در امرداد 362 چاپ شده است

برآمدن آفتاب شاهنامه، نویدگر روزگار اوج

p04362برپایه‌ی تاریخ، شناسه‌ی(:هویت) ملی ایرانیان همواره زمینه‌ساز بهروزی نیاکان بوده است. ایرانیان روزگاران شکوهمندی را در یاد دارند و پیوسته در پی بازسازی آن بوده‌اند. دراین‌میان، گاه آرمان‌های ناایرانی را فراروی خود گذاشته‌اند و به همین شوند(:دلیل) راهی را که پیموده‌اند ناسازگار با نهاد و منافع ملی و فرهنگشان بوده و دستاوردهایی تلخ داده و ایرانیان را دستخوش درگیری‌ها و واپس‌افتادگی‌ها کرده است. پس از جهان‌شاهی ساسانی بیم آن می‌رفت که آرمان‌های ایرانیان از هازمان(:جامعه) ایرانی رخت‌ بربندد. دولت ایران‌ستیز چیره‌شده بر ایران فرهنگ، باور،ارزش‌ها، آرمان‌ها، زبان، و تاریخ ایران را با بهره گرفتن از همه‌گونه ابزاری خوار می‌کرد و دستش را به نابودی آرام و یا ناگهانی آنان می‌آلود. ابراهیم ادهم، صوفی بلخی سده‌ی هشتم، کسانی که به زبان تازی(:عربی) سخن نمی‌گفتند را شایسته‌ی هم‌سخنی نمی‌دید.  قتیبه بن مسلم باهِلی، کارگزار(:عامل) حجاج بن یوسف در خراسان، كه بر آن سرزمین فرمان می‌راند، ایرانیان را به زور به آموختن زبان و دبیره‌ی (:خط) عربی وامی‌داشت. هنگامی‌که برای بار دوم خوارزم را به چنگ آورد، موبدان، هیربدان و هركس را كه دبیره‌ی خوارزمی می‌نوشت و از تاریخ و دانش آگاهی داشت كشت و….
متن کامل این نوشتار با عنوان «برآمدن آفتاب شاهنامه، نویدگر روزگار اوج» در «امرداد» 362 چاپ شده است.

به اشتراک گذاری
Telegram
WhatsApp
Facebook
X
LinkedIn
Email

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *