میرزا جهانگیرخان شیرازی، نامبردار به صوراسرافیل، روزنامهنگار دورهی مشروطیت، در سوم تیرماه 1285 خورشیدی، پس از به توپ بسته شدن مجلس شورای ملی، به دار آویخته شد. یاد او در تاریخ روزنامهنگاری ایران زنده و نامیرا است. امروز صدوبیستمین سال مرگ دردناک اوست.

میرزا جهانگیرخان در سالهایی که آزادیخواهان برای برپایی مشروطیت میکوشیدند، با مبارزانی مانند ملکالمتکلمین، سیدجمال واعظ، محمدرضا مساوات و شماری دیگر، در کارهای سیاسی همراهی میکرد. او پس از مشروطیت به «انجمن آذربایجان» پیوست و از یاران کوشای انجمن شناخته میشد؛ انجمنی که در پیشبرد کارها تندرو بود. میرزا جهانگیرخان که در نویسندگی نیز توانا بود، به پیشنهاد قاسمخان تبریزی و همراهی میرزا علیاکبرخان دهخدا، بنیانگذار روزنامهای به نام «صوراسرافیل» شد؛ روزنامهای که بسیار زود در میان مردم و روشنفکران آوازهای کممانند یافت و شمارگان آن به چندین هزار رسید.
صوراسرافیل، روزنامهای پیشرو
نخستین شمارهی روزنامهی صوراسرافیل در 14 دیماه 1286 خورشیدی در تهران انتشار یافت. در این زمان یکسال و پنج ماه از امضای فرمان مشروطیت گذشته بود. دفتر روزنامه در آغاز در خیابان ناصری (ناصرخسرو کنونی) و سپس در خیابان علاءالدوله (خیابان فردوسی) بود. از این روزنامهی آگاهیبخش 32 شماره چاپ شد و با به توپ بستن مجلس شورای ملی و آغاز استبداد صغیر، کار انتشار آن به پایان رسید؛ هرچند سال دیگر میرزا علیاکبرخان دهخدا چند شماره از صوراسرافیل را در تبعید انتشار داد. سه روز پیش از آن که لیاخوف روسی مجلس را بمباران کند، واپسین شمارهی صوراسرافیل انتشار یافته بود.
با آنکه روزنامهی صوراسرافیل عمر کوتاهی داشت، یکی از ارزشمندترین روزنامههای روزگار مشروطیت بود. این نشریه به ژرفای مسایل اجتماعی میپرداخت و میکوشید راهی برای رهایی از عقبماندگی بیابد. میرزا جهانگیرخان و همکار دانشمند او دهخدا، پایبند چهارچوبهای روزنامهنگاری بودند و بیباکی شگفتی در طرح مسایل نشان میدادند. به همین سبب مردم نگاهی ویژه به این روزنامه داشتند.
در سرلوحهی روزنامهی صوراسرافیل تصویر نقاشیشدهی فرشتهای دیده میشد که در حال دمیدن در شیپور آزادی بود. در کنار نام روزنامه، سه واژه نیز نمایان بود: «حریت، مساوات، اخوت». صوراسرافیل با تیراژ پنجهزار نسخه آغاز به انتشار کرد و در اندک زمانی شمارگان آن به 24 هزار نسخه رسید. بدینگونه میتوان دایرهی راهیابی این نشریهی را در نزد مردم دریافت. گفتهاند که در قهوهخانهها نوشتههای صوراسرافیل را با صدای بلند برای بیسوادان میخواندند و آنها با دلبستگی بسیار گوش میکردند.
روزنامهی صوراسرافیل در 8 رویه و در چاپخانهی سنگی پارسیان انتشار مییافت. یکی از پُرخوانندهترین رویههای آن نوشتهای طنزآمیز به قلم دهخدا با عنوان «چرندپرند» بود. صوراسرافیل بارها به تعطیلی کشیده شد. در عمر یکماه و یکسالهی آن، 10 بار این نشریه را به تعطیلی کشاندند. با این همه، گردانندگان صوراسرافیل ناامید نشدند و کار خود را با دشواری بسیار پی گرفتند.
کشتهشدن میرزا جهانگیرخان
روزی که مجلس شورای ملی در پادشاهی محمدعلیشاه قاجار به توپ بسته شد (2 تیرماه 1287 خورشیدی) میرزا جهانگیرخان، ملکالمتکلمین (از سخنوران مشروطیت) و چند تَنی دیگر به چنگ قراقها افتادند. آنها را به باغشاه بردند و روز دیگر به دار آویختند. بدینسان به زندگی روزنامهنگاری جوان و پُرشور پایان داده شد.
دهخدا هنگامی که انتشار صوراسرافیل را برای چند شماره در سوییس ادامه داد، در شمارهی نخست روزنامه به یاد دوست از دست رفتهاش میرزا جهانگیرخان، مسمطی انتشار داد که در تاریخ ادبیات ایران جاودانه شده است. دهخدا دربارهی سبب سرودن این شعر نوشته است: «شبی مرحوم جهانگیرخان را به خواب دیدم در جامهی سپید و به من گفت: چرا نگفتی او جوان افتاده؟ من از این عبارت چنان فهمیدم که میگوید چرا مرگ مرا در جایی نگفته یا ننوشتهای و بلافاصله در خواب این جمله به خاطر من آمد: یاد آر ز شمعِ مُرده یاد آر.»
ای مرغ سحر چو این شب تار/ بگذاشت ز سر سیاهکاری
وز نفحهی روحبخش اسحار/ رفت از سر خفتگان خماری
بگشود گره ز زلف زرتار/ محبوبهی نیلگون عماری
یزدان به کمال شد پدیدار/ واهریمن زشتخو حصاری
یادآر ز شمع مُرده یادآر …!
بدینسان نام دوست جوان و آزادیخواه او در چکامهای زیبا و اثرگذار، ثبت جاودانه شد.
میرزا جهانگیرخان شیرازی (صوراسرافیل)، روزنامهنگاری با آرمانهای آزادیخواهانه بود. کشته شدن او را باید از رویدادهای اسفبار روزگار مشروطیت دانست.
در صدوبیستمین سال کشته شدن او یادش را گرامی میداریم.
