تندیسی که بنا بود روایتگر غرور تاریخی باشد، اکنون به نمادی از سردرگمی مدیریت شهری تبدیل شده است. تندیس پرحاشیهی شاپور یکم ساسانی، اثری که از همان آغاز با موجی از اعتراضهای کارشناسی روبهرو شد، همچنان در تهران سرگردان است؛ نه جایی برای ایستادن دارد و نه سرنوشتی روشن.

از نخستین روزهای ساخت و نصب، صدای هشدار کارشناسان بلند شد. کسانی که بر این باور بودند که تندیس نه از نظر فنی درخور فضای شهری است و نه با روح میدانهای اصلی شهر همخوانی دارد.
اما ماجرا به کیفیت اثر ختم نشد. خطای آشکار تاریخی در نامگذاری مجسمه و اصرار عجیب دستگاه تبلیغاتی شهرداری بر «والرین» خواندن پیکرهای که «فلیپ عرب» بود، پرده دیگری از بیدقتی و شتابزدگی را کنار زد؛ جایی که حتی هویت تاریخی اثر هم، قربانی این شتابزدگی شد.
این تندیس پرحاشیه نهتنها در میدان انقلاب ماندگار نشد، بلکه انتقالش به فرودگاه مهرآباد نیز به بنبست خورد. هرچند شهرداری اعلام کرده بود حضور آن در میدان انقلاب موقتی است و جانمایی نهایی فرودگاه مهرآباد خواهد بود، اما پیکره پس از جمعآوری، نه راهی فرودگاه شد و نه به مقصدی مشخص؛ بلکه سر از پارکینگ خدمات موتوری شهرداری درآورد.
شهرداری تهران دوباره از «لزوم اقدامات حفاظتی» برای این مجسمه تازهساز سخن گفته، اما پرسش اصلی همچنان بیپاسخ مانده است: تندیسی که قرار بود نماد ایستادگی و غرور تاریخی باشد، تا چه زمانی قرار است نماد بلاتکلیفی بماند؟

یک پاسخ
واقعا صد افسوس به آن هزینهها و زمانی که اینگونه از بین میرود زیر برف و باران و آفتاب