پیشگفتار: کودک مانند بذری است که در خاک خانواده و اجتماع کاشته میشود. اگر این بذر در محیطی سرشار از مهر و امنیت پرورش یابد، به درختی تنومند و بارور بدل خواهد شد. سالهای نخست زندگی، سالهای طلاییاند؛ سالهایی که شخصیت انسان پایهگذاری میشود. اعتماد به خود، حس استقلال، خلاقیت و همدلی، همه در همین دوران شکل میگیرند. غفلت از این دوره، آیندهی فرد و حتی آیندهی جامعه را تهدید میکند.
در فرهنگ ایرانی و آموزههای زرتشتی، کودک جایگاهی ویژه دارد. سه اصل جاودانهی «اندیشهی نیک، گفتار نیک و کردار نیک» ستونهای اصلی تربیت به شمار میروند. خود واژهی «فرزند» به معنای «فر» یا شکوه زندگی است؛ نشانهای روشن از اهمیت کودک در فرهنگ ما.
سالهای طلایی کودک
دانش روانشناسی امروز نشان میدهد که بیشتر رشد مغزی کودک، در شش سال نخست زندگی رخ میدهد. در این سالها، هر نگاه محبتآمیز، هر لبخند، هر قصه و هر بازی، مانند آجری است که در ساختن شخصیت آیندهی او بهکار میرود.
در همین دوران، کودک میآموزد:
- آیا جهان امن و قابل اعتماد است؟
- آیا میتواند مستقل باشد یا گرفتار ترس و شرم خواهد شد؟
- آیا خلاقیت و ابتکارش شکوفا میشود یا در سایهی بیتوجهی خاموش میماند؟
اگر محیطی سالم و سرشار از مهر فراهم شود، کودک در مسیر نور و خرد پیش خواهد رفت و زندگی را با عشق و شجاعت تجربه خواهد کرد.
آموزههای اشوزرتشت و تربیت کودک
گاتها و تعالیم اشوزرتشت، پرورش کودک را بر اساس اندیشه، گفتار و کردار نیک میدانند. نتیجهی چنین تربیتی انسانی است که:
- به راستی و درستی پایبند است،
- با محبت و همدلی زندگی میکند،
- مسئولیتپذیری، شادی و خرد را در کردار خود دارد.
این اصول، کودک را در نبرد درونی میان روشنایی و تاریکی یاری میدهند و او را برای رشد اخلاقی و معنوی آماده میسازند.
نقش خانواده و مراکز آموزشی
خانواده نخستین مدرسهی کودک است. رفتار و احساسات والدین، در شکلگیری شخصیت فرزند نقشی مستقیم دارند. سلامت روانی مادر در دوران بارداری و حضور پرمهر پدر، زیربنای رشد سالم کودک است.
مهدکودکها و مراکز آموزشی نیز مکمل خانوادهاند. این مراکز باید محیطی امن، شاد و خلاق ایجاد کنند؛ جایی که کودک از طریق بازی و تجربه بیاموزد، مهارتهای اجتماعی را تمرین کند و با جشنها و ارزشهای زرتشتی پیوند بخورد.
انجمنها و نهادهای زرتشتی وظیفه دارند بر این مراکز نظارت کنند، کیفیت آموزشی و فرهنگی را بالا ببرند و بستری فراهم آورند که نسل آینده خردمند، اخلاقمدار و ریشهدار در فرهنگ خود پرورش یابد.
چالشهای امروز و راهکارها
زندگی مدرن با رسانههای مجازی، شتاب اقتصادی و کمبود وقت، پیوند میان والدین و کودکان را ضعیف کرده است. برای رویارویی با این چالشها میتوان:
- زمانی مشخص برای گفتوگو و بازی خانوادگی در نظر گرفت،
- مهدکودکهای بدون موبایل و با برنامههای فرهنگی غنی ایجاد کرد،
- کارگاههای آموزشی برای والدین در زمینهی روانشناسی و تربیت معنوی برگزار کرد،
- از تجربه و خرد بزرگان جامعه برای تقویت هویت کودکان بهره برد،
- رشد کودک را با برنامهریزی و ارزیابی مداوم پیگیری نمود.
نتیجهگیری
کودک، ریشهی فردای جامعه است. اگر با عشق و خرد پرورش یابد، به انسانی نیکسرشت و استوار تبدیل خواهد شد. آموزههای جاویدان اشوزرتشت و فرهنگ ایرانی، چراغ راهی روشن برای تربیت نسل آیندهاند. تنها با همراهی خانوادهها، مراکز آموزشی و انجمنهای فرهنگی است که بذرهای امروز به درختانی تنومند بدل میشوند؛ درختانی که سایهی خود را بر جامعه میافکنند و راه را برای نسلهای آینده روشن میسازند.
*برگرفته از گفتگوهای گروه پژوهشهای اجتماعی امرداد
