«سوگند» تنها نام دختری ایرانی، همانند گردآفرید، پرابهت و سرشار از اراده و پایبندی به انجام کارهای سپندینه است. اما سوگند خوردن یا قسم خوردن به هر چیز و در هر جایگاهی را میتوان با «پیمان بستن» در آن محضر جایگزین کرد و از ادبیاتی نیرومندتر و برازندهترِ این قوم و آیین بهره برد. همانگونه که در اوستا نیز بخشی به نام «پیمان دین» آمده است. در اینجا به تبیین آن میپردازیم. توصیه میشود هنگام بستن پیمان، با توجه به کلام مانتره اوستایی و اثر ویژه آن، هم واژگان اوستایی و هم ترجمه فارسی آن توسط موبد خوانده شود و هموندان آن را تکرار کنند:
پیمان دین
رزشتیا چستی امزدهداتیا اشونیادینیا ونگهیا مازدهیسنواش، دین بهی راست و درست که خدا بر مردم فرستاده، این است که اشوزرتشت پیغمبر آورده است. دین دین اورمزد داد زرتشت. اشونه اشم وهی یک. دادار یک، دین بهی یک، پیغمبر پاک راه اشوزرتشت مهر اسپنتمان انوشهروان دانسته و بیگمان، براسته و درسته دین پاک یزدان. اشونه اشم وهی، یک. ویسف ستایش دادار اورمزد رایومند خرومند، هروسف آگاه، دانای توانای توانکردار، هفت امشاسپندان، شاه شاهان، شاه ورهرام ایزد فیروزگر، درفشدار، دشمنزدار، امهه هوتاشته برساد، سه بار – اشم وهی یک.
پیمان میبندیم که به یاری اهورامزدا، تعهدات خود را همواره در انجام امور سپردهشده، با در نظر داشتن راه درست و سپندینه و با بیشترین توان به انجام رسانیم و خشنودی خواستهشده را هرچه بیشتر پدید آوریم. ایدون باد، ایدون ترج باد.
با چنین ادبیاتی، هر انسان یا هر سازمان میتواند هنگام اعلام تعهد و پیمان خود برای انجام امور سپردهشده، از این شیوه که برخاسته از فرهنگ ماست بهره گیرد. در تاریخ این سرزمین نیز بارها از عهد و پیمان و ارزش آن یاد شده است؛ چنانکه در شاهنامه فردوسی بارها به زیبایی از پیمان و پایبندی به آن سخن رفته است. ناصرخسرو، سعدی، حافظ و دیگر بزرگان ادب نیز بر اهمیت آن تأکید کردهاند. چند نمونه:
فردوسی
به پیوستگی بر گوا ساختند چو زین شرط و پیمان بپرداختند
زمین هفت کشور به فرمان تست دد و دام و مردم به پیمان تست
کسی کو ز پیمان من بگذرد بپیچد ز آیین و راه خرد
ناصر خسرو
جهانا عهد با من کی چنین بستی نیاری یاد از آن پیمان که کردی
سعدی
نه یاری سستپیمان است سعدی که در سختی کند یاری فراموش
حافظ
در ازل بست دلم را سر زلفت پیوند تا ابد سر نکشد وز سر پیمان نرود
