در امرداد 509 بخوانید:

که ایران چو جان است و شهنامه تَن

p04هفته‌نامه‌ی «امرداد» در شماره‌ی 505 خود گفت‌وگویی از آقای ابراهیم بهزاد را با عنوان «من گشتاسب را تبرئه می‌کنم»، به چاپ رسانده است. در این نوشته بر آنم بخش‌هایی از سخنان ایشان را به بوته‌ی «سنجش ‌سخن» (نقد) بگذارم و به دوستداران شاهنامه و فرزانه‌ فردوسی پیشکش کنم. از آن‌جا که گزاره‌ی «من گشتاسب را تبرئه می‌کنم» پایه و شالوده‌ی سخنان ایشان است، من نیز نوشته‌ام را با همین بخش می‌آغازم.
در آن گفت‌وگو آقای بهزاد دو دلیل را پشتوانه‌ی برداشت خود گفته‌اند، یکم: «استعاری‌بودنِ» سخن گشتاسب، دُیم: دیدگاه «سوء‌تفاهم کاراکترها.» به سخن ساده‌تر، ایشان می‌فرمایند شاه‌گشتاسب «دستوری استعاری» به اسفندیار می‌دهد و اسفندیار نمی‌تواند دریافت درستی از فرمان پدر داشته باشد و پیامد این دریافت نادرست (سوء‌تفاهم) تراژدی تلخ و رویدادهای ویرانگر پس از آن بوده است!
باری، می‌دانیم که داستان رستم‌واسفندیار از آن‌جا آغاز می‌شود که اسفندیار از هفت‌خوان برمی‌گردد و پیش پدر می‌رود و از او می‌خواهد تا به سوگند و پیمان خود پایبند باشد (گشتاسب پیمان بسته بود و سوگند خورده بود که پس از بازگشت اسفندیار تاج‌وتخت را به او واگذار کند)، اما گشتاسب برای بار چندم نه‌تنها به پیمان پایبند نمی‌ماند که این‌بار سنگ بزرگی پیش پای اسفندیار می‌گذارد و او را راهی زابل می‌کند. جناب بهزاد از این بخش مهم که یکی از ناستوده‌ترین کنش‌هایی است که می‌شود از کسی سر برزند، چشم می‌پوشد تا بار پُرگزند پیش آمدن آن رویدادهای تلخ را تنها به این گفته‌ی کوتاه گره بزند که: دستور گشتاسب استعاری بوده و اسفندیار برداشت نادرستی از آن کرده و با پافشاری بر برداشت نادرست خود کار را به آن‌جا می‌کشاند. با این همه، حتا اگر از این شیوه‌ی پردازش آقای بهزاد (یعنی چشم‌پوشی از چرایی پیش‌آمدن داستان رستم‌واسفندیار) بگذریم، باز هم بر همین بخش کوچکی که ایشان همه چیز را به آن گره زده و نیز شیوه‌ی پردازش و گفته‌های ایشان، نقدهایی (به گمان من) جدی هست که در ادامه می‌آید.
نخست آنکه «استعاره» آرایه‌ای ادبی با معنی روشن در ادبیات فارسی است. نیز می‌دانیم که شاهنامه از سروده‌های «سبک خراسانی» است. از ویژگی‌های سبک خراسانی این است که زبان دارای سادگی روشن است و خالی از پیچیدگی‌های زبانی (مانند استعاره) است. از نگر دانشوران رشته‌ی ادبیات «در سروده‌های سبک خراسانی استعاره نداریم.» استعاره در دوره‌ی سروده‌ها/ شعرهای سبک عراقی پدید می‌آید و سرایش به سبک عراقی دستِ کم چندین دهه پس از سبک خراسانی پدید آمده است.

آنچه در بالا آمده است بخشی از نوشتاری‌ست با عنوان «که ایران چو جان است و شهنامه تَن»، به قلم مهرداد پارسه، که در تازه‌ترین شماره‌ی امرداد چاپ شده است.
متن کامل این نوشتار را در رویه‌ی چهارم (شاهنامه) شماره 509 امرداد بخوانید.

فروش اینترنتی فایل پی‌دی‌اف شماره‌ی 509 هفته‌نامه امرداد

فروش اینترنتی نسخه‌ی چاپی شماره‌ی 509 هفته‌نامه‌ی امرداد

اشتراک ایمیلی هفته‌نامه‌ی امرداد

نشانی نمایندگی‌ها و دکه‌های فروش امرداد در تهران

برای دریافت فایل اکسل نمایه امرداد کلیک کنید

به اشتراک گذاری
Telegram
WhatsApp
Facebook
X
LinkedIn
Email

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *