
به بهانهی چهارم دیماه؛ روز بزرگداشت رودکی:
یكی از والاییها و شگفتیهای رودكی آن است كه او با هنر خود روزگاران بسیار كهن تاریخ و فرهنگ ایران را فرایاد میآورد. رودكی تنها سخنور نیست بلكه خنیاگر هم هست و در همه گونهها و كالبدهای شعر پارسی به چیرگی و به استادی شاهكارهایی از خود به یادگار نهاده است، از این روی او را به درستی پدر سخن پارسی مینامیم.
رودكی در همه سرزمینهای ایرانی و پارسیزبان سخنوری بسیار پرآوازه و گرامی است. از سوی دیگر ایرانشناسان و پژوهندگان با سخنور نامدار ایرانی به نیكی آشنا هستند، به ویژه رودكی را در كشورهایی كه زبانشان پارسی است بزرگ میدارند.
رودكی یكی از بلندپایهترین چهرههای فرهنگی شمرده میشود و در روزگار پدیده ربایش(:مصادره) سخنوران، كشورهایی میتوانند برآن دست یابند كه رودكی چهرهای والا از آن كشورها بوده است. اما به هر روی روزگاری در جغرافیای ایران بوده و امروز یكی از فرزندان برومند ایران زمین است. این بخشبندیهای جغرافیایی پدیدهای است كه در روزگار رودكی روایی نداشته است. درست است كه مردان بزرگ بسته به همه جهانیان هستند اما هر مردمی به چهرههای بزرگ خود مینازند.
یكی از ویژگیهای برجسته در رودكی این است كه او تنها سخنور نبوده و با خنیا و موسیقی هم آشنایی داشته و گاهی سرودههای خود را به آواز میخوانده است.
از این روی زیستنامهنویسان گاهی او را آدمالشعرا نامیدهاند و خواستهاند بدین گونه روشن كنند كه ارج و ارزش رودكی در سخن پارسی همانند ارج و جایگاه پیامبران در جهان انسانها است.
عنصری، سخن سالار دربار غزنوی كه به گواهی سرودههایش یا آنچه زیستنامهنویسان درباره او نوشتهاند مردی خودپسند نیز بوده، در بیتهایی ناچار شده كه زبان بگشاید و بیپرده رودكی را بستاید و بر خویشتن برتری بدهد.
غزل رودكیوار نیكو بود/ غزلهای من رودكی وار نیست
اگر چند پیچم به باریك وهم/ بدین پرده اندر مرا بار نیست
تاریخنگاران ادب چندوچونی دارند، در اینكه آیا در روزگار سامانی غزل چونان كالبدی ناوابسته در سخن فارسی پدید آمده یا نه؟ پارهای بر این گمانند كه غزل بخشی از چامه بوده است كه آن را تغزل مینامند. غزل میتواند در معنای یكی از گونههای ادبی بسیار كهن در ایران زمین باشد كه نام دیگر آن در پارسی دری چكامه است. یكی از والاییها و شگفتیهای رودكی این است كه او با هنر خود روزگاران بسیار كهن تاریخ و فرهنگ ایران را فرایاد میآورد. این چكامهسرایان، خنیاگران سخنور یا سخنوران خنیاگر به راستی شالودهریزان و بنیادگذاران ادب فارسی هستند.
دو قلمرو بنیادین، پهناور و پایدار در ادب پارسی وجود دارد كه یكی ادب رزمی است و دیگر ادب بزمی که یادگاری است گرانارج و ارزنده كه از اینان بر جای مانده است. این هنرمندان افسانههای كهن پهلوانی را در ترانهها و چكامههایشان را به خنیا و آواز میگفتند. ما میدانیم كه هر رزمنامهای به ناچار بخشهای بزمی نیز در درون خود دارد. شاهكارهای بزمی شاهنامه بر همگان آشكار است. زیرا هر پهلوانی در كنار كارهای نمایان پهلوانی، زمانی نیز دل به زیبارویان میباخته است.
شاید اگر بزرگان نامدار هنرآفرین چون رودكی نمیبودند، این دو قملرو ادب بدینسان بشكوه، بیمانند، نازشخیز و شكرریز پدیدار نمیآمد. اما اندكاندك این دو هنر از یكدیگر جدایی گرفتند، بدینگونه كه خنیاگران (آوازخوانان) سرودههای دیگران را میخواندهاند و هنوز میخوانند. غزل نیز در سپیدهدم ادب فارسی واژهای بوده است برابر با چكامه ساسانی كه در ریخت پهلوی آن چكامك گفته میشده است. اگر رودكی در سپیده دم ادب فارسی شعر نمیساخت و سرود نمیگفت ما با این همه دلارایی، شگرفی و شگفتی كه سخن پارسی است امروز رویاروی نبودیم.
در این روزگاری كه با پدیده شگفتآور ربایش ادبی و سخنوران روبرو هستیم، برپایی همایشهای جهانی مانند همایش رودكی میتواند تلاشی سودمند در آشنایی جهانیان با بزرگان ما باشد كه زمینه ربایش آنها را از بین خواهد برد.
به هر روی برگزاری این همایشها میتواند چهرههای نامدار ادب و فرهنگ ایران را بیش از پیش به ایرانیان و جهانیان بشناساند و در این روزگار كه روزگار دروغ و پدیده ربایش سخنور است نیاز داریم هر چه بیشتر ادب و فرهنگ خود را با بهرهجویی از فناوری رسانهای به جهانیان بشناسانیم. برترین ویژگی رودكی كه بدان بیش از هر ویژگی والا آوازه یافته این است كه نخستین استاد در ادب پارسی است و پیش از رودكی سخنورانی چند به زبان پارسی آغاز به شاعری كردهاند اما رودكی نخستین چهره برجسته در پهنه ادب ایران است.
كشورهای تاجیكستان، افغانستان، آذربایجان و… نشانگر این است كه ما همه ایرانی هستیم، زیرا قلمرو ایران فرهنگی بسیار گستردهتر از ایران جغرافیایی است، حتا كشورهایی كه به زبان دیگر سخن میگویند را هم از نگاهی فراختر، پارههایی از جغرافیای فرهنگی ایران میدانیم. برای زنده كردن ایرانی فرهنگی تنها كاری كه میتوان كرد این است كه بكوشیم مرزهای جغرافیایی ما را از یكدیگر نگسلند و مرزهای جغرافیایی به مرزهای فرهنگی دگرگون نشوند. در هر جغرافیایی در این روزگار به سر ببریم گرامی هستیم. پیشینه، زبان و فرهنگ ما با یكدیگر یكسان است، در همان هنگام كه مرزهای جغرافیایی را پاس میداریم اگر از دید فرهنگی، تاریخی به ایران بزرگ و كهن بازگردیم و خود را ایرانی و پارسی زبان بدانیم همه بیگانگیها از میان برخواهد خاست.
همچنین از هنرهای بسیار ارزنده در ایران زمین پدید آوردن كتاب به شیوهای زیبا و هنرمندانه است. چندین هنر از جمله خوشنویسی، نگارگری، زرنگاری و … در هنر كتابآرایی ایرانی با یكدیگر همكارند و دیوان رودكی كه در همایش فراملی بزرگداشت رودکی ارایه شد نیز از این هنرها بهره گرفته است. این كتاب پدیدهای دلانگیز و چشمنواز از هنر ایرانی بهشمار میآید كه خود نمونهای از هنر كتابآرایی در ایران است. هر كس رودكی را بزرگ بدارد ایران و فرهنگ ایران را گرامی داشته است.
* این نوشتار در بهمنماه 1387 خورشیدی، در رویهی چهارم (ادب و هنر) امرداد شمارهی 201 چاپ شده است.
