در روزگاری که مرزهای هنر دیگر به قابهای کلاسیک تن نمیدهند، ناصر شاکری با ترکیب جسورانهی مدیاها و تکیه به تجربهی سالیان، روایت تازهای از میکسمدیا را پیش چشم مخاطب میگذارد؛ روایتی که در نمایشگاه «کتگوری» نهتنها به فرم و ساختمایه (متریال)، که به هویتِ گمنامِ هنری میپردازد که هنوز جایگاه رسمی خود را در هنر معاصر ایران نیافته است.
نمایشگاه «کتگوری»، آثار میکس مدیای ناصر شاکری، از 4 تا 12 دیماه در خانهی هنرمندان ایران پیش روی دوستداران هنرهای تجسمی قرار گرفت.
محسن مرعشی، خواننده و نوازنده موسیقی ایرانی، در بارهی این نمایشگاه چنین میگوید: آثار ناصر شاکری، گاه من را به لذت دیدن تصاویر و انیمیشنهای فانتزی دوران کودکی میبرد و گاه به خوابهایی که هیچگاه قابل توصیف نخواهند بود!
به باور من در کتگوری، با بخش مهمی از جهان آرتیست روبهرو میشویم که از جنبههای گوناگون درخور بررسی است.
ناصر شاکری سالهاست که نسبت به آپارتاید جنسیتی معترض است و این اعتراض، همچون یک تم ثابت موسیقایی، در آثارش تکرار و بسط مییابد.
تابلوها در کنار یکدیگر، همچون میزانهای متوالی یک جملهی موسیقایی، زنی را به تصویر میکشند که باید در آزادی کامل بیندیشد و زندگی کند، اما جهل جنسیتی جامعهی ذکور، او را در بند خرافه، تعصب و الگوهای سختجان نرینگی نگاه داشته است.
در نخستین مواجهه، میتوان موسیقی این تابلوها را شنید؛ موسیقیای که نت پایه و تونیک آن، زن است. مرکزی که تمام تنشها، فاصلهها و بازگشتها حول آن شکل میگیرد و هیچ صدایی بیرون از آن معنا نمی یابد.
۹ قابِ کنار هم، یادآور ۹ ماه آغازین زندگی و مفهوم زایشاند؛ چرخهای از تولد و نو شدن که بهمنزلهی یک فرم پیوستهی موسیقایی و در حال تکرار، یا ۹ میزان از یک قطعهی ممتد معنا مییابد.
فاصلهی نهم-که از ترکیب یک اکتاو و فاصلهی دوم شکل میگیرد-در قواعد کلاسیک، فاصلهای نامطبوع به شمار میرفت؛ صدایی که فراتر از نظم تثبیتشده حرکت میکرد. این نامطبوعبودن، نه نقص، بلکه سرپیچی از قوانین سخت مردمحور بود؛ همان جایگاهی که زن در ساختار مردسالار اشغال میکند: صدایی که بیش از حد شنیده شده و گسترش مییابد و از چارچوب امن عبور کرده و نظم کهنه را بر هم میزند.
مجموعهی تابلوها، در کنار زیبایی بصری و پرداخت فرمالیستی، از محتوایی عمیق برخوردار است که با وجود روزنههای امید، بیش از هر چیز به یک چرخهی تراژیک شباهت دارد. در تمامی قابها، تصویر زن پشت حصاری مشبک قرار گرفته است؛ حصاری که همچون یک الگوی ریتمیک تکرارشونده، یادآور زندانیست که اندیشههای مردسالار، به تعداد روزهای تاریخ، برای او ساختهاند.
گویا این ریتم تغییر نمیکند، اما آنچه تغییر میکند، ملودی زن است که علیرغم این محدودیت، مسیر خودش را میجوید.
زن سرشار از رنگ زندگی است و همچون نگینی در این قابِ زندان، میدرخشد.
قرمزی لباس او، اوج داینامیک اثر است؛ فورتهای عاطفی که از پویایی، سرزندگی و عشقی خبر میدهد که چون آتشفشان، از درون فوران میکند، جایی که عشق، زندگی و خشم به یکدیگر میرسند!
در پسزمینهی قابها، طلوع خورشید از افق دوردست دیده میشود؛ نوری که در هر قاب پررنگتر از پیش ظاهر میگردد و یادآور یک کرشندو است. مثل صدایی که آرام آغاز می شود و به تدریج فضا را پر میکند. این خورشید خود زن و همان منبع انرژی و در واقع خود صدای موسیقی است.
گویی زن و خورشید، همذات و همزاد یکدیگرند؛ همواره بودهاند و بر جهان پیرامون خود تابیدهاند.
نقش هارمونیک آینهها در آثار ناصر شاکری پررنگ است.
آینه، نماد پاکی و خودشناسی است و در متون عرفانی، بخشی از وجود انسان برای بازشناسی خویشتن و دیگری به شمار میآید و گاه آینه به مفهوم انسان کامل نزدیک است.
آینههای بهکاررفته در قابها، گاه بهصورت برشهایی گرد و صیقلی و سرشار از لطافت ظاهر میشوند که هارمونی شفاف و آرام بخش با احساس آکوردهای کنسونانت دارند و گاه شکسته، تیز و خنجرگونه و آکنده از خشم که گویی آکوردهایی دیسونانت را مینوازد که هم میتوانند ویرانگر باشند و هم آغازگر تغییر !
ترکیب زن، خورشید و آینه در یک قاب، امکان تاویلها و خوانشهای گوناگون را فراهم میکند؛ اما آنچه برجستهتر از همه به گوش میرسد، فریاد گفتهها و ناگفتههای زنان دیروز و امروز و چه بسا؛ آنیمای خود آرتیست است! فریادی که در قالب صدا، نور و تصویر، از قابها فراتر میرود…
در نهایت با مجموعه ای روبهرو هستیم که اگر چه سرشار از رنگ و نور است، اما از دید موسیقیایی بیشتر به یک تراژدی شباهت دارد؛ تراژدی ای که در یک چرخهی سیزیفوار تکرار میشود و کوک سازهای آن بر نت تونیک زن ثابت مانده است!


فرتورها رسیده است.
نشست تحلیلی نمایشگاه «کتگوری» با بررسی جایگاه هنرمندان میکسمدیا و نقد آثار ناصر شاکری
همچنین نشست نقد و بررسی آثار ناصر شاکری در نمایشگاه کتگوری، با باشندگی هنرمندانی چون عبدالحمید پازوکی؛ نقاش و مدرس دانشگاه، محمدعلی سجادی؛ کارگردان سینما و نقاش، مسعود فروتن؛ کارگردان تلویزیونی و مجری، و تارا نظم علیزاده؛ نقاش و مدرس، پنجشنبه 11 دیماه 1404، برگزار شد.
در این نشست افزونبر کارشناسان بازدیدکنندگان و باشندگان در نشست هم دیدگاهها، تحلیلها و پرسشهای خود را دربارهی آثار و چیدمان نمایشگاه بازگو کردند.

ناصر شاکری با اشاره به روند گزینش آثار نمایشگاه گفت: گمان میکنم من با این متر متداول و بیمار فضای هنر ایران مشکل دارم که میگویند بیا در این چهارچوب تا من تو را نمایش بدهم. من چرا اینجا را انتخاب کردم؟ اینجا تنها جایی است که احساس کردم بیطرفم.
او در ادامه افزود:هنرمندی که هر بار مدیاهای گوناگون را میکس میکند، در ایران بلاتکلیف است. من عضو یا رییس اهیچ انجمنی نیستم، چون نمیخواهم هیچکدام از اینها باشم. من میخواهم هر بار از مدیایی که میتواند کمکم کند، استفاده کنم یا آن را در کارم به اجرا بگذارم. اگر پرفورمنس کار کنم، باید آن را در بیوگرافی بنویسم. این موضوع تعریف مشخصی ندارد؛ در دنیا هنرمندانی که روی موضوعات بینرشتهای کار میکنند، بنیادهایی برای آثارشان وجود دارد، ولی من دنبال این هستم که تجربه و خلاقیتم را آزادانه ارایه کنم. دیگر اینکه در ایران هنوز یک نشریه تخصصی برای نقد تجسمی روزمره وجود ندارد و این خلا همواره احساس میشود.


عبدالحمید پازوکی با اشاره به روند انتخاب ساختمایه و دورههای گوناگون در آثار شاکری یادآوری کرد: شاید محدودیتهای فضایی و ارائه، هنرمند را به گزینش و انتخاب آثار محدود کرده باشد اما این محدودیت، ارزش کارهای او را کاهش نداده است.
همچنین تارا علیزاده با تحلیل بصری آثار و جایگاه تکنیکها در آفرینش آثار میکسمدیا در هنر معاصر، از تنوع دورههای کاری و بایستگی نگاه ژرفتر به آثار سخن گفت.

محمدعلی سجادی درباره ابعاد خلاقیت و مفهوم آثار شاکری گفت:یکی از خوانشهای من در رابطه با هنر و هنرمند، یعنی نقاشی که خلق میکند، این است که رابطه خالق و مخلوق چقدر توانسته سیالیت و کابوسرویا بودن اثر را منتقل کند. مساله اصلی این است که چقدر در قاب میتوانیم این سیالیت را به رخ بکشیم و چقدر از لایههای سخت برای آفرینش یک جهان شناور بهره برده شده است. این کوشش برای انتقال مفاهیم همان نقطهی قوت و در خور نگرش و درنگ در آثار ناصر شاکری است.


فرتورهای بخش دوم گزارش، از محمدامین زارع است.
4090

یک پاسخ
ای کاش تصاویر هنری بیشتز مد نظر بود و طرفداران این هنر بهتر لذت بصری میبردند. امیدوارم اساتید هنر و دانشجویان هنر لذت ببرند موفق وشادکام باشید.