1KH12خسرو بهدین: در طول عمر ۱۲۰ ساله انجمن تهران، هموندانی وجود داشتند که شایسته این جایگاه بزرگ نبودند. این هموندان اشتباهی، به دست سرنوشت و به‌خاطر عدم درک ماهیت انجمن، ناآگاهانه به هموندی این نهاد تاثیرگذار درآمدند.

شماری از هموندان اشتباهی، تعارف و تشویق هموندان گردش‌های قبلی و بزرگان جامعه را جدی قلمداد کردند، جوگیر شدند و اعتمادبه‌نفس کاذبی به دست آوردند و برای هموندی در تأثیرگذارترین نهاد زرتشتیان کشور ثبت‌نام نمودند و از بد روزگار، آرای مورد نیاز را نیز به دست آوردند.

هموندان اشتباهی که اصلا «گروه خونی‌شان» به انجمن نمی‌خورد، در بیشتر موارد در تلاطم کارهای گسترده و پرونده‌های پیچیده انجمن سرگردان می‌مانند. شوکه می‌شوند که چگونه جرأت کرده‌اند وارد این انجمن پرمسئولیت شوند و چگونه به خود اجازه داده‌اند صندلی‌ای را اشغال کنند که می‌توانست مدیری کارآمد بر آن بنشیند و چگونه جامعه را گرفتار ندانم‌کاری خود کرده‌اند.

در طول گردش‌ها، هموندان اشتباهی که می‌توان از آنان با عنوان «هموندان بی‌خودی» یاد کرد، آسیب شدیدی به اعتبار انجمن وارد آورده‌اند.

بی‌خودی‌ها پس از پایان عمر گردشی که در آن هموند هستند، اگر کلاهشان به ساختمان خیابان میرزا کوچک‌خان بیفتد، ترجیح می‌دهند سرشان بی‌کلاه بماند.

بی‌خودی‌ها در انتخابات گردش‌های بعدی انجمن معمولاً رأی نمی‌دهند و چون کارهای گسترده انجمن بزرگ‌تر از قد و قواره آنان بوده است، هرجا سخن از انجمن به میان آید، به‌خاطر بینش کم و درک پایین خود، از ناکارآمدی انجمن صحبت می‌کنند و هیچ‌گاه از این حقیقت که خودشان نتوانستند در حد و اندازه هموند انجمن ظاهر شوند، سخنی به میان نمی‌آورند.

در سال‌های اخیر دیده شده است که دامنه وسیعی از خرده‌گیران انجمن تهران را هموندان بی‌خودی گردش‌های پیشین و نامزدهایی که نتوانستند در گردش‌های گوناگون اقبال عمومی جامعه زرتشتی را به خود جلب کنند و آرای لازم برای راهیابی به انجمن را به دست آورند، تشکیل می‌دهند.

وقتی از انجمن انتقاد می‌شود، هموندان بی‌خودی خیالشان راحت است، چون کاره‌ای نیستند و کار مؤثری انجام نمی‌دهند تا کسی از آنان خرده بگیرد. بی‌خودی‌ها اصلاً هیچ‌گاه به حساب نمی‌آیند و از آنجا که قادر به درک ماهیت انجمن نیستند، به‌شدت دارای تفکرات دایی‌جان ناپلئونی هستند.

اما گهگاهی برخی از هموندان اشتباهی که توانایی بالاتری داشتند، در گردش‌های بعدی نیز به هموندی انجمن درآمدند، ولی حداکثر نقش «نخودی» را توانستند بازی کنند. در انتخابات انجمن، نخودی‌ها تنها به خودشان رأی می‌دهند، با وجود اینکه می‌دانند تعداد زیادی نامزد انتخاباتی توانمندتر از خودشان وجود دارد.

هموند نخودی فقط می‌خواهد مطرح باشد و کارایی انجمن اصلا برایش مهم نیست. او حاضر است انجمن کارایی بدی داشته باشد، ولی نامی از وی در این بدنامی برده نشود.

هموندان بی‌خودی در مجمع‌های همگانی و جلسات پرسش و پاسخ گردشی که در آن هموند هستند، حضور نمی‌یابند؛ ولی هموندان نخودی در این‌گونه مراسم حضوری فعال دارند، گرچه باشندگی آنان سودمند نیست.

نخودی‌ها گرچه در بیشتر آیین‌ها و جشن‌ها ظاهر می‌شوند و در صندلی‌های ردیف جلو تالار ایرج و خسروی یا سالن مارکار تهرانپارس می‌نشینند، ولی نقش مؤثری در اداره انجمن ندارند. نخودی‌ها گرچه کارکرد مفیدی ندارند، اما با زبردستی خود را در چشم همکیشان، کاردان و دلسوز نشان می‌دهند.

نخودی‌ها خود را درگیر کارهای پیچیده و پرحاشیه انجمن نمی‌کنند. کلاً حال و حوصله دردسر ندارند؛ به همین خاطر محافظه‌کار هستند. ناشایستگی هموندان نخودی بارها زمینه‌ساز ناکارآمدی انجمن شده است.

نخودی‌ها اگر بی‌عدالتی مشاهده کنند، برای اینکه موقعیت اجتماعی‌شان متزلزل نشود، سکوت اختیار می‌کنند و طرفدار حزب باد هستند. موافقت یا مخالفت آنان با سخنی در انجمن بیشتر به این بستگی دارد که اکثریت چه نظری دارند؛ آنان نیز بدون اینکه درباره درستی یا نادرستی آن بیندیشند، طرفدار نظر اکثریت می‌شوند.

نخودی‌ها در انجمن چیزی را جدی نمی‌گیرند و حداکثر نوک دماغشان را قادر به مشاهده هستند. در بسیاری موارد حتی اگر انجمن را آب ببرد، آنان اصلاً متوجه نمی‌شوند، چون پیش از آن خوابشان برده است.

هموندان نخودی، پسین دوشنبه‌ها تا پاسی از شب را به صرف دیدوبازدید دوستان در ساختمان خیابان میرزاکوچک‌خان سپری می‌کنند و در حالی که بود و نبودشان برای انجمن تفاوت چندانی ندارد، در ساعات پایانی شب، با لبخند رضایت و با این توهم که حضورشان بسیار موثر بوده است، روانه منزل می‌شوند.

بارها دیده شده است که وقتی دو تن از هموندان انجمن با هم بر سر موضوعی گفت‌وگو می‌کنند، هموندان نخودی در تایید صحبت‌ها سری تکان می‌دهند؛ البته معمولاً در تأیید هر دو طرف که سخنانشان کاملاً متفاوت است، سر تکان می‌دهند. هموندان بی‌خودی اما اصلاً چیزی از ماهیت گفتگوها درک نمی‌کنند و با وجود اینکه توانایی وارد شدن به بحث‌ها را ندارند، از این همه گفتمان گیج و سردرد می‌شوند و شب‌های دوشنبه از خیابان میرزا کوچک‌خان تا چهارراه ولیعصر را پیاده طی می‌کنند تا بادی به کله‌شان بخورد و اعصابشان آرام گیرد.

از میانه دهه ۶۰ خورشیدی، در برخی گردش‌ها، هموندان بی‌خودی و نخودی توانستند اثر سرنوشت‌سازی در برگزیدن هیات‌رییسه انجمن تهران بگذارند. در طول گردش نیز نخودی‌ها به بهترین شکل ممکن نقش بادنجان دور قاب‌چین را برای هیات‌رییسه بازی کردند.

ادامه دارد. …

بخش (1)

2 پاسخ

  1. درود برشما که از درد دل خیلی از همکیشان گفتین
    باری باعث تاسف است که چندی از افراد فقط برای مطرح شدن و نشان دادن خود در جامعه که شکستهای قبلی خود را در ضمینه های مختلف در جامعه داشتن را پوشش دهند به انجمن می پیوندند و ای کاش در کمیسیونی وارد میشدند که تخصصش را داشتن .
    بطور مثال وارد کمسیون آموزش میشوند و از دید قدرت و از دید بالا به پایین به روند آموزش دانش آموزانمان بالاترین خیانت را میکنند چرا چون میخواهم بهتون نشون بدم من هر کاری بخوام میتونم بکنم .
    امیدوارم در انجمن جدید که متخصص هم کم ندارد بهترین افراد در بهترین جایگاه باشند تا ازروی خرد و منطق تصمیم گیری شود نه از روی عقده و کمبود

  2. دوست گرامی و فرزانه آقای بهدین
    از تحلیل درست روان شناختی شما از ترکیب اعضای هیات مدیره انجمن بسیار سپاسگزارم. این تحلیل نه تنها برای انجمن زرتشتیان تهران، بلکه همه انجمن های زرتشتی در دنیا و اکثر سازمان های مردم بنیان صدق می‌کند.
    خوشبختانه دوره ۴۶ انجمن که تا چند روز دیگر شروع به کار خواهد کرد دارای اعضای نخودی و بیخودی نیست. بلکه اعضای باسابقه، توانمند، و متعهد در این دوره با همت و سابقه زیاد و با همدلی و شناخت کافی کار جامعه را به عهده خواهند گرفت.
    لازم است بررسی شود که گروه سوم که خودی نامیده شوند چگونه کاندیدا و کارآمد می‌شوند. اگر تعداد کاندیدای خودی زیاد باشد، جایی برای ورود افراد نخودی و بیخودی نخواهد بود. خوشبختانه جامعه هوشیارتر از قبل بوده و با وجود کارآیی شبکه های اجتماعی، سوابق و کارآیی کاندیداها بررسی و لحاظ می‌شود.
    متاسفانه گاهی خودی ها محدود به لیست منتشر شده بوده و حتی تا حد مافیای قدرت پیش می‌رود. مثال آن را در دوره های ۴۰ و ۴۱ انجمن میتوان یافت. در این دوره اخیر منتخبان از چند لیست رقیب بودند و در واقع رقابت لیست ها بود.
    در طی زمان نخودی ها تبدیل به خودی یا بیخودی می‌شوند که این تغییر نیز جالب و عوامل آن قابل شناسایی خواهد بود.
    منتظر بخش سوم نوشتار تحلیلی شما هستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *