سرور گرامی جناب آقای دکتر پزشکیان سخنان دردمندانه شما را شنیدم و از اینکه بیواسطه با ملت ایران سخن گفتید و برای رفع مشکلات و ناترازیها از ما مردم مدد خواستید و راهحل طلبیدید بسیار سپاسگزارم.
در شرایطی که موضوع آب در کشور به مرز بحران رسیده دل هر ایرانی وطندوستی به درد میآید، اما آیا این اتفاق غیرمنتظره بوده؟ و آیا راهحل عاجلی هست؟ و از همه مهمتر آیا همچون منی در جایگاهی هست که راهحل ارایه دهد؟
پاسخ را از پرسش نهایی آغاز میکنم، من یک زرتشتی هستم و کیش و آیین من احترام و همزیستی با طبیعت را به من آموخته همچنین مسوولیتی را در جامعه زرتشتی به عهده دارم که چشمان من را بر فهم کمآبی گشوده. همچنین با الهام از منش استاد پرویز شهریاری با اعداد و ارقام هم مانوس هستم.
چند سال پیش که ماشینحساب دست گرفته بودم با یکضرب و تقسیم ساده متوجه شدم اگر 85 میلیون ایرانی مانند هموطنان زرتشتی خود چهار روز در ماه گوشت قرمز مصرف نکنند در هرسال بهاندازه چند برابر حجم دریاچه پشت سد کرج در مصرف آب سرزمینی صرفهجویی خواهیم داشت؛ اما مطمین باشید چنین راهحلی مدنظر من نیست چراکه خود شما بهتر از من میدانید بعضی از هموطنان ما در طول یک سال، چهار بار هم گوشت قرمز نصیبشان نمیشود. به همین دلیل سعی میکنم در پاسخ به دومین پرسش جانب احتیاط را رعایت کنم، شاید از دل پاسخ به اولین پرسش راهحلی یافت شود.
آیا اتفاق غیرمنتظره است و اصولا ما انتظار چه اتفاقی را داشتیم؟
آب پنهان
حتما شما بهتر از من میدانید که آبی که برای نوشیدن روزانه مصرف میکنیم از چند لیوان فراتر نمیرود درحالیکه مصرف آب بهداشتی هر شهروند بیش از 100 لیتر روزانه است و البته که این 100 لیتر در برابر آبی که هرروز یک شهروند در قرن بیست و یکم برای زیستن خود لازم دارد عددی بسیار ناچیز است. برای تولید محصولات کشاورزی و دامی(هر محصول دیگری) نیاز به مصرف آب داریم ازاینروی مفهومی به نام آب پنهان وجود دارد که اگرچه در سر سفره شهروندان دیده نمیشود اما برای تولید آنچه در سفرهها میبینیم قبلا مصروف گشته است.
آب پنهانی که برابر استانداردهای جهانی برای تغذیه هر نفر مصروف میشود حدود 6000 لیتر روزانه است اما ازآنجاکه شرایط حاکم بر اقتصاد جامعه ایران اجازه مصرف گوشت قرمز و بعضی از محصولات (با آب پنهان زیاد) را محدود نموده، آب پنهان سرانه در سفره ایرانیان امروز در حد 3600 لیتر روزانه بیشتر نیست(فایل اکسل اطلاعات سرزمینی پیوست). در سفره ایرانیها برای جبران مصرف کمتر گوشت قرمز، بعضی از اقلام مانند نان و غلات، سیبزمینی و … بیش از متوسط جهانی مصرف میشود که خوشبختانه آب پنهان کمتری دارند، مسلما تبعات بهداشتی چنین رژیم غذایی باید موردبررسی ژرفتری از سوی کارشناسان قرار گیرد. برابر فایل اکسل پیوست «اطلاعات سرزمینی – شیت آب پنهان خوراکی» این تفاوتها قابلمشاهده است.
محاسبات سرانگشتی
اگر تعداد نفوس ایرانی امروز 88 میلیون نفر باشد با احتساب جمعیت مهاجران افغانی و عراقی و غیره 90 میلیون نفر در سفرههای خود در این سرزمین، مصرف آب پنهان دارند.
به کشور ما رودهایی میریزند، نزولات و بارشهایی داریم و از سوی دیگر رودهایی آب را از کشور ما خارج میکنند، تبخیر داریم، صنایع کشور ما آب مصرف میکنند. با صادرات محصولات دامی و کشاورزی عملا آب سرزمینی را به خارج از کشور صادر میکنیم و همچنین با وارد کردن بخشی از محصولات کشاورزی یا دامی آب پنهان در آنها را به سرزمین خود وارد میکنیم و مهمتر از همه 90 میلیون نفر مصرفکننده آب پنهان در سر سفرههای ایران نشستهاند. تمام این اطلاعات را تا آنجا که اندازه که بزرگای آنها قابلتوجه بود در فایل اکسل پیوست «اطلاعات سرزمینی» در شیتهای متعدد ثبت نمودم که امیدوارم مفید فایده قرار گیرد. هرچند که هیچ برآوردی در چنین اشلی خالی از اشتباه نیست اما شناخت بزرگی این ارقام میتواند راهگشای تصمیمات کلان باشد.
خلاصه اطلاعات تراز آبی کشور
- آب ورودی به سرزمین (جمعا 325.7 میلیارد مترمکعب) شامل
1-1 حجم بارش در کل سرزمین ایران 271 میلیارد مترمکعب
1-2 حجم آب پنهان در واردات کشاورزی و دامی 49 میلیارد مترمکعب
1-3 حجم آبی که از حوضچه آبریز همسایگان داخل میشود 5.7 میلیارد مترمکعب
- آب مصرفی و خروجی از سرزمین (جمعا 333.5 میلیارد مترمکعب)
2-1 مصرف آب پنهان در سفره 90 میلیون نفر 116.8 میلیارد مترمکعب
2-2 تبخیر آب پس از بارش 109 میلیارد مترمکعب
2-3 تبخیر آب توسط جنگلها و مراتع و پارکها 58 میلیارد مترمکعب
2-4 خروج آب حوضچه داخلی از کشور توسط رودها 13.5 میلیارد مترمکعب
2-5 تبخیر از سطح دریاچههای طبیعی و مصنوعی 11.2 میلیارد مترمکعب
2-6 آب پنهان محصولات کشاورزی و دامی صادر شده 8.3 میلیارد مترمکعب
2-7 تبخیر پوشش گیاهی مناطق نیمهخشک،
خشک و خیلی خشک 7.5 میلیارد مترمکعب
2-8 آب مصرفی در صنایع کشور 7.4 میلیارد مترمکعب
2-9 آب مصرفی در ساختمانسازی 1.4 میلیارد مترمکعب
2-10 تبخیر از سطح رودخانهها 0.4 میلیارد مترمکعب
مقایسه مقادیر ورودی و خروجی نشان میدهد که هرساله 7.8 میلیارد مترمکعب از آب سرزمینی را از دست میدهیم یعنی هر 2.5 سال بهاندازه یک دریاچه ارومیه کسری آب داریم. این حجم سالانه معادل شش برابر حجم آب پشت سد دریاچه سد امیرکبیر(سد کرج) است، این حجم 2.5 برابر کل آبی است که تمام سدهای شهر تهران قادر به انباشت آن هستند.
اعداد و ارقام با ما سخن میگویند، بحران آبی که امروز با آن روبرو هستیم غیرمنتظره نبوده.
در طی سالهای اخیر این کمبود آب را از محل سفرههای آب زیرزمینی جبران کردهایم اما به نظر میرسد حجم کسری آب به حدی زیاد است که این منابع هم در مقابل آن به کرنش درآمدهاند. فرونشست دشتهای سرزمینمان گویای این واقعیت است.
برونرفت از بحران
مسلما راهحل در تغییر است اما باید توجه داشته باشم که چه چیز را میتوانیم و چه چیز را نمیتوانیم تغییر دهیم و با توجه به بزرگای اعداد چه چیز ارزش تغییر دادن دارد و چه بخشی ارزش سرمایهگذاری برای تغییر را ندارد. بهطور مثال در آماری که داده شد آب بهداشتی مورداستفاده شهروندان به دو دلیل موردتوجه قرار نگرفت اولا بزرگای آن در مقیاسهای داده شده قابلتوجه نیست و ثانیا این آبها پس از مصرف از سرزمین ما خارج نمیشوند و صرفا برای تصفیه آنها جهت بازگشت به چرخه آب مفید باید چارهای اندیشید. پس راهحلهایی مانند کم کردن حجم فلاشتانک سرویسهای بهداشتی یا کم کردن مدت استحمام توان مواجه با چنین بحرانی را ندارند هرچند که بههرحال پرهیز از اصراف وظیفهای همگانی است.
سرمایهگذاری بر روی روشهای نوین کشاورزی هم تا آنجا که بتوانند تبخیر زیستی گیاهان را مهار کنند و از فرار آب به اتمسفر جلوگیری کنند مفید هستند وگرنه روشهایی که منجر به عدم نفوذ آب به خاک میگردند در بعد کلان و نگرش میهنی نقشی در تعادل آب سرزمینی ندارند. اتفاقا چنین روشهایی منجر به توهم دارایی میگردند و باعث میشوند سطح زیر کشت افزایش یابد و درنهایت آب بیشتری تبخیر شده و از سرزمین ما خارج گردد.
در مورد آبهای ورودی به سرزمین، آن بخش که مربوط به آب پنهان در واردات محصولات دامی و کشاورزی است قابلتغییر است، با توجه به جدول مصرف آب پنهان خوراکیها درمیابیم برای مرغ و گوشتی که در سر سفرهها است سالانه حدود 40 میلیارد مترمکعب آب پنهان وجود دارد که فعلا حدود 2.5 میلیارد مترمکعب آن توسط واردات تامین شده، ازاینروی افزایش واردات گوشت قرمز و مرغ (بجای تولید داخلی) بهراحتی پتانسیل جبران 7.8 میلیارد مترمکعب کسری آب را دارد. البته با سرمایهگذاری در صنعت شیلات و افزایش غذاهای دریایی در سبد سفره مردم نیز میتوان نتیجه مشابهی گرفت. این سرمایهگذاری نهتنها منجر به نجات آب سرزمینی میشود بلکه میتواند سلامت جامعه را نیز به دنبال داشته باشد.
همچنین لازم است در صادرات محصولات آب بر کشاورزی نیز تجدیدنظر شود، باید محاسبه کرد که در اختیار گذاشتن میراث چند میلیون ساله آب در سفرههای آب زیرزمینی برای وارد کردن ارز به کشور تا کجا مقرونبهصرفه است.
پیشنهاد انقلابی: ایجاد بانک آب مجازی (ضربالمثل: همانقدر که از کوزه آب میخوری به آن اضافه کن)
میتوان مشابه با مکانیزم کربن اعتباری که امروز در جهان رایج شده مکانیزم آب مجازی را در کشور پایهگذاری کرد به این صورت که مثلا هر اعتبار معادل با 1000 مترمکعب آب ارزشگذاری شود به ترتیبی که واردکنندگان کالاها اعم از پوشاک یا مواد کشاورزی و دامی و صنعتی به میزان آب پنهانی که در محصولات خود وارد کشور میکنند اعتبار کسب کنند در این مکانیزم صادرکنندگان برای صدور کالای خود باید اعتبار متناسب با آب پنهان مستتر در محصولات خود را داشته باشند. بهاینترتیب قیمت هر واحد اعتبار آب مجازی در بازار بر اساس عرضه و تقاضا تعیین میشود و بر این اساس تعادل بین آب پنهان صادر شده و واردشده برقرار خواهد شد. این اعتبار میتواند به کلیه کسانی که در صنعت تصفیه آب مشغول هستند و همچنین کشاورزانی که با استفاده از روشهای بهینه فرآیند تبخیر را کنترل میکند اهدا شود. گسترش روشهای هیدروپونیک میتواند از دستآوردهای اعطا این نوع اعتبارات باشد که درنهایت به حفظ آبهای سرزمینی میانجامد.
این اعتبار را همچنین میتوان به افرادی که در صنعت شیلات فعالیت دارند اعطا کرد چراکه با جایگزینی پروتیین دریایی با گوشت دام، مقدار قابلتوجهی از آب سرزمینی حفظ میشود.
سیاست حفظ آب سرزمینی و موضوع مهاجران در ایران
در مورد مهاجرین شرط مهماننوازی آن است که چشم بر نانی که ایشان در سفره میخورند نداشته باشیم، نانشان با ما، آب را خودشان تامین کنند. قاعدتا ما نباید بیش از مقدار آبی که دولت افغانستان توسط رود هیرمند و هری رود وارد کشور میکند، پذیرای برادران و خواهران افغان باشیم. در شرایط ورشکستگی آبی که فعلا با آن مواجه هستیم درخواست آب در برابر نفوس مهاجرین نهتنها بیانصافی نیست بلکه مصداق ضربالمثل «چراغی که به منزل رواست …» است.
