نقشهی کنونی تهران خیابانی را در جنوب خاوری پایتخت نشان میدهد که یادآور رویدادی تاریخی است و «خیابان 17 شهریور» نام گرفته است. این خیابان تاریخچهی کوتاهی دارد و ساخت آن به دورهی رضاشاه پهلوی میرسد. در گذشتههای دورتر زمینهای آن، بخشی از محلهی چال میدان شناخته میشد و به آن خیابان خندق میگفتند. زمانی که سنگ بنای این محله را گذاشتند نام خیابان خندق را هم تغییر دادند و آن را «خیابان شهباز» خواندند. چیزی زمان نبُرد که خیابان شهباز از بخشهای شناخته شدهی تهران شد و کسانی از آنجا برخاستند که سپستر در فرهنگ و بهویژه هنر سینما، نام و آوازهای درخور یافتند.
تصویب «قانون بلدیه» در سال 1309، در دورهی رضاشاه، بستر مناسبی برای دگرگونی در بافت کهن و فرسودهی تهران فراهم کرد. پس از تصویب این قانون بود که کار مدرنسازی شهر تهران و پدیدآوردن بخشهای اداری و تجاری در این شهر آغاز شد. از اینرو، در سال 1311 خورشیدی، بلدیه (شهرداری) تهران خندق پیرامون پایتخت را که به آن خندق ناصری میگفتند، پُر کرد و از آن خیابانهای تازهای برآورد. بهویژه آن که خندق جایی برای ناامنیها و خلافکاریهایی شده بود که چهرهی شهر را مخدوش میکرد. پس تنها چارهی آن پُرکردن خندق و ساخت خیابانهای نو بود. بدینگونه خیابان نوساز شهباز شکل گرفت. این خیابان در میانهی خیابانهای تیردوقلو (جنوب میدان خراسان) و میدان فوزیه بنا شده است. خیابان شهباز از میدان فوزیه، یا میدان شهناز (میدان امام حسین کنونی) آغاز میشد و به میدان ژاله (میدان شهدا) میرسید و با گذشتن از خیابانهای بیسیم و تیردوقلو، سر به بیابانهای خالی از سکنهی جنوب تهران میزد و به کارخانهی سیمان راه میبُرد. در دورهی پهلوی دوم خیابان شهباز را امتداد دادند و به میدان شوش رساندند. پس از انقلاب، آن را خیابان 17 شهریور نامیدند. میدان خراسان این خیابان را به دو پارهی شمالی و جنوبی بخشبندی میکند.
این را نیز بگوییم که تیردوقلو از محلههای جنوب شهر تهران دانسته میشود. در آنجا برای برقکشیها، دو تیر برق کنار هم کار گذاشته بودند و به همین سبب آنجا به تیردوقلو آوازه پیدا کرد. سه راه تیردوقلو در برخوردگاه خیابانهای شهباز و شوش است.
دو تَن از نامداران سینما زادهی محلهی شهباز هستند. یکی از آن دو محمدعلی فردین است. او در 15 بهمنماه 1309 خورشیدی، در خیابان ادیبالممالک، کوچهی صحت، خیابان شهباززاده شد. خیابان ادیبالممالک جایی میان خیابان شهباز و خیابان ری است و در سالهای پایانی پادشاهی قاجاریه خانهی ادیبالممالک فراهانی، شاعر و روزنامهنویس نامدار عصر مشروطیت، در آنجا بوده است. دیگری مرتضی عقیلی، از هنرپیشههای سینما است. او نیز زادهی محله شهباز بود. افزونبر این دو، فهیمه رحیمی، داستاننویس معاصر نیز در سال 1331 در خیابان شهباز زاده شد. او که آثار داستانی مردمپسند پُرفروشی نوشته بود، در خرداد 1392 خورشیدی، درگذشت.
در سالهای شکلگیری خیابان شهباز، ورزشگاهی در آنجا ساخته شد که به نام «نمره 3» شناخته میشد. زمین این ورزشگاه به جای چمن، شنی بود! عکس دیرینهای نیز از خیابان شهباز در دست هست که زنان رختشویی را نشان میدهد که در کنار جوی آب خیابان سرگرم شستن لباس هستند. خلوتیِ زمینهایی که در آن عکس دیده میشود و نمایی از خیابان شهباز در دهههای دور است، دگرگونی این خیابان را در سالهای کنونی نمایان میکند. این عکس، تصویری از گسترهی پشت کارخانه یخ است که در انتهای خیابان شهباز ساخته شده بود. در زمانی که آب شهر تهران لولهکشی نشده بود زنان کنار جوی کارخانه مینشستند و رخت میشستند؛ جایی برای آبتنی کودکان نیز بود.
میدان خراسان، محلهای دیوار به دیوار خیابان شهباز
در پایان خیابان شهباز، یکی از محلههای کموبیش نو تهران به نام «میدان خراسان» دیده میشود. این نام، تنها اشاره به سازهی میدان نیست و به همهی گستره و محلهی پیرامون آن گفته میشود. در دههی بیست خورشیدی ساخت میدان خراسان آغاز شد و محلهی آن به سرعت شکل گرفت. در آن سالها، پس از میدان خراسان، آنچه دیده میشد بیابانهای بی فریاد و زمینهایی برای کِشتوکار بود.
با اینکه شکلگیری محلهی میدان خراسان چندان دیرینه نیست، اما در زمان ناصرالدین شاه قاجار در باختر کنونی میدان، ایستگاه ماشین دودی ساخته شده بود. تهرانیها از این ایستگاه راهی شهر ری میشدند. ماشین دودی که در سال 1300 مهی آغاز بهکار کرد، بر روی ریلی آهنی حرکت میکرد. برای تهرانیهای آن زمان دیدن اتاقکی از آهن که با سرعت بسیار راه میسپرد، نه تنها شگفتانگیز، بلکه ترسآور بود. بهویژه دود غلیظی که از آن بیرون میزد، ترس را در دل آنها میکاشت. حتا در آغاز کسی شهامت سوار شدن به ماشین دودی را نداشت؛ تا آنکه ناصرالدین شاه و شماری از درباریان ناگزیر شدند خود سوار ماشین دودی بشوند تا ترس مردم بریزد و ببینند که سوار شدن به این غول آهنی خطرناک نیست. از آن پس مردم با پرداخت 3 شاهی سوار ماشین دودی می شدند و از ایستگاه آغازین آن در جایی که سپستر میدان خراسان ساخته شد، خود را به شهر ری و شاه عبدالعظیم میرساندند. ایستگاه ماشین دودی میدان خراسان اکنون به پارک کوثر تبدیل شده است. این پارک در برخوردگاه (تقاطع) خیابان خراسان و ری ساخته شده است و فرهنگسرایی درون آن دیده میشود.
در دههی سی خورشیدی پدیدهی تازهای باز مردم تهران و بومیهای محلهی میدان خراسان را شگفتزده کرد. این پدیدهی نوین اتوبوسهای دوطبقهای بود که از میدان خراسان حرکت میکردند و به ایستگاه پایانی در میدان فوزیه میرسیدند. تا چندگاهی سوار شدن و نشستن در طبقه دوم اتوبوس و دیدن خیابان از آن بلندی، از سرگرمیهای مردم شده بود.
دو خیابان محلهی میدان خراسان آوازهای دارد که باید از آن یاد کرد. نخست خیابان لُرزاده است. بافت این خیابان اعیانی است و با دیگر بخشهای محله تفاوت دارد. نام خیابان از مسجدی گرفته شده است که معمار آن حسین لُرزاده، از استادان معماری سنتی ایران بوده است. این مسجد در دههی بیست خورشیدی با طراحی و معماری قاجاری ساخته شد. دیگری خیابان شیرازی در خاور میدان خراسان است. این خیابان در سنجش با دیگر خیابانهای میدان خراسان بافت کهن تری دارد؛ بهویژه کوچههای تنگ و باریک آن یادآور دهههای پیشین و سرآغاز شکلگیری محله است.
به هر روی، خیابان شهباز و محلهی میدان خراسان زمانی دگرگونی بسیار یافت و پُررفتوآمدتر شد که از کارخانهی برق میدان ژاله (میدان شهدا کنونی) تا کارخانهی سیمان، برقکشی شد و زندگی در این بخش از تهران دههی بیست خورشیدی را آسانتر ساخت. اکنون، پس از گذشت سالیان بسیار، خیابان 17 شهریور (شهباز) و میدان خراسان از محلههای شلوغ پایتخت شناخته میشوند.
* با بهرهجویی از نوشتهی «ویکیجو، دانشنامه پارسی» دربارهی خیابان شهباز؛ «ویکی پدیا»؛ «جام جم آنلاین» و کتاب «سرگذشت طهران» امیرحسین ذاکرزاده (1388).
میدان امام حسین(ع) تهران
تندیسهای مراسم نذری در میدان امام حسین (ع)
میدان امام حسین(ع) تهران
ابتدای خیابان هفده شهریور شمالی
هفده شهریور تنها خیابانی که اتوبوس برقی دارد در تهران
چهارراه پیروزی
سینمای میلاد در هفده شهریور شمالی
مجموعه ورزشی هفده شهریور
راسته موتور فروشی در خیابان هفده شهریور (شهباز پیشین)
مسجد نوساز سلمان در محله هفده شهریور
بزرگراه شهید محلاتی
هفده شهریور(شهباز پیشین) اولین خیابان تهران یود که اتوبوس دوطبقه در آن به حرکت درآمد
میدان خراسان تهران
مسجد آیت الله فومنی
ماشین دودی در بوستان کوثر از دوران ناصرالدین شاه (قاجار)
ماشین دودی در بوستان کوثر از دوران ناصرالدین شاه (قاجار)
فرهنگسرای نهج البلاغه در بوستان کوثر
دروازه میدان شوش تهران
میدان شوش تهران
بیمارستان آموزشی و درمانی مهدیه
فرتور از همایون مهرزاد است.
2393
یک پاسخ
عکسی که زنان در آن رخت نیشورن متعلق به نهر فیروز ابادی است نه نهر شهباز,فاضلاب کارخونه به نهر شهباز میریخته و یکی از معضلات مردم این محله بوی تند و بد نهر شهباز بوده,پس قاعدتا نمیشده در این نهر رخت شست,
واما مردم اون زمان اعتقاد داشتن که اب لوله کشی لباسهارو پاک نمیکنه,برای همین میرفتن تو نهر لباس میشستن,تا اینکه شهرداری سال ۴۱ روی نهر رو پوشوند