بررسی سه الگوی کارآمد جهان در نگاهبانی و پایش جنگل

سنجش جنگل‌داری ایران با ژاپن، آلمان و ترکیه

جنگل‌های ایران، چه هیرکانی و چه زاگرسی، امروز در یکی از اندوه‌بارترین و سیاه‌ترین روزگاران تاریخ خود به‌سر می‌برند: کاهش بارش، افزایش دما، چرای بی‌اندازه‌ی دام، آتش‌سوزی، راه‌سازی بی‌سامان و نادیده‌گرفتن دانش بوم‌زیست، دست‌به‌دست هم داده‌اند تا این میراث هزاران‌ساله را به نابودی نزدیک کنند.

برای یافتن راه، باید نگاه را از مرزها فراتر برد و دید که کشورهایی با اقلیم‌های سخت یا جمعیت‌هایی  انبوه چگونه توانسته‌اند جنگل‌های خود را نگاه دارند. سه الگوی برجسته‌ی جهانی ــ ژاپن، آلمان و ترکیه ــ نمونه‌هایی روشن‌اند.

9a8c1267 8cc8 46ee 8eb4 bd216d6a87e8

ژاپن: پیوند دیرین مردم با جنگل

ژاپن یکی از جنگل‌خیزترین کشورهای آسیا است؛ بیش از ۶۶ درصد کشور پوشیده از جنگل است، آن هم در سرزمینی که زمین کشاورزی اندک دارد. پرسش اینجاست: چگونه؟

راز کار ژاپن در سه نکته است:

۱. جنگل‌داری مردم‌بنیان

بیش از نیمی از جنگل‌های ژاپن در دست مردم، خانواده‌ها و انجمن‌های کوچک است. این مالکان، با پشتوانه‌ی قانون، نگاهبانان و بهره‌بردارانی سنجیده هستند.

در ژاپن، جنگل نه «زمین خالی» است و نه «منبع بی‌صاحب»؛ دارایی خانوادگی و آبروی نسلی است که آینده‌ی خود را در گرو ماندگاری و خرمی آن می‌بیند.

۲. آموزش از کودکی

ژاپنی‌ها دانش «زیست در جنگل» را از دبستان آغاز می‌کنند. دانش‌آموزان هر سال دست‌کم یک روز را در جنگل می‌گذرانند، نه برای سرگرمی و بازی، بلکه برای شناخت خاک، هوای نمناک، آتش، و آسیب‌هایی که می‌تواند جنگل را نابود کند.

۳. قانون‌مندی آهنین

در ژاپن تقریبا هیچ‌کس با خودروی شخصی وارد جنگل نمی‌شود، ساخت‌وساز در جنگل نزدیک به ناممکن است و جریمهی آسیب زدن، آتش‌زدن یا حتا بی‌دقتی، آن‌چنان سنگین است که بازدارنده باشد.

آلمان: جنگل به‌عنوان دانش و صنعت

آلمان پیشگام جنگل‌داری نوین در جهان است. مفهوم «جنگل‌داری پایدار» نخستین‌بار در سده ۱۸ در این کشور پدید آمد. امروز نیز آلمان نقطه‌ی اوج دانش، برنامه‌ریزی و بهره‌گیری سنجیده است.

۱. نگاه بلندمدت

مانند هر بخش دیگری، چرخهی برنامه‌ریزی جنگل در آلمان ۱۰۰ ساله است. در حالی‌که در ایران طرح جنگل‌داری گاه پنج‌ساله نوشته می‌شود؛ در آلمان هر تک‌بذر بخشی از آیندهی یک سده به‌شمار می‌رود.

۲. بهره‌برداری هوشمند

آلمان درخت می‌بُرد، اما با دانش. درخت بیمار می‌رود، درخت پیر جایگزین می‌شود،

تراکم گونه‌ها سنجیده می‌گردد. در این کشور بریدن برای سودجویی نیست، بخشی از نگهداری است.

۳. پژوهش مداوم

در هر ایالت آلمان دست‌کم یک «بنیاد پژوهش جنگل» هست که پیوسته خاک، رطوبت، گونه‌ها و آفت‌ها را پایش می‌کند. بدون داده‌های ریزبینانه و درست، هیچ تصمیمی گرفته نمی‌شود.

ترکیه: کشور بی‌جنگلی که جنگل ساخت

منابع می‌گویند، ترکیه شاید شگفت‌انگیزترین نمونه باشد. این کشور از دههی ۱۹۵۰ یکی از آسیب‌دیده‌ترین سرزمین‌ها از نظر جنگل بود. اما امروز ترکیه از سبزترین کشورهای منطقه است.

چگونه این کار را کرد؟

۱. کاشت سراسری

ترکیه از سال 2003 بیش از ۵ میلیارد نهال کاشته است.

کارزارهای ملی، مدرسه‌محور و شهری، کاشت درخت را به یک «آیین سالانه» دگرگون ساخته‌اند.

۲. پایش یا کنترل آتش

ترکیه از پیشرفته‌ترین سامانه‌های پایش آتش بهره می‌برد: پهپاد، برج دیده‌بانی، ناوگان بالگردی، و شناسایی داغی هوا به گونه‌ی لحظه‌به لحظه! اینگونه آتش پیش از آنکه گسترش یابد، خاموش می‌شود.

۳. درآمدزایی از جنگل

ترکیه بخشی از جنگل را به گردشگری بومی، اقامتگاه‌های روستایی و کشت گیاهان دارویی پیوند داده است. هنگامی که جنگل برای مردم درآمد بیاورد، خودشان نگهبان آن می‌شوند.

ایران: چالش‌ها و امیدها

ایران امروز با سه چالش بنیادین روبه‌روست:

  1. آتش‌سوزی‌های گسترده و دیررسیدن نیروها
  2. ساخت‌وساز، ویلاسازی و راه‌سازی بی‌برنامه
  3. نبود مدیریت واحد و نبود نگاه بلندمدت

اما ایران از یک چیز نیرومند برخوردار است:

مردمان طبیعت‌دوست. بنابر آمارها هیچ کشوری به اندازهی ایران، کنشگران بومی و انجمن‌های خودجوش نگاهبان زیست‌بوم ندارد. البته شاید دلیل این موضوع، کوتاهی دولت در نگاهبانی از زیست‌بوم باشد!

اگر ایران از سه الگوی بالا بهره بگیرد:

* از ژاپن: سپردن نگاهبانی و بهره‌برداری جنگل به مردم

* از آلمان: دانش و برنامه‌ی درازمدت

* از ترکیه: کاشت درخت و کنترل آتش

باید دانست که جنگل، کتاب کهن زمین است؛ میراثی است از ما که برای فرزندان‌مان یادگار خواهد ماند. اگر آن را بسوزانیم، آینده‌مان را کور کرده‌ایم و فرزندان‌مان را تهیدست!

مقایسه با جهان نشان می‌دهد راهِ نجات هست؛ فقط باید باور کرد که جنگل ثروت نیست،

ریشه‌های ماندگاری ما در آن است!

به اشتراک گذاری
Telegram
WhatsApp
Facebook
X
LinkedIn
Email

یک پاسخ

  1. باید فرهنگسازی محیط زیستی و شناخت محیط زیست از کودکی و بصورت عملی در مدارس ملی کشور اجرایی شود این مطالبه به حق مردم این کشور هست آموزش و پرورش این مسوولیت و رسالت بزرگ رو باید در کوکان و نوجوانان و جوانان و خانواده ها نهادینه کند و قانون گذار با قانونهای سخت محافظ این سرمایه ملی باشداین فرهنگ سالیان سال بخاطر گسترش مسکن سازی و کشاورزی بی اصول و پایه مسبب ازبین رفتن محیط زیست و دریاچه ها و رودها شده و ازبین رفته این یک وظیفه ملی و فرا ملی است برآب آیندگان این سرزمین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *