جام جانباختگان زرتشتی تنها یک رویارویی ورزشی نیست؛ این رویداد در گذر سالیان به بخشی از یادمان همگانی زرتشتیان بدل شده است؛ جایی که نام و یاد فرزندان جانباخته ایران زنده میماند و همزمان دوستی، همبستگی و همدلی در میان نسلهای گوناگون نیرومندتر میشود. این روزها که سخن از برگزار نشدن این جام به شیوه همیشگی به میان آمده و فراخوانی تازه برای سپردن آن به نهادی دیگر پخش شده است، بسیاری از همکیشان با دلبستگی و نگرانی به سرنوشت این رویداد مینگرند؛ رویدادی که سالیان دراز با کوشش، بردباری و ازخودگذشتگی کانون دانشجویان زرتشتی برپا شده و در یاد بسیاری از زرتشتیان جایگاهی ویژه یافته است.نخست باید با سپاس و ارجگذاری از همه کسانی یاد کرد که در دهههای گذشته برای برپایی این جام کوشیدهاند. از کانونیهای پیشین تا کانونیهای امروز، از جوانانی که روزهای بسیاری را برای برنامهریزی و ساماندهی گذاشتند تا کسانی که در پشت صحنه بینام و نشان بار سنگین کار را بر دوش کشیدند. کانون دانشجویان زرتشتی در همه این سالها نشان داده است که تنها یک نهاد دانشجویی نیست، بلکه یکی از اثرگذارترین و کارآمدترین نهادهای اجتماعی زرتشتیان به شمار میرود. برگزاری اردو، مانتره و جام جانباختگان تنها بخشی از کارنامه درخشان این نهاد است؛ کارنامهای که با شور جوانی، پشتکار و دلبستگی به جماعت زرتشتی نوشته شده است.
برگزاری چنین همایش های بزرگ بیدشواری نیست. خرد حکم میکند که پیش از پدید آمدن دشواریها برای آنها چارهاندیشی شود. شاید بسیاری بر این باور باشند که میبایست زودتر درباره آینده جام اندیشیده میشد و برای پایداری آن راهکارهایی فراهم میآمد. شاید امروز اندکی دیر شده باشد، اما هنوز هم برای هماندیشی و همیاری دیر نیست.
جام جانباختگان زرتشتی در ذهن و دل جماعت زرتشتی با نام کانون دانشجویان زرتشتی گره خورده است. این پیوند تنها از سر عادت نیست؛ بلکه از دل سالها تلاش و تجربه پدید آمده است. از همین رو شایستهتر آن است که این جام همچنان زیر پرچم کانون دانشجویان زرتشتی برگزار شود، اما این بار با یاری گستردهتر همه همکیشان، انجمنها، سازمانها، نهادهای زرتشتی و نیز اشخاص دلسوز و توانمند. بار چنین رویدادی نباید تنها بر دوش جوانان کانونی باشد. اگر جماعت زرتشتی این جام را از آنِ خود میداند، پس باید در نگهداشت آن نیز همگانی رفتار کند.
نماینده باید بداند که ارزش بسیاری از نهادهای مردمی تنها در ساختمان، دارایی یا جایگاه رسمی آنها نیست، بلکه در پیشینه، اعتبار و سرمایه اجتماعی نهفته در آنهاست. کانون دانشجویان زرتشتی یکی از همین سرمایههای ارزشمند جماعت است. نماینده باید بتواند همه توان جماعت را برای پشتیبانی از این نهاد گرد آورد تا بار برگزاری جام سبکتر و شدنیتر شود. نماینده باید دقت کند که جابهجایی برگزارکننده، هرچند با نیت نیک، میتواند بخشی از پیوستگی تاریخی و عاطفی این رویداد را کمرنگ کند. نماینده باید زودتر دست به کار میشد تا پیش از رسیدن کار به این جایگاه، راهی برای پشتیبانی و توانافزایی کانون پیدا شود.
شاید فراخوان کنونی با انگیزه برگزاری جام و پاسداشت نام جانباختگان نوشته شده است، با این همه، بسیاری از همکیشان دوست دارند راهحل در درون جماعت و با استوارتر کردن نهادهای ریشهدار آن جستوجو شود، نه با کنار گذاشتن آنها. کانون دانشجویان زرتشتی در سالیان گذشته بارها نشان داده است که توان برنامهریزی، ساماندهی و اجرای رویدادهای بزرگ را دارد. آنچه امروز نیاز است، نه جایگزین کردن کانون، بلکه یاری رساندن به آن است.
نماینده باید بداند که نهادهای توانمند یکشبه ساخته نمیشوند و سالها زمان میبرد تا اعتماد همگانی به دست آید. نماینده باید بتواند میان انجمنها، سازمانها، خیراندیشان و نیروهای داوطلب پلی برای همکاری پدید آورد تا همه در کنار کانون قرار گیرند. نماینده باید دقت کند که جماعت زرتشتی بیش از هر زمان دیگری به همبستگی و همآوایی نیاز دارد. نماینده باید زودتر دست به کار میشد تا سازوکاری پایدار برای پشتیبانی از جام جانباختگان فراهم شود؛ سازوکاری که نه تنها امسال، بلکه در سالهای آینده نیز پشتوانه این رویداد باشد.
جام جانباختگان تنها یک مسابقه نیست؛ بخشی از حافظه همگانی زرتشتیان است. یادگاری از جانباختگانی که نامشان با سربلندی ایران پیوند خورده و نمادی از توان همبستگی جماعتی که همواره کوشیده است در کنار پاسداری از آیین و فرهنگ خود، در آبادانی میهن نیز سهمی شایسته داشته باشد. از همین رو امید آن میرود که با همیاری همه نهادهای زرتشتی، همه نیکاندیشان و همه دوستداران این رویداد، جام جانباختگان همچنان به دست کانون دانشجویان زرتشتی برگزار شود؛ نهادی که سالها با شایستگی این پرچم را برافراشته نگاه داشته و سزاوار آن است که همچنان نگاهبان این یادگار ارزشمند باشد.
