نقدی بر امرداد (بخش دوم)

خسرو بهدین1خسرو بهدین: با گذشت بیش از چهار سال از پایه‌گذاری امرداد، با مهاجرت جمشید کیومرثی در پاییز ۱۳۸۳ و شناخته شدن بابک سلامتی به عنوان سردبیر، فصل تازه‌ای در امرداد آغاز شد.

تقریباً هم‌زمان با تغییرات در مدیریت امرداد، روانشاد موبد جهانگیر اشیدری، واپسین موبد موبدان زرتشتیان ایران، درگذشت. دکتر اشیدری سال‌ها فرنشین انجمن موبدان تهران ـ ارگان رسمی اداره‌کننده بخش مینوی جامعه ـ بود و چندین دوره نیز هموندی انجمن زرتشتیان تهران، یعنی سیاسی‌ترین نهاد جامعه، را در کارنامه داشت.

تنها چند ماه پیش از آغاز سردبیری بابک، مجلس دوره هفتم شروع به کار کرده بود و روانشاد موبد کوروش نیکنام به عنوان نماینده تازه زرتشتیان راهی مجلس شد. مدت کوتاهی پس از سردبیری بابک، کمیسیون ماده ده احزاب وزارت کشور سرانجام پروانه گردش ۴۰ انجمن زرتشتیان تهران را صادر کرد؛ گردشی که در آن، ۲۰ نفر از ۲۱ هموند تا آن زمان سابقه حضور در گردش‌های پیشین انجمن را نداشتند.

به هر حال، آغاز سردبیری بابک سلامتی ناخواسته با شروع دوره‌ای تازه در جامعه زرتشتیان کشور همراه شد. جامعه‌ای خوشنام که رنگ و بویی نو به خود می‌گرفت. در این فصل تازه، چراغ خاموش و بی‌سروصدا قدرت در حال انتقال بود. این انتقال گرچه سریع و موفق‌تر از پیش‌بینی‌ها انجام شد، اما چندان پایدار نماند و شیرازه‌اش زود از هم گسست.

پروسه کنار زدن نهادهایی چون انجمن زرتشتیان تهران و یزد و آماده‌سازی جامعه برای ظهور «شورای مرکزی دبیرخانه دائمی کنگره‌های زرتشتیان» نیز به شکست انجامید. در این دوران نو، انجمن زرتشتیان تهران به‌تنهایی در حال تبدیل شدن به تأثیرگذارترین نهاد زرتشتی کشور بود. از آن زمان تاکنون، جامعه زرتشتی ایران مدت‌هاست که از مرز تک‌قطبی شدن عبور کرده است.

در آغاز سردبیری بابک و هم‌زمان با گردش ۴۰ انجمن زرتشتیان تهران، شاهد اوج درخشش امرداد بودیم. انتشار ویژه‌نامه زرتشتیان که فعالیت‌های انجمن تهران را بازتاب می‌داد، موجبات پویایی و بالندگی جامعه را فراهم آورد. امرداد با کوشش فراوان مسیر تحلیل‌پذیری و تمرکز جامعه بر این انجمن را هموار کرد و این تمرکز بیش از یک دهه ادامه یافت.

در سال‌های اخیر، حضور گسترده همکیشان در مجمع‌های عمومی انجمن زرتشتیان تهران چشمگیر بوده است. در انتخابات گردش ۴۶، شمار قابل توجهی ثبت‌نام کردند و انتخاباتی پرشور برگزار شد؛ انتخاباتی که به گفته افشین نمیرانیان، فرنشین کنونی انجمن، رکورد گردش ۴۵ را شکست و حتی می‌توانست رکورد گردش ۴۴ را نیز پشت سر بگذارد.

فرنشین انجمن تهران در نشست خبری امرداد و همچنین در جشن مهرگان، با اشاره به این حضور گسترده از همکیشان سپاسگزاری کرد؛ اما فراموش کرد از تارنماهای خبری زرتشتیان، به‌ویژه امرداد، تشکر کند. گرچه پیش‌تر به‌صورت خصوصی این کار را انجام داده بود. شاید اگر امرداد بر انتخابات گردش ۴۶ تمرکز نمی‌کرد، چنین موفقیتی حاصل نمی‌شد.

واقعیت آن است که در چند سال اخیر، امرداد نتوانست نقش پررنگ گذشته را ایفا کند. شوربختانه در بسیاری موارد، خبرنگار امرداد در نشست‌های هفتگی هیات‌مدیره انجمن تهران حضور نیافت. نمی‌دانم هموندان انجمن در این عدم حضور چه سهمی داشتند یا چه مصلحتی اندیشیدند؛ شاید مسوولان امرداد صلاح جامعه را در این دیده‌اند که کمتر بر نشست‌های هفتگی تمرکز کنند.

اما حضور نیافتن خبرنگار امرداد ـ به هر مصلحتی ـ در نشست‌های هفتگی هیات‌مدیره، موجب کاهش رشد و پویایی جامعه می‌شود. عدم آگاهی‌رسانی از جلسات، زمینه‌ساز شایعه، تهمت و بی‌اعتمادی علیه هموندان انجمن است. این کمبود اطلاع‌رسانی جامعه را تحلیل‌ناپذیر می‌کند، ناآرامی می‌آفریند و چالش‌های اجتماعی را دامن می‌زند.

هر از چندگاهی در گفت‌وگوهای عامیانه یا گروه‌های مجازی شاهد ناسزا و تهمت علیه هموندان انجمن هستیم که بسیاری از آن‌ها ریشه در ناآگاهی دارد. نبود خبرنگار امرداد در نشست‌های هفتگی، محیطی فراهم می‌آورد که در آن کوتوله‌های سیاسی به‌راحتی جولان دهند.

خلاصه آنکه دود ناشی از این غیبت‌ها به چشم خود هموندان انجمن می‌رود و زیان‌های آن در بسیاری موارد گسترده‌تر از فوایدش است. اوج شکست دموکراسی و عقب‌گرد جامعه زرتشتی زمانی خواهد بود که امرداد تنها اخبار ارسالی انجمن را منتشر کند؛ یعنی بنا به مصلحت، خبرنگار نفرستد و خبرها را همان‌گونه که انجمن صلاح می‌داند درج نماید.

جامعه زرتشتی ایران برای آغاز به کار گردش ۴۶ انجمن تهران روزشماری می‌کند و امرداد شایسته است با اعزام خبرنگار به نشست‌های هیأت‌مدیره، حرفه‌ای و مستقل به آگاهی‌رسانی بپردازد.

مطمئنم بابک سلامتی آن‌قدر دلسوز و پرتلاش است که به هر هدفی که بخواهد می‌رسد. می‌دانم افزایش روزافزون هزینه‌های مالی و معنوی برای ماندگاری امرداد دردسرهای بسیاری برای او ایجاد کرده، اما همه را به دل و جان خریده است تا جامعه زرتشتی ایران ـ میراث‌دار بزرگ‌ترین اندیشه‌های تاریخ‌ساز بشر ـ همچنان پابرجا بماند. سپاس فراوان از بابک و یارانش.

به اشتراک گذاری
Telegram
WhatsApp
Facebook
X
LinkedIn
Email

2 پاسخ

  1. سپاس از کوشش های بی دریغ هموندان امرداد، به ویژه تلاشهای دلسوزانه و همدلی و همراهی های پر مهر سردبیر گرامی این هفته نامه بهدین سلامتی گرامی که هر آنچه می اندیشد و می گوید و به کار می بندد ، جز راستی و نیک خواهی هازمان زرتشتی نیست.برایشان پیروزی ،بهروزی و مانایی آرزومندیم.
    اَمُرداد اَمُرداد می ماند.

  2. خسرو بهدین نازنین قلمتان شیوا است و به گمانم امرداد برای این دوره چندین نشست را پوشش داد چون یک مقاله بود که امرداد مردد بود بنویسد یا ننوسید که جالب بود انگار هجمه شده بود و امرداد مردد بود در نوشتن امیدوارم این گردش خود شما با قلم شیوایت برای امرداد بنویسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *