور است، معلوم میشود که طبع نظمی هم داشته است. با این حال نثر کتاب ساده و روان و نزدیک به سیاق تاریخ بخاراست. از ذکر نام خواجهی پارسا و آخرین مزاری که در کتاب مذکور است، میتوان به قرینهی عصر و زمان مولف را تشخیص داد. (همان، اول- دوم) در خلال کتاب نیز به مطالبی برمیخوریم که به وضوح آشکار است که نویسنده از کتاب تاریخ بخارای نرشخی در نگارش کتاب خود استفادهی فراوان کرده است: از جمله نویسندهی این کتاب در نقل از ربیع الابرار که تالیف صاحب کشاف است؛ و از پرسش پیامبر اسلام و پاسخ جبرئیل فرشتهی عرش اعظم پروردگار است: «ذکر مدینه یقال لها فاخره و هی بالفارسیه بخارا …» بیان کرده است؛ و این گفتار به فارسی در تاریخ بخارای نرشخی نیز منعکس شده است. (نرشخی، 1387: 31) در ذکر ایوب (ع) که چون به بخارا رسید، اهل بخارا او را مهمانی نیکو کردند(ص 4) و مزارات چشمهی ایوب (ص 23) که در تاریخ بخارا بازتاب یافته است. در باب زیارت خشویهی وزیر از خواجه ابوحفص کبیر که در پیش او از هیبت او سخن نتواند گفتن؛ و همچنین در ملاقات صدر خواجه که خواجه سر فرو کشیده بودندی؛ و صدر ایستادی و …( ص 46) که نمونههایی ازین مشابهتها فراوان است. با این حال در این کتاب احادیث فراوانی از صحابه و تابعین و علمای شافعی و حنفی به زبان عربی دربارهی زیارت قبور مردان و زنان، بقاع متبرکه، کیفیات شهر بخارا و توابع آن و … آورده شده است که در کتاب تاریخ بخارای نرشخی دیده نمیشود. ازینرو وزنهی اعتقادی و باوری این کتاب از امامین محدث، راویان حدیث و نقل قولهای قوی و معتبر متمایز است. از جمله در یادکردِ کتاب تهذیب الاسماء و اللغات در بیان ایوب (ع)، ربیع الابرار در بیان جبرئیل امین به حضرت رسول الله(ص) و ادعیه در روانشادی درگذشتگان، طریقهی دعا خواندن و سپس سلام در آن و خواندن چند دعا در میانهی نماز و ایستادن به سمت تربت … که تمام آنها به زبان عربی در کتاب نقل شده است. همچنین در ادامهی مباحثی از معرفی برخی از ائمهی عقیلی و شارستانی در کتاب که چندین سطر به زبان عربی در میانهی سطور و به منظور نشان دادن تسلط بر زبان عربی از سوی نویسنده آورده شده است که آن را در میان تواریخ محلی خاص می سازد. معین الفقرا در این کتاب از افراد عالم و نویسنده و کتابهایشان فراوان یاد کرده؛ و گاهگاه سخن یا نکتهای از آنها در اثرش آورده است. به عبارت دیگر سخن او درین کتاب، هم در جایگاه راوی از دیگران و دانای کل است که در بخش های بیشتری خود راوی مستقیم از مشاهدات خویش است. همچنین در کتاب رباعیاتی متوسط در خلال گفتارها آورده شده است که آشکار نیست که این اشعار از خود نویسنده هست یا خیر، هر چند که خود نویسنده دستی بر نظم نیز داشته است.
محتوای کتاب بدین شرح است در جغرافیای بخارا و نواحی آن، در ذکر بخارا و مزارات منوره، فصل در جواز زیارت اهل قبور مردان و زنان، فصل، در ذکر مزارات تل خواجه، مزارات ائمهی صفاریه، ذکر مزارات چشمهی ایوب علیه السلام، ذکر سلاطین سامانیه رحمهم الله، ذکر مقبرهی ستاجیه، ذکر مزارات حوض مقدام، ذکر مزارات سبذمون (سفیدمون)، قسم دوم: ذکر مزارات روح پرور و روح انگیز فتح آباد، ذکر مقبرهی تل صدور رحمهم الله، ذکر صدور معظم آل برهان، ذکر سلسلهی نسب ایشان (آل برهان)، ذکر مقابر تل بغرابیک، ذکر مزار قضات سبعه، ذکر مزار ائمهی عقیلی، قبور ائمهی شارستانی. نمونه ای از نثر که در ذکر سلاطین سامانیه رحمهم الله آورده شده است: چنان که صاحب انساب فرموده است ؛ و از حافظ غنجار رحمه الله نقل کرده ولادت حضرت او (امیر اسماعیل سامانی) در فرغانه است در شوال سنه اربع و ثلثین و مأتین (234 ه.ق) و وفات او در بخاراست در صفر سنه خمس و تسعین و مأتین (295 ه.ق) و مدت حیات او شصت و یک سال بوده است؛ و از اولاد بهرام چوبین است. (تاریخ ملا زاده، ص 25) در نظم آمده است:
نُه تن بودند ز آل سامان مشهور هر یک به ولایتی و شهری مذکور
اسماعیلی و احمدی و نصری دو نوح و دو عبدالملک و دو منصور (همان، ص 27)
آل سامان که والیان خراسان بودند در قهندژ مقام داشتند و قهندژ را ربضی هست؛ و مسجد آدینه بر در قهندژ است و بازارها در ربض قهندژ است و در خراسان و ماورالنهر هیچ شهر انبوه تر از بخارا نیست…. و بخارا را هفت دروازه هست، یکی را در شارستان خوانند؛ و دیگری درنور و سدیگر درِ کنده و چهارم در آهنین و پنجم در قهندژ و ششم دروازهی مهر که دروازهی بنیاسد خوانند و هفتم دروازهی سغدیان … (همان، صص نه- ده)
یکی دیگر از ویژگیهای این کتاب فارغ از روانی نثر آن، بازتاب ندادن فضای استورهای در آن در برابر تاریخ بخارای نرشخی است بهگونهای که هیچ نام استورهای از سیاوش، افراسیاب و … که در شاهنامهی فردوسی منعکس شده باشد، در آن نمیبینیم . تنها نام تاریخی پیش از اسلام که در آن یاد شده، در رسیدن نسب آل سامان به اسپهبد مرزبان بهرام چوبین و بعدا پادشاه ایران به مدت کوتاه است.
مطالب کتاب تاریخ ملازاده در وهلهی اول امکان شناسایی نخبگان فرهنگی یک شهر اسلامی در سدههای میانهی تاریخ ایران را فراهم میآورد. میزان سلطه ونفوذی که شخصیت، افکار و سیرهی شخصیتهای بزرگ و مورد اشاره در کتاب در جامعهی آن روزگار داشتهاند. از خلال ارزیابیها و قضاوتهای مورخ، قابل ارزیابی است. همچنان که مجموعه مطالبی که مولف در تشریح آداب و شرایط زیارت مزارات مسلمانان آورده است، در واقع نمونهی تشریح یک سنت و رسم در جامعهی اسلامی است با این تذکر که تلاش دارد شکل صحیح و درست اجرای این سنت و رسم را نیز ترویج دهد. (همان، ص 126) با این حال نبود فهرستبندی دقیق مطالب مسالهایست که کتاب را در بررسی اولیه با دشواری روبهرو میکند. همچنین مولف با گرایش خاص به مشرب تصوف که به گمان خود پیرو طریقت نقشبندیه بوده است؛ احتمالا در گزینش و توضیح موضوع مزارات و قبور ناخودآگاه قدری جانب داری به خرج داده است. در ادامهی کتاب نیز شاهد هستیم که برخی مراسم چون مراسم تدفین، قبور و آیینهای پس از آن مانند سوگواری نیامده است. با این حال ارائهی حدود 160 تراجم احوال از علما، فقها، مشایخ صوفیه، قضات و سایر افرادی که در بخارا مدفون شده اند، بسیار مغتنم است. به علاوه متن کتاب تصویری از یک گوشه از جامعهی قرون میانهی بخارا ارائه میکند؛ و امکان فهم برخی مسائل زندگی خصوصی مردم یک شهر اسلامی- ایرانی را مهیا مینماید. (یوسفیفر، 1380: 128-129) این اثر ارزشمند به دست احمد گلچین معانی با نسخهی اساس و نسخ دیگر مقابله و تصحیح و در سال 1339 خورشیدی چاپ شد. چاپ دوم این کتاب در سال 1370 توسط مرکز مطالعات ایرانی و در تهران منتشر شد.
منابع:
معینالفقراء، احمد بن محمود، (1370). تاریخ ملازاده در ذکر مزارات بخارا، به تصحیح و مقابلهی احمد گلچین معانی، تهران: مرکز مطالعات ایرانی. چ دوم.
نرشخی، ابوبکر محمدبن جعفر، (1387). تاریخ بخارا، ترجمهی ابونصر احمدبن محمدبن نصر القباوی تلخیص محمدبن زفربن عمر به تصحیح وتحشیه مدرس رضوی ،تهران: انتشارات توس ،چ 3.
یوسفیفر، شهرام، گذری و نظری بر کتاب تاریخ ملازاده در ذکر مزارات بخارا، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، خرداد و تیر ماه 1380.