جناب آقای دکتر پزشکیان، بههرروی جسارت من را عفو کنید «پیش توایم ای طبیب دردشناس – ما چو بیماران و تو داوود زمان». با آرزوی تندرستی و موفقیت برای همه مسوولانی که دلسوز این ملک و میهن هستند.
ایدون باد
بابک شهریاری – امرداد 1404

8 پاسخ
بادرود به عزیزان گرامی خصوصا
اقای شهریاری و نوشته ی ایشان. متاسفانه مهندسان کوتاهی در دستگاه ساخت و ساز انجام داده اند و از اب شرب استفاده نموده اند که مسلم است غیر قابل جبران میگردد اما چون خودتان در ساخت و ساز حساب و کتاب دارید میتوانید ارقام را بگویید. حتی بزرگانی اب معدنی و خوردن به کشورهای همسایه صادر میکردند. در سال های ۱۳۷۳ و ۱۳۸۸ در امارات و هندوستان مردم عادی از اب ایران استفاده ی خوراکی مینمودند. و حتی در سالهای اخیر حتی اخبار اعلام کرد که خاک ایران را قاچاقی در جنوب ایران و خلیج خارج میکردند. شاید کشاورزی بی رویه جهت صادرات ابهای زیر زمینی هم اضافه شده باشد حتی در مکانهایی نشست زمین و گودالهایی بوجود امد . پس این بی ابی یک دفعه انجام نگرفته است. درست است هوا گرمتر شده است اما علت چیز دیگر و سودجویی های کلانی است که دولت بهتر در جریان همه ی آنها میباشد وجود دارد . پس باید ریشه های اشتباهات را جستجو کردن اکنون علت یابی فایده ندارد ، مگر انکه اب ماده ی حیاتی مانند سایر اقلام استراتژیک وارد ایران شود. متاسفانه اب شیرین کردن دریا عواقب ناسالم محیط زیست دریایی را در برخواهد داشت و جانوران دریا از نمک و املاح بیشتری استفاده خواهند برد و این در چرخه ی اکو سیستمبه نظر خطرناک میباشد. در مستندی زیست شناسان دریایی تحقیقاتی بعمل اورده اند که حیوانات دریایی در حال دگرگونی در شرایط اب و هوایی میباشند. پس به همه چیز چه در خشکی و چه در دریا نباید بی تفاوت باشیم. البته بزرگان فن بیشتر متوجه میباشند چه انجام شده است. امید است ایندگان اشتباهات مجدد را تکرار ننمایند.
جناب آقای بابک شهریاری
با درود بر شما ، از خواندن مطالب شما بسیار لذت بردم و خوشحال شدم ، از دغدغهمندی و زحمتی که برای گردآوری دادهها و طرح راهکار درباره بحران آب کشیدهاید، صمیمانه سپاسگزارم. توجه شما به موضوع «آب پنهان» و نگاه کلان به تراز منابع و مصارف آب کشور، شایسته تقدیر است.
با وجود این ارزشها، برای تکمیل بحث چند نکته و راهکار قابل تأمل است:
نکات انتقادی
دقت آماری: برخی از اعداد ذکرشده در متن (مانند میزان تبخیر یا صادرات آب مجازی) با گزارشهای رسمی و دانشگاهی تفاوت دارد. استناد به دادههای معتبر جهانی و ملی میتواند پایه تصمیمگیری را محکمتر کند.
وابستگی به واردات دامی: درست است که واردات گوشت و مرغ میتواند در کاهش مصرف آب سرزمینی مؤثر باشد، اما وابستگی به ارز خارجی و تهدید امنیت غذایی در شرایط بحرانی از معایب این راهکار است.
ایده بانک آب مجازی: نوآورانه و ارزشمند است، اما برای اجرا نیازمند زیرساخت حقوقی و نظام قیمتگذاری واقعی آب است. در گام نخست میتوان این طرح را در مقیاس محدود آزمایش کرد.
راهکارهای نوین و عملی
بر اساس تجربه کشورهای خشک و نیمهخشک مشابه ایران، راهکارهای زیر میتواند به مدیریت بهتر آب کمک کند:
کاهش تبخیر سطحی:
پوششدهی مخازن و کانالها با مواد سبک یا صفحات خورشیدی (تجربه هند و استرالیا).
استفاده از پوششهای پلیمری زیستتخریبپذیر بر روی سدها و استخرهای کشاورزی برای کاهش ۳۰ تا ۵۰ درصدی تبخیر.
کاشت گونههای بومی مقاوم به خشکی در حاشیه دشتها برای کاهش تبخیر خاک.
بازیافت و بازچرخانی آب:
استفاده از فاضلاب تصفیهشده شهری برای آبیاری فضای سبز و زمینهای کشاورزی (تجربه اسپانیا و سنگاپور).
بازچرخانی آب صنعتی در کارخانهها؛ بسیاری از صنایع بزرگ دنیا با سیستمهای بسته توانستهاند تا ۷۰٪ مصرف آب تازه را کاهش دهند.
کشاورزی هوشمند:
آبیاری قطرهای و تحت فشار بهجای غرقابی (اسرائیل با این روش تا ۴۰٪ آب ذخیره کرده است).
کشت محصولات کمآببر و تغییر الگوی کشت متناسب با اقلیم هر منطقه.
توسعه کشتهای گلخانهای و هیدروپونیک که تا ۹۰٪ کمتر از کشت سنتی آب مصرف میکنند.
مصرف بهینه در صنعت و ساختمان:
استفاده از برجهای خنککن خشک یا هیبریدی در نیروگاهها و صنایع برای کاهش مصرف آب.
استفاده از آب خاکستری (grey water) در ساختمانها برای فلاشتانکها و آبیاری فضای سبز.
دیپلماسی و مدیریت منطقهای آب:
توافق با همسایگان برای مدیریت مشترک منابع آبی مرزی.
بهرهگیری از ظرفیت آبهای نامتعارف (شیرینسازی آب دریا در جنوب) برای کاهش فشار بر منابع داخلی.
جمعبندی
بحران آب در ایران راهحلی تکبعدی ندارد. همانطور که شما نیز اشاره کردهاید، باید به جای اقدامات مقطعی، یک سیاست جامع ملی در پیش گرفت. با هماندیشی نخبگان، مشارکت مردم و بهکارگیری فناوریهای نوین میتوان از این نعمت الهی بهترین استفاده را برد و آیندهای مطمئنتر برای نسلهای بعد فراهم ساخت.
با سپاس و دعای خیر
نباید آب شرب برای کشاورزی و صنایع مصرف بشه وقتی ایران کشور کم آبی هست و با بحران آب روبروست صنایع باید از آب پسماند استفاده کنند.
باید در گذشته جمعیت شهرهای فلات مرکزی کنترل میشد و جلوی مهاجرت بی حساب و کتاب به این شهرها نظیر شهر قم گرفته میشد. در این شهر ها باید همان جمعیت بومی ثابت نگه داشته بشه،
جلوی احداث چاه های غیر مجاز گرفته بشه،
برای صرفه جویی در مصرف آب فرهنگ سازی بشه
در خیابان وزرا، در جردن، در ونک، در ظفر… محلههایی که روزی «ده» بودند، پر از قنات و چاه، پر از صدای زندگی در دل خاک. آب از دل زمین میجوشید، نه برای هدر رفتن، بلکه برای زیستن. اما امروز، برجها قد کشیدهاند و زمین زیر پایشان خالی شده؛ نه فقط از آب، بلکه از حافظه.
من شاهد بودم، سالها از کنار کارگاههای ساختمانی گذشتم. دیدم که چگونه آب شفاف چاهها را به جویها میریختند، شنیدم که مهندسی گفت: «چاه را خشک میکنیم تا بستر برج خشک باشد.» و فهمیدم که ما داریم برای ایستایی سازهها، پایداری زمین را قربانی میکنیم.
تهران، دیگر آن شهر قناتها نیست. تهران، شهریست که در آن آب زیرزمینی را با بیخیالی تخلیه میکنند، و هیچکس نمیپرسد: فردا چه مینوشیم؟ زمین چگونه نفس میکشد؟
این فقط یک خاطره نیست؛ یک هشدار است. وقتی پروژههای ساختمانی بدون در نظر گرفتن پایداری منابع طبیعی اجرا میشوند، وقتی مهندسی به جای همزیستی با طبیعت، به تسلط بر آن فکر میکند، نتیجهاش چیزی جز خشکسالی، فرونشست زمین، و نابودی سفرههای زیرزمینی نیست.
ما در شهری زندگی میکنیم که برجها قد میکشند، اما زمین زیر پایمان فرو میریزد. سکوت در برابر این تخریب، همدستیست. وقت آن رسیده که مهندسان، مدیران شهری، و مردم، مسئولانهتر نگاه کنند.
آب، فقط یک مایع نیست؛ حافظهی زمین است و ما داریم آن را پاک میکنیم.
راستش را بخواهید، یادداشت بلندبالای کارشناس محترم را نخواندم. نه بهخاطر بیاهمیتی موضوع، بلکه چون مخاطبش منِ شهروند نبود؛ خطابش به رئیسجمهور بود، پر از اصطلاحات فنی و وعدههای کلی. در حالیکه من سالهاست با چشم خودم فاجعه را دیدهام، و دیگر نیازی به تحلیلهای پشت میز ندارم.
من شهروند میگویم هزاران لیتر آب زیرزمینی در ساخت برجها هدر میرود، اما به ما هشدار میدهند یک لیوان کمتر بنوشیم، باغچه را آب ندهیم، برای شستشو و بهداشت، برای نظافت خانهات، مراقب باش…
اما هیچکس نمیپرسد آن حجم عظیم آبی که از دل زمین بیرون کشیده شد و بیهدف در جوی آب جاری شد، چه شد؟
این تناقض، فاجعه نیست؟
حالا زمین دیگر نمیایستد؛ میافتد، میلرزد، میفروریزد. فرونشست، فقط یک واژه علمی نیست؛ هشدار خاموشیست از دل خاک، که دارد زیر پایمان خالی میشود.
به ما میگویند کم مصرف کنید، اما هیچکس نمیپرسد: چه کسی سفرههای زیرزمینی را خالی کرد؟ چه کسی تهران را از درون تهی ساخت؟
شاید نویسنده محترم، با تمام تخصص و دغدغهای که دارد، هیچگاه با این فاجعه روبهرو نبوده!!!
آب، حق همهگان است.
فرهاد جان جایگزینی آبیاری قطره ای و تحت فشار با روش غرقابی تاثیری در تعادل آب سرزمینی ندارد ، اگر منبع آب ما از آب شیرین کن باشد این جایگزینی حتما کارآمد خواهد بود اما در کشور ما چنین شرایطی حاکم نیست . در مورد تصفیه فاضلاب هرچند با شما موافقم اما لطفا به بزرگی اعداد توجه کن ، این روشها میتوانند مکمل استراتژی کلی باشند و خودشان را نباید به عنوان استراتژی در نظر گرفت .
زهرای گرامی : کمتر کسی از آب شرب برای کشاورزی استفاده میکند ، اگر منظور شما آب شیرین است که همه دنیا برای کشاورزی از آب شیرین استفاده میکنند .در مورد گسترش نا متوازن شهرها در مناطق کم آب هرچند ایرادتان وارد است اما آنچه باعث مصرف آب میشود شهروند است نه شهر . یعنی جمعیت قم اگر همه به بابلسر هم بروند باز هم روزی 3600 لیتر بطور متوسط مصرف آب پنهان خواهند داشت . در صورتی که ارقام داده شده را کنترل نمائید متوجه میشوید در صورتی که نخواهیم هیچ وارداتی که آب پنهان دارند نداشته باشیم حداکثر نفوس 45 میلیون نفر را میتوانیم تغذیه کنیم و این موضوع تقریبا هیچ ربطی به محل سکنی این جمعیت ندارد .
در مورد صرفه جویی در مصرف آب حتما باید فرهنگ سازی بشه اما این فرهنگ سازی باعث صرفه جویی در آب آشکار (در مقابل آب پنهان) خواهد شد که در مقابل آب پنهان نقطه ای از اعراب هم ندارد . باید دانش مردم در مورد آب پنهان و بزرگای آن افزایش یابد .
از خواندن نوشتهی شما بسیار دانش کسب کردم. به امیدش که با همیاری دستاندرکاران و کارشناسان این چالش هم به زودی زود به یک فرصت تبدیل بشود.
وقت خوش .امروز ۱۸ شهریور ۱۴۰۴ شنیدم دو درخت بنام انجیر معابد یکی در جزیره ی کیش و دیگری در استان سیستان و بلوچستان فک کن زابل آتش گرفته اند. حتما مستحضر هستید که ریشه ی این درختان خارج از زمین است. بدلیل سهل انگاری و حاموش نشدن سوختند. متاسفانه این دو درخت برای اهالی اون مناطق مقدس میباشد واقعا عقده گشایی انسانها متغیر شده است؟! من واقعا عاشق این درخت زیبا و عظیم میباشم اما افسوس که قدرشان را ندانستند.