در نیمه دهه هفتاد خورشیدی که تا حدودی وارد فعالیتهای اجتماعی شده بودم، یکی از موضوعهای جالب برایم محلههای مختلف زرتشتینشین یزد بود. در آن زمان تلاش کردم که هر کدام از محلهها را بازدید کنم و آنها را بهتر بشناسم. در این بازدیدها مهمترین ویژگی که توجهم را جلب کرد این بود که هر کدام از آنها بهطور سنتی یک «انجمن محلی»، یک «آتشکده»، معمولاً یک «آبانبار» و در برخی محلهها یک «مدرسه قدیمی» و نیز اغلب مکانی به نام «گهنبارخانه» داشتند. در هر محله «پیرها و زیارتگاههای» کوچک نیز با ساختمانها و روایتهای خاص خود از اهمیت بسیار برخوردار بودند. در کنار این سازههای سنتی، در برخی از محلهها ساختمانی به نام «پذیرشگاه» و نیز یک «سالن گردهمایی» معمولاً با ساختاری مدرن و نوساز برای گردهمایی و جشنها بنا شده بود و البته یک «باشگاه» هم با توجه به شرایط آن محله معمولاً برقرار بود.
مهمترین برداشتم این بود که هر محله تقریباً ساختاری مستقل دارد و ساکنان آن سالها با این روش، جامعه کوچک خود را مدیریت میکردند. اتفاقاً همان زمانها بود که توجه به این ساختار برایم بسیار اهمیت پیدا کرد و به نظرم روشی برای «هماهنگی و همکاری انجمنها و محلهها» بهترین راهحل بود که از هر نوع تضعیف این ساختار «محلی و مستقل» جلوگیری میکرد. هماهنگی و همکاری که به نظر روانشاد خداداد خنجری و افرادی که با او همکاری کردند، با درایت و اعتبار خود برای سالها تا حدودی در اجرای آن موفق بودند و شوربختانه هیچگاه پس از آن ادامه نیافت.
اما هرکدام از محلهها براساس شرایط و امکانات خود برخی فعالیتهای دیگر هم داشتند که از جمله مهمترین آنها «کتابخانهای» معمولاً کوچک در آتشکده یا سالنهای گردهمایی، یا در برخی موارد بهطور مستقل بود. تا آنجا که به یاد دارم، «محله یزد»، «نرسیآباد» و «مریمآباد» آن زمانها کتابخانه داشتند. در «محله یزد» آن زمانها تابلوی «کتابخانه هورشت» خودنمایی میکرد که البته راکد بود. خوشبختانه انجمن زرتشتیان یزد پس از چندین تلاش و جابهجایی، بالاخره در سالهای اخیر «کتابخانه زرتشتیان یزد (بانو و کیخسرو بزرگچمی)» را بازگشایی کرده که بسیار ارزشمند است (1). کتابخانه نرسیآباد را افراد فعال انجمن و در نهایت، بهطور عمده روانشاد کیخسرو بهمنی سر و سامان داده و آن را باز نگه میداشتند که شوربختانه بعدها بسته شد و دیگر فعال نیست. برخی محلههای دیگر (از جمله خرمشاه و …) نیز کتابخانههایی داشتند که در آن زمان نسبتاً فعال بودند، اما تا آنجا که میدانم شوربختانه بهتدریج غیرفعال شدند.
اما از همان سالها آوازه کتابخانه مریمآباد همهجا پیچیده بود. ساختار جدید سالن گردهمایی، در کنار آتشکده قدیمی و نیز بخشی که به کتابخانه اختصاص داده شده بود، مجموعهای قابلتوجه را در کنار هم قرار میداد. آن زمانها سروش مالی بهعنوان مسئول کتابخانه حضور داشت و نظم و دقت او مشخص بود.
سالها گذشته و ساختار همه محلههای زرتشتی یزد امروز دگرگون شدهاند و شوربختانه تعداد کتابخانههای زرتشتی در محلههای یزد بسیار محدود شده است، اما کتابخانه مریمآباد هنوز پابرجاست. اخیراً شانس این را داشتم که بیشتر به آنجا بروم و پای صحبتهای سروش مالی بنشینم. هر سهشنبه او حدود ساعت ۵ تا ۶:۳۰ پسین در کتابخانه حاضر است. اولین باری که به کتابخانه رفتم، او سر ساعت ورودی مجموعه و سپس کتابخانه را باز کرد و پس از آن با هیجان شروع به شرح بخشهای کتابخانه و تقسیمبندی کتابها کرد. بخشهای مختلف تاریخی، ادبی، رمان، دینی و البته کنکور! از جمله مهمترین این بخشها بودند و البته کتابهایی که در جعبهها در انتظار تنظیم، شمارهگذاری و چیده شدن در قفسهها هستند. برخی از کتابها روایتها و داستانهای خود را دارند؛ از جمله اینکه چه کسی یا خانوادهای آن را اهدا کرده است. او برخی حاشیهها و روایتهای مربوط به آنها را نیز برایم تعریف کرد. تکتک شاهنامههای بزرگ و کوچکی را که معلوم بود طی دههها با تلاش او توسط خانوادهها به کتابخانه اهدا شدهاند، بیرون آورد و نظرش را درباره کیفیت و نیز چگونگی اهدا برایم شرح داد. تمامی شاهنامهها و کتابها مهر و نوشتهای درباره خانواده و فرد اهداکننده دارند که همه را او با خط خوش نوشته است.
از قفسهها تا روی زمین و تا روی میز جلویش، همهجا پر است از کتاب. کارتهای امانت گرفتن کتابها را با نظم و رنگهای مختلف در داخل کتابها میگذارد و با نشان دادن تعداد افرادی که هر کتاب را امانت گرفتهاند، آن را نشانهای از میزان علاقه افراد به آن کتاب میداند. کارتهای عضویت در کتابخانه، مقررات امانت گرفتن از کتابخانه و دفتر عضویت در کتابخانه نشان از این دارد که زمانی بسیار رونق داشته است. اما هنوز هم با وجود دگرگونیهای زمانه، افراد محلی به کتابخانه میآیند و علاوه بر همصحبتی، کتابهای مورد علاقه خود را نیز امانت میگیرند.
افراد حتی در کتابخانه کتاب مورد نظر خود را سفارش میدهند! یکی رمان میخواهد که هم غمگین نباشد و هم با خط درشت نوشته شده باشد تا بتواند با چشمهایش بخواند. دیگری کتاب تاریخی میخواهد که درست و معتبر باشد. فردی دیگر برای تحقیق نوهاش آمده و مجموعهای از کتابها درباره کامپیوتر میخواهد و مادری با کودکانش، با شروع تابستان، به کتابخانه میآید تا فرزندانش کتابی برای خواندن داشته باشند. سروش مالی نیز بچهها را تشویق میکند که بهجای موبایل و بازی، کتاب بخوانند. هر بار حدود شش تا هفت نفر به کتابخانه میآیند و با کیسههای کتاب وارد و خارج میشوند.
سروش مالی از هیچ کمکی فروگذار نیست. افراد را تشویق به گرفتن و خواندن کتاب میکند. جمله «این را هم ببر (ما جی وِبو mā ji vebu)» یا «این را هم بگیر (ما جی اَگور mā ji agur)» ورد زبانش است. مشخص است که تا حدودی کتابها را نیز میشناسد و گاهی درباره آنها نظر میدهد. افراد هر تعداد کتاب که بخواهند میگیرند و او با دقت مشخصات آنها را در کارتهای امانت یادداشت میکند، کارتها را در کشوی کمد میگذارد و کتاب را به فرد تحویل میدهد.
حتی برخی افراد بدون آمدن به کتابخانه، کتاب سفارش میدهند و او هنگام تعطیل شدن کتابخانه، آنها را در ساکی میگذارد و برایشان میبرد. بعدتر نیز برای تحویل گرفتن کتابها مراجعه میکند و آنها را به کتابخانه بازمیگرداند. بعید است فردی وارد کتابخانه شود و بدون کتاب از آن خارج شود!
اما سروش مالی در کنار باز نگه داشتن کتابخانه در این سالها تلاش کرده است که مجموعه نوشتههایی را نیز فراهم کند. از جمله این مجموعهها میتوان به «تاریخچه کلاسهای دینی مریمآباد یزد، سالهای ۱۳۵۴ تا ۱۳۸۹ خورشیدی» اشاره کرد که با مقدمهای کوتاه، نام و عکس دانشآموزان و نیز شرحی درباره معلمان و افراد فعال در زمینه آموزشهای دینی این محله را دربر میگیرد.
در این مقدمه، بهطور بسیار کوتاه به محله مریمآباد و نیز پایهگذاری کلاسهای دینی و نخستین کتابخانه در سال ۱۳۵۴ خورشیدی به پیشنهاد و همت پرویز مالی و سپس جابهجایی، ادامه فعالیت و دگرگونیهای بعدی آن پرداخته شده است. به همین ترتیب، کتابی که توسط انتشارات نیکوروش در سال ۱۳۹۲ خورشیدی منتشر شده، در بخشهای مختلف خود آگاهیهای جالبی را درباره زرتشتیان مریمآباد در اختیار قرار میدهد. در این کتاب میتوان مطالبی درباره خیراندیشان، بناها، خوشنویسان و سنگتراشان مریمآباد یافت که همراه با عکسها و توضیحات نسبتاً خوبی درباره هر موضوع گردآوری شدهاند. تلاشی که اگر برای مستندسازی آنها انجام نمیشد، به احتمال زیاد به فراموشی سپرده میشدند.
براساس مقدمه «تاریخچه کلاسهای دینی مریمآباد»، سرپرستی کتابخانه «هما یادگار جم (پندار)» از سال ۱۳۷۰ خورشیدی بر عهده سروش مالی است. ساختار کنونی این کتابخانه از خیراندیشی خانواده هما یادگار جم و سپس دیگر خیراندیشان و اهداکنندگان کتاب و وسایل دیگر شکل گرفته است. در حال حاضر کتابخانه حدود شش هزار جلد کتاب دارد و هنوز هم کتابهای جدید دریافت میکند که نمونههایی از آنها در عکسهای زیر آمده است.
دیدارهای این مدت از کتابخانه «هما یادگار جم (پندار)» مریمآباد، مجموعهای از خاطرات خوب گذشته را برایم زنده کرد و از سوی دیگر، شوق، علاقه و همت سروش مالی و انجمن زرتشتیان مریمآباد در سرپا نگه داشتن این مکان و نیز اهالی مریمآباد که هنوز به آن مراجعه میکنند، باعث نگارش این یادداشت شد. امیدوارم که تا سالها شاهد فعالیت این کتابخانه ارزشمند باشیم. اگر امکان آن را داشتید، حتماً سری به این کتابخانه بزنید!
(1): برای آشنایی و جستجوی کتاب در کتابخانه انجمن زرتشتیان یزد به این نشانی برخط نگاه کنید:
https://lib.yza.org.ir/opac/
در پیوند با این یادداشت اگر تمایل داشتید، این دو یادداشت را بخوانید: آتشکده های امروزی … بخش یک و دو.

فرتور رسیده است.
6744
