کار هرکس نیست (بخش پایانی)

1KH12خسرو بهدین: بی‌گمان تاکنون با برخی از هموندان گردش‌های گوناگون انجمن تهران هم‌صحبت شده‌اید که بیش از یک گردش هموند این انجمن بوده‌اند و بازگو نموده‌اند که دیگر خسته شده‌اند و هنگامی که عمر این گردش به سر آید، خود را کنار می‌کشند و دیگر برای گردش بعدی ثبت‌نام نمی‌کنند. ولی نزدیک انتخابات گردش بعدی که می‌شود، باز هم نامزد می‌شوند و باز هم به هموندی انجمن تهران درمی‌آیند. و اگر دوباره با آنها هم‌گفتمان شوید، باز هم بیان می‌کنند که از هموندی انجمن درمانده شده‌اند.

«من دیگر پایم را در انجمن نمی‌گذارم» جمله‌ی معروف یکی از هموندان کهنه‌کار انجمن است که در یکی از نشست‌های هفتگی گردش ۴۲ به کار برد، ولی دوشنبه‌ی هفته‌ی بعد، نخستین هموندی بود که در نشست هیات‌مدیره باشنده بود.

اینگونه هموندان گرچه به قول‌هایشان که دیگر در انجمن حضور نخواهند یافت یا در گردش بعدی ثبت‌نام نخواهند کرد پایبند نمی‌مانند، ولی به نیک‌اندیشی و درست‌کرداری آنان نمی‌توان شک کرد. این هموندان به‌راستی از نامهربانی و در برخی موارد ناسزا و تهمتی که گروهی از همکیشان در حق آنان روا داشته‌اند و زحماتشان نادیده گرفته شده است و تنها نقاط منفی کارکردشان در نظر گرفته شده است، به تنگ آمده‌اند و به‌راستی می‌خواهند از انجمن کناره‌گیری کنند. اما چگونه است که باز هم نخستین نفری هستند که در نشست‌های هیات‌مدیره به‌صورت فعال و موثر شرکت می‌نمایند و در انتخابات گردش بعدی باز هم نامزد می‌شوند؟؟

همه‌ی این موارد حکایت از این واقعیت دارد که هموندی انجمن زرتشتیان تهران برای برخی از افراد اعتیادآور است. نقطه‌ی مقابل هموندان بی‌خودی و نخودی انجمن تهران، هموندان معتاد قرار دارند.

هموندان معتاد با گروه خونی سازگار با انجمن به دنیا می‌آیند. معمولا هم‌زمان با تحصیل در دبیرستان فیروز بهرام، کارت شناسایی از انجمن را دریافت می‌کنند و در همان دوران دبیرستان و قبل از گرفتن دیپلم، برای نخستین بار در انتخابات انجمن رای می‌دهند. هموندان معتاد کافی است تنها در چند تا از نشست‌های پرسش و پاسخ یا مجامع همگانی انجمن باشنده باشند یا حتی گزارش و عکس‌های آن را در نشریات دیده باشند؛ سر زمانی که به ۳۰سالگی برسند، روزشماری می‌کنند تا انتخابات گردش بعدی فرا رسد، ثبت‌نام می‌کنند و با شور و شوقی وصف‌ناپذیر وارد انجمن می‌شوند.

هموندان وابسته به حضور در انجمن، از همان دوران دانشجویی برای خودشان اهداف و برنامه‌هایی می‌چینند. هر شب چهره‌ی ارباب کیخسرو شاهرخ، ارباب رستم گیو یا ارباب اسفندیار یگانگی در خاطرشان می‌آید و خودشان را در قالب اینگونه شخصیت‌ها تصور می‌نمایند. آنان بر این باورند که در لحظه‌ی خلقت، ماموریت خدمت به جامعه‌ی زرتشتیان ایران در روح آنها دمیده شده است. تعیین تکلیف نمودن موقوفات قصر فیروزه و سرو سامان دادن به آدریان بزرگ از آرمان‌های مشترکی است که قبل از به هموندی درآمدن برای خودشان ترسیم نموده‌اند و همواره خود را در نقش قهرمان و نجات‌دهنده‌ی جامعه قلمداد می‌نمایند.

این هموندان در همان سال‌ها یا حتی ماه‌های نخست هموندی در انجمن، معتاد می‌شوند. هموند انجمن نبودن برایشان نشئگی به‌وجود می‌آورد و فقط انجمن می‌باشد که می‌تواند این نشئگی را برطرف نماید. به بیان دیگر، باشندگی در انجمن در حکم مصرف مواد مخدر برای هموند معتاد انجمن را دارد.

فردی که مواد مخدر مصرف می‌کند، شاد می‌شود و درد را فراموش می‌کند، چون سطح مرفین در بدنش بالا می‌رود و احساس خوشایندی به او دست می‌دهد. ولی بدن به سطح جدید مرفین عادت می‌کند؛ بنابراین برای رسیدن به سرخوشی باید دوز مواد را بالا برد. هموند وابسته به حضور در انجمن تهران نیز پس از مدتی، این باشندگی برایش عادی می‌شود و برای اینکه باز هم احساس خشنودی نماید، می‌بایست دوز را بالا ببرد. از آن زمان است که تصمیم می‌گیرد دست به اقداماتی بزند تا شاید «ارباب کیخسرو شاهرخ دوم» لقب گیرد.

رستم گوهری‌زاده، فرنشین گردش ۳۸ انجمن، در گفتگو با فرامرز پوررستمی، گردآورنده‌ی کتاب انجمن زرتشتیان تهران، یک سده تلاش و خدمت بیان می‌کند: «هرکس که نمی‌تواند زندگی خود را تامین کند، نباید وارد کارهای جماعتی شود.» بنابراین بارها دیده شده است که برخی از هموندان در سنین میانسالی و پس از آنکه توانستند زندگی خود را تامین کنند، به هموندی این انجمن درآمده‌اند.

از این رو گروه دوم معتادها در میانسالی برای نخستین بار به هموندی انجمن درمی‌آیند. با توجه به محدودیت اساسنامه‌ای انجمن، معتادان گروه نخست که در جوانی وارد انجمن شده‌اند، در میانسالی توانسته‌اند این اعتیاد که گاهی خانه‌مان‌سوز می‌باشد را ترک کنند؛ ولی معتادان گروه دوم که در میانسالی وارد انجمن شده‌اند، تا پایان عمر در این اعتیاد گرفتار خواهند ماند و در گرداب آن به کام مرگ خواهند رفت.

هموندان معتاد انجمن تهران که نخبگان جامعه را تشکیل می‌دهند، افرادی بلندپرواز، بسیار پرتلاش و خوش‌فکر هستند که بار اصلی بسیاری از کارهای انجمن را داوطلبانه برعهده می‌گیرند. برعکس هموندان نخودی، بیشتر هموندان معتاد اصلاً علاقه‌ای ندارند که میان جامعه شناخته شوند. هموندان معتاد انجمن، خدمت‌گزاران راستین و زحمت‌کشان بی‌ادعای جامعه هستند. این معتادان دوست‌داشتنی از خود مایه می‌گذارند تا امور جامعه سرو سامان گیرد.

انجمن زرتشتیان تهران در طول تاریخ ۱۲۰ساله‌ی خود، نمونه‌های بسیار زیادی از این نوع هموندان نازنین به خود دیده است. امیدوارم بتوانیم قدر این هموندان معتاد و عاشق را بدانیم.

بخش (2)

بخش (1)

به اشتراک گذاری
Telegram
WhatsApp
Facebook
X
LinkedIn
Email

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *