تارنمای خبری امرداد

فهرست گیاهان در حال انقراض ایران

پوشش گیاهی ایران دیرگاهی‌ست با دشواری‌هایی روبه‌شده و نفس‌هایش که جان همه‌ی ما به آن بند است به‌شماره افتاده است.  افزون بر عوامل طبیعی ناآگاهی و دست‌یازی عامل انسانی نیز در روند ناخجسته‌ی از میان رفتن برخی از گیاهان در زیست‌بوم ایران نقش دارد. آنچه اکنون با زیست‌بوم خود می‌کنیم هیچ پیوندی با اندیشه و کردار گذشتگانمان ندارد. هنگامی که به گذشته‌ی تاریخی ایران می‌نگریم و راز پایداری آن را جست‌و‌جو می‌کنیم، درمی‌یابیم که نیاکان ما افزون‌بر نگاهبانی از مرزهای کشور، گرامی‌داشت و نگهداری از بخشوده‌های خداوند را نیز خویشکاری خود می‌دانستند و در این راه از هیچ کوششی دریغ نمی‌کردند. در نیایش‌های باستانی گیاهان و روییدنی‌ها ستایش شده‌اند از این‌رو که پیشینیان ارج نهادن به داده‌های خداوند و دارایی‌های سرزمین‌مان را فراموش نمی‌کردند. این همان کاری است که بسیاری از ما از یاد برده‌ایم و حال و روز گیاهان ایران را به جایی رساندیم که بیم نابودی بسیاری از آن‌ها می‌رود.
روشن است که اهمیت گیاهان در پدید آمدن و نگه‌داری خاک و جلوگیری از فرسایش آن تا چه اندازه بی‌مانند است و در دل‌پذیر ساختن هوا نقش به‌سزایی دارند. به همین‌گونه، کنترل آب‌های زیرزمینی و رویی (:سطحی) زمین برآیند پوشش گیاهی است. می‌توان گفت بسیاری از گیاهانی که در فلات ایران می‌رویند و رشد می‌کنند، کم‌مانند و گاه یگانه و ویژه‌ی این سرزمین هستند.‌
سرزمین ما یکی از پُربارترین پوشش‌های گیاهی جهان را دارد. بسنده است بدانیم در ایران 8 هزار گونه‌ی گیاه می‌روید که 1800 گونه‌ی آن در هیچ‌جای جهان مانند ندارد و بومی سرزمین ماست. این پوشش بی‌مانند گیاهی در دهه‌ها و به‌ویژه سال‌های گذشته دچار دگرگونی‌هایی شده است که پیامد آن ازمیان‌رفتن بخش چشمگیری از پوشش گیاهی و در خطر بودن زیست‌بوم بوده است.
با این حساب، آیا دردناک نیست که اکنون نزدیک به 2 هزار گونه از گیاهان ایران با خطر نابودی روبه‌رو هستند؟ (تارنمای موسسه‌ی تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور). با نگاهی به آنچه بر گیاهان ایران می‌گذرد، اگر نگوییم بسیار ناامید کننده، دستِ‌کم هشداری است که بایستگی پیدا کردن چاره‌ای برای نگهداری از آن‌ها را روز به روز افزون‌تر و حیاتی‌تر می‌سازد. اشاره به شماری از گیاهان فلات ایران و وضعیت کنونی آن‌ها، ما را از خطری آگاه می‌سازد که این بخش از دارایی‌های سرزمینی ما را تهدید می‌کند.
در استان مازندران شمار گونه‌های درخطر گیاهان چنان فراوان است که به‌راستی چاره‌جویی را بایسته‌تر از هرجای دیگری می‌سازد. گونه‌هایی مانند: والک، ارکیده‌ها، قاز یاغی، گندکما، باریجه جرن، سکنبیج، آلاله برفی، زوفا، شقاقل، لاله‌های واژگون و بسیاری دیگر از گیاهان مازندران در آستانه‌ی نابودی هستند (خبرگزاری ایرنا، شهریور 1398). گیاه سوسن چلچراغ دشت‌های داماش که مانند آن در هیچ کجای جهان (به جز شمار اندکی در لنکران جمهوری آذربایجان) یافتنی نیست، به سبب چیدن‌های بی رویه و حتا لگدمال کردن، کمیاب شده است. گیاهان این استان، به سبب دگرگونی کاربری زمین‌ها و گسترش شهرسازی در جلگه‌ها و ساحل و افزوده شدن دامنه‌ی روستاهای ییلاقی و ساخت و سازهای از اندازه گذشته و بی‌رویه، به وضعیت بیم‌آوری رسیده است.
زنگ خطر برای گیاهان دارویی و خوراکی استان آذربایجان غربی نیز چندین سال است به صدا درآمده است (همشهری آنلاین، فروردین 1400). گیاهانی مانند شنگ، گندله، قازیاغی، کهک اوتی، مرزه کوهی، اوه لیک، سالمان جا، بولاغ اوتی و چندین گیاه دیگر که همگی بومی این استان هستند، در شرایط نگران‌کننده‌ای به‌سر می‌برند و خطر از دست رفتن آن‌ها جدی است.
در استان یزد 14 گونه گیاه بومی دیده می‌شد که اکنون بسیار کمیاب و در آستانه‌ی انقراض‌اند (تارنمای بازار، مهرماه 1399). این گیاهان تنها و تنها در یزد یافته می‌شوند. بیشترین گونه‌ی درخطر، گیاهان شکرتیغال است که در بیابان‌های شنی پیرامون یزد و اردکان می‌رویند. آروانه‌ی یزدی، خاکشیر تلخ بیابانی، اسکنبیل یزدی، پونه‌سای کرک ستاره‌ای، گل بی‌مرگ شیرکوهی نیز گونه‌های پُرشمار دیگر گیاهی استان یزد هستند که هراس از نابودی آن‌ها بیش از آن است که نادیده گرفته شوند.
در استان هرمزگان گیاه بومی‌ای به نام «مورخوش»، از تیره‌ی نعناعیان می‌روید که بر اثر بریدن‌های بی‌اندازه، چنان کمیاب شده است که باید آن را در آستانه‌ی انقراض دانست (تارنمای روستانیوز، 12 خرداد 1399). این گیاه از دید درمانگری و دانش پزشکی سنتی ایران بسیار باارزش است.
در گستره‌ی شهرهای اصفهان، یاسوج، مازندران و تبریز گیاهی به نام زرین‌کلاه (بادرنجبویه) می‌روید که یکی از مهم‌ترین و باارزش‌ترین گیاهان دارویی و خوشبو (:معطر) کشور است و سرشاخه‌های گل‌دار آن در پزشکی سنتی و نوین کاربرد بسیار دارد، اما برداشت بی‌رویه این گیاه، آن هم در زمان گل‌دهی، شمار آن را بسیار کم ساخته است. این برداشت‌ها جلوی به بذر نشستن گیاه زرین‌کلاه را می‌گیرد.
آنچه به آن اشاره شد مشت نمونه‌ی خروار است. به همین‌گونه می توان نمونه‌های بسیاری دیگر از گیاهان در خطر انقراض را در سراسر کشور برشمرد.
راه زیان‌باری که در پیش گرفته‌ایم
یک سبب دیگر که باید برای در خطر انقراض قرار گرفتن گیاهان ایران برشمرد، کمبود آگاهی درباره‌ی آن‌ها است. در حالی که بیش از 80 سال از بنیان‌گذاری دانشکده‌ی پزشکی و داروسازی ایران می‌گذرد، آنچه ما از گیاهان کشور می‌دانیم برگرفته از پژوهش‌های دانشگاه‌های اروپایی است.
این را نیز بگوییم که از 850 گونه گیاهی کشور که ماده‌ی اثرگذار دارویی دارند، تنها 350 گونه از آن‌ها به درستی و از روی پژوهش‌های بیگانگان شناخته شده‌اند و گیاهان دیگر ناشناخته مانده‌اند. از این بدتر آنکه بسیاری از گیاهان ایران که در خطر نابودی هستند، بر اثر آگاهی نرساندن سرپرستان و متولیان زیست‌بوم کشور، در فهرست سرخ جهانی جای نگرفته‌اند. برای نمونه، هیچ‌کدام از گونه‌های گیاهی در خطر انقراض استان یزد، در این فهرست دیده نمی‌شوند (تارنمای بازار، یک مهرماه 1399).
پیداست پیامد چنین بی خبری و پشت گوش انداختن‌هایی تا چه اندازه زیان‌بار و جبران‌ناپذیر خواهد بود. یک چاره برای چنین دشواری‌ای، فرهنگ‌سازی و آموزش بومیان، فراهم کردن زمینه‌ی کشت گونه‌های در خطر و نیز به‌کار گرفتن مدیریت درست و دل‌سوزانه است.
نیاکان ما تا آنجا که در توان داشتند در نگاهبانی از سرمایه‌های سرزمین‌مان کوشیدند و چنین میراث گران‌بها و بی‌مانندی را به ما سپردند. آیا ما نیز به همان اندازه از سرمایه‌های ایران نگاهبانی می‌کنیم؟ آیا نگران نسل‌های آینده و برخورداری آن‌ها از منابع و سرچشمه‌های گران‌بهای کشور هستیم؟ بیندیشیم!

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید