تارنمای خبری امرداد
محله‌های تاریخی تهران (8)

بوذرجمهری؛ پوست‌اندازی یک محله، برآمدن تهرانی نو

زمانی که گذرگاهی بر روی بخشی از خندق کهن تهران ساخته شد، شاید کسی نمی‌اندیشید نام‌ها سرنوشت این خیابان را رقم بزنند، اما این‌گونه شد و اکنون تنها با جست‌و‌جو می‌توان دریافت که خیابان «جبا‌خانه»‌ی ناصری، همان است که امروز در بافت کهن شهر جای گرفته است و آکنده از گذر شتابان مردمی است که به سوی بازار کهن شهر رفت‌و‌آمد می‌کنند.

هنگامی که به تاریخ شهر تهران و دگرگونی‌های پی‌درپی آن می‌نگریم، هر بار با نام ناصرالدین‌شاه قاجار برخورد می‌کنیم و اثری که او در شکل‌گیری این شهر به جا گذاشت. انگار نام او با تهران گره خورده است. در زمان همین شاه قاجاری بود که تصمیم گرفته شد خندق پیرامون پایتخت را پُر کنند و تهران را گسترش بدهند. پس از این کار، ناگزیر زمین‌هایی هموار شد که نیاز به خیابان‌کشی داشت. یکی از آن زمین‌ها در بخش جنوبی ارگ سلطنتی بود. نخستین دگرگونیِ نام، در همین زمان رُخ داد. پیش‌تر پُلی چوبی بخشی از ارگ را به دروازه‌ی نقاره‌خانه پیوند می‌داد. از این‌رو، این پُل و گذرگاه را «تخته پُل» می‌نامیدند. در نزدیکی تخته پُل جایی برای نگهداری اسلحه و جامه‌ی سربازان و فراشان ارگ بود که به آن «جباخانه» گفته می‌شد. با پُر کردن خندق و ساختن گذرگاه، نام تخته پُل به جباخانه تغییر داده شد و این خیابان به همین نام آوازه پیدا کرد. جبه‌خانه همان است که در سال‌های دیگر «خیابان بوذرجمهری» نامیده شد و در روزگار ما به نام «خیابان 15 خرداد» شناخته می‌شود.

دروازه ارگ تهران

خیابان جباخانه و سازه‌های آن
گرداگرد خیابان جباخانه سازه‌هایی بود که اکنون پاره‌های به جا مانده‌ای از آن‌ها، تاریخی‌ترین بخش‌های شهر تهران را شکل می‌دهند. شمار بسیاری دیگر در نوسازی‌های روزگار رضاشاه و به دست شهردار تهران، دگرگون شد و رنگی نو گرفت. به این بخش از تاریخچه‌ی خیابان جباخانه بازمی‌گردیم.
در شمال خیابان جباخانه، ارگ سلطنتی و نقاره‌خانه جای داشت. نقاره‌خانه بخشی از ارگ بود که در آنجا هنگام برآمدن و فرورفتن آفتاب، یا برپایی جشن‌ها و مناسبت‌ها، کوس و نقاره و طبل می‌کوبید. این خویشکاری بر دوش مردانی بود که بر روی جامه‌هایشان نشان شیر و خورشید دیده می‌شد و کلاه‌های یراق‌دوزی شده بر سر داشتند تا از دیگر فراشان و سربازان پیرامون ارگ بازشناخته شوند.
دوستاق‌خانه، یا همان بندی‌خانه و زندان، نیز در خیابان جباخانه ساخته شده بود. اما نه این که گمان کنیم زندان شهر در این بخش بوده است. دوستاق‌خانه تنها در نام و معنای واژه با زندان همانندی داشت. زمانی که سرباز یا فراشی را کیفر می‌دادند، یا به تعبیر آن زمان «سیاست» می‌کردند، اندک زمانی او را در دوستاق‌خانه نگه‌می‌داشتند.
جالب است بدانیم که یکی از نخستین ساختمان‌های شهرداری تهران در همین خیابان جباخانه برپا شده بود. در آن زمان به شهرداری «بلدیه» گفته می‌شد. تاریخ بنیادگذاری بلدیه‌ی تهران به سال 1328 بازمی گردد. یکی از خط‌های تراموای اسبی تهران نیز در خیابان جباخانه بود. این‌ها و بسیاری دیگر که به برخی از آن‌ها اشاره خواهیم کرد، سرگذشت خیابان‌ خانه‌ی ناصری را بازگو می‌کنند. اما هنوز مانده بود تا کارهای بلدیه تهران در زمان پهلوی یکم، از جباخانه خیابانی دگرگون از آن بسازد.

گذر نوروزخان
در بافت کهن تهران گذرهای بسیاری هست که باید جداگانه به آن‌ها پرداخت. یکی از نام‌دارترین آن‌ها «گذر نوروزخان» نام داشت که هنوز هم پیکره‌ای از آن به‌جا مانده است. این گذر که کنار خیابان جباخانه ساخته شده بود، نخستین کوچه‌ی پله‌دار تهران است. مرد نیکوکاری به نام نوروزخان که بانی ساخت سقاخانه و سازه‌های همگانی(:عمومی) دیگر بود، در دوره‌ی قاجار برای آسانی رفت‌وآمد مردم به بازار و پیرامون آن، این گذر و پله‌های آن را ساخت. گذر نوروزخان در سال 1342 خورشیدی، بازسازی شد و اکنون به نام «بازار پله نوروزخان» در نزد بازاری‌های تهران آوازه دارد.
در دوره‌ی قاجار و در همین خیابان جباخانه، قهوه‌خانه‌ای برپا بوده است که یکی از خواجگان سیاه پوست دربار، به نام «قنبر»، آن را اداره می کرد. گفته شده  قنبر غلامی پرخاشگر و تندخو بوده است. قهوه‌خانه‌ی او در سراسر تهران کوچک آن زمان، آوازه داشت.
در بخشی از خیابان جباخانه که «بازار مرغی‌ها» نامیده می‌شد، مغازه‌ای وجود داشت که می‌گویند آش کشک‌های خوشمزه‌ی آن در نزد تهرانی‌ها خواهان بسیاری داشته است. این مغازه‌ی آش‌پزی را مردی به نام «مشدی عبدالله» اداره می‌کرد.
به هر روی، زمان گذشت و گذشت تا آن که رضاشاه پهلوی بر سر کار آمد. یکی از برنامه‌های او، دگرگون کردن شهر تهران بود. او برای این کار افسری قزاق به نام «بوذرجمهری» را به شهرداری تهران گمارد. بوذرجمهری نیز دست به کار ساختن تهران دیگری شد. خیابان جباخانه از نخستین خیابانی‌هایی بود که بوذرجمهری دست به دگرگونی آن زد. او را باید بیشتر بشناسیم.

بوذرجمهری چه کسی بود؟
کریم‌آقا بوذرجمهری مردی نظامی بود که در مدرسه‌ی قزاق‌ها آموزش دیده بود. در سال 1301، در زمان نخست وزیری سردارسپه، فرماندهی یکی از هنگ‌های ارتش را در اختیار بوذرجمهری گذاشتند. با شکل‌گیری سلسله‌ی پهلوی، رضاشاه اداره‌ی بلدیه‌ی تهران را که سپس‌تر «شهرداری» نامیده شد، به او سپرد. کریم بوذرجمهری 10 سال رییس بلدیه‌ی تهران بود و رضاشاه به او اعتماد بسیار داشت. بدان اندازه، که اداره‌ی املاک و ساختمان‌های خود را به این مرد سپرد و او را تا درجه‌ی سرلشکری بالا کشید.
بوذرجمهری در جایگاه شهردار تهران، دست به دگرگونی‌های بسیاری در پایتخت زد. خیابان‌کشی، ساخت‌وسازها و برخی کارهای دیگر، به دستور او انجام گرفت. در زمان بوذرجمهری بود که خیابان جباخانه دستخوش دگرگونی‌هایی شد. او دستور داد خیابان جباخانه را گسترش بدهند. برای انجام خواست او، بازار مرغی‌ها، سقاخانه، انبار شاهی که در دوره‌ی قاجار ساخته شده بود، تکیه دولت که ورودی جنوبی آن به خیابان جباخانه گشوده می‌شد، بخشی از بازار مسگرها، بازار عطرفروش‌ها، مدرسه‌ای به نام دارالشفا، قهوه‌خانه‌ی قنبر و دهانه‌ی بازار گلوبندک که در خیابان جباخانه جای داشت جای خود را به فضاهای نو دادند و پیداست که این نو شدن به از میان رفتن بخشی از تاریخ تهران انجامید.

نام تازه‌ای برای خیابان جباخانه
چند سال پس از آن دگرگونی‌ها، کریم‌آقا بوذرجمهری در بستر بیماری افتاد و برای درمان ناگزیر شد که به خارج از کشور برود. در این زمان پیکربندی نوین خیابان جباخانه به پایان رسیده بود و می‌خواستند نامی تازه برای آن برگزینند. پیدا بود که با از میان رفتن جباخانه، نام پیشین کاربرد خود را از دست داده بود.
در این کار از شاه خواستند که تصمیم بگیرد. او که به بوذرجمهری اعتماد بسیار داشت، گفته بود کریم‌آقا به تهران خدمت کرده و به شهرداری تهران «آبرو» داده است. برای سپاسداری از او، نام خیابان جباخانه را بوذرجمهری بگذارید تا «تلافی خدماتش بشود». بدین‌گونه، نام خیابان جباخانه به «خیابان بوذرجمهری» برگردانده شد.
بوذرجمهری سرانجام در سال 1331 خورشیدی درگذشت. او از کسانی بود که پیکر رضاشاه را به ایران برگرداند.

خیابان بوذرجمهری و برخی دانستنی‌ها درباره‌ی آن
در سال 1327 خورشیدی بود که به گسترگی خیابان بوذرجمهری افزوده شد و از آن خیابانی پهن ساختند. در زمان پهلوی دوم، بوذرجمهری تا خیابان شاهپور (خیابان وحدت اسلامی کنونی) ادامه پیدا کرد.
خیابان بوذرجمهری جایی پُرآمدوشد بود و بسیاری از دکان‌ها و محل‌های آن برای تهرانی‌ها یادآور یادهای دور و نزدیک بود. اما چند جای خیابان در خاطرها بیشتر مانده است. یکی از آن‌ها کتابفروشی بزرگی بود که کتاب‌های عربیِ چاپ مصر و لبنان و عراق را به مشتریانش عرضه می‌کرد و مدیر آن کسی به نام جعفری بود. دیگری «گاراژ گیتی‌نورد» بود. اتوبوس‌های این شرکت مسافربری زیباتر و سفر با آن‌ها آسوده‌تر دانسته می‌شد. از گذر نوروزخان تا این گاراژ، چند کتابفروشی برپا شده بود. تا بدان‌اندازه که خیابان بوذرجمهری پاتوق کتاب خوان‌ها شده بود. در همین خیابان پمپ بنزینی به نام «شماره 4» ساخته بودند. این پمپ بنزین که هنوز هم برپاست، گویا قرار است ثبت ملی بشود. نخستین پمپ بنزین تهران در خیابان امیریه، چهارراه گمرگ کنونی، ساخته شد. پمپ بنزین شماره 4 خیابان بوذرجمهری دومین پمپ بنزین تهران است.

نام کنونی خیابان بوذرجمهری
پس از انقلاب سال 1357 خیابان بوذرجمهری نام دیگری به خود گرفت. این خیابان تاریخی اکنون به نام «15 خرداد» شناخته می‌شود و در منطقه 12 شهرداری جای دارد. در بخش جنوبی خیابان 15 خرداد، بازار تهران دیده می‌شود. تلاقی‌گاه این خیابان با خیابان خیام، به یکی از محله‌های پُرآوازه‌ی تهران به نام «گلوبندک» راه می‌بَرد.
خیابان جباخانه تاریخی و بوذرجمهری پیشین و 15 خرداد امروزین، هنوز حال‌وهوایی تاریخی دارد. عطاری‌هایی که داروهای گیاهی می‌فروشند و داروخانه‌هایی که از سال‌ها پیش در این خیابان سرگرم کار بوده‌اند و شیرینی‌فروش‌هایی که حق آب و گِل دارند و زولبیا بامیه‌های آن‌ها خوشمزه و به یاد سپردنی است، یاد روزگاران دور و نزدیک را همچنان زنده نگه‌داشته‌اند.

* با بهره‌جویی از: کتاب «سرگذشت طهران» (امیرحسین ذاکرزاده، 1388)؛ «ویکی‌جو، دانشنامه آزاد پارسی»، خبرگزاری «ایرنا» و تارنمای «کوچه».

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید