تارنمای خبری امرداد

بازگشت ‫نخجوان به ایران، راه حل رفع انسداد باکو و خواست ملت ایران

بحران قراباغ و درپی آن پافشاری باکو به تصاحب با اعمال زور استان سیونیک ارمنستان با اطلاق نام موهوم « ز ن گ ز و ر»، به بستری برای تنش‌های فزاینده سیاسی، نظامی و ژئوپلیتیکی درمنطقه تبدیل شده است.

در آغاز جنگ ۴۴ روزه، نگارنده در قالب یک مقاله، هدف اتحاد باکو و ترکیه را نه صرفا تصرف قراباغ، بلکه اتصال مستقیم خاک باکو به نخجوان به عنوان بخش برونگان این جمهوری و البته دسترسی مستقیم به ترکیه پیش‌بینی کرده، که این نکته با ادعای علنی مقام‌های باکو، بلافاصله پس از پایان جنگ ۴۴ روزه قراباغ محقق شد و دیدیم که باکو زمانی که تنها موفق به تصرف دو شهر شوشی و هادروت قراباغ شد، توافقنامه آتش‌بس سه‌جانبه با ارمنستان و روسیه را امضا کرد و درحالی که بند ۹ این توافقنامه به « رفع انسداد » اشاره داشت، باکو این واژگان را به مجوز خود برای تصاحب استان سیونیک ارمنستان یعنی حذف تنها مرز ایران با ارمنستان، برای اتصال خاک باکو به جمهوری خودمختار نخجوان تعبیرکرد!!

ادعایی که برپایه‌ی اصول حقوق بین‌الملل، به عنوان نقض تمامیت سرزمینی یک کشور عضو سازمان ملل به‌شمار می‌رود.

مقام‌های جمهوری اسلامی ایران که درجنگ ۴۴ روزه قراباغ، موضع رسمی بی‌طرفی را اتخاذ کردند، بر بازگشت سرزمین‌های تصرف‌شده، برپایه‌ی اصل تمامیت سرزمینی کشورها و البته بایستگی رعایت حقوق مردم ارمنی قراباغ تاکید داشتند ولی بارها ضمن مخالفت با هرگونه تغییر مرزهای رسمی کشورهای منطقه، آن را غیرقابل قبول و خط قرمز رسمی جمهوری اسلامی ایران اعلام کردند که هشداری مستقیم بوده به نقشه پنهانی باکو و آنکارا برای اشغال و قطع غافلگیرانه‌ی مرز ۴۴ کیلومتری ایران با ارمنستان برای ایجاد دهلیز اتصال مستقیم نخجوان و ترکیه به خاک اصلی باکو.

مهم‌ترین پیامدهای ضد منافع ملی ایران در حذف مرزهای ایران و ارمنستان عبارتند از:

۱- تهدید مستقیم قلمرو تاریخی ایران بزرگ فرهنگی با دستیابی به آرزوی دیرینه نژادپرستانه پان‌ترکیستی تشکیل توران بزرگ از ترکستان چین و آسیای میانه تا جمهوری باکو و ترکیه

۲- کنار گذاشتن همیشگی ایران از ارتباط با ۱۷ شهر تاریخی اشغال‌شده‌ی قفقازی ایران در پیمان‌های ننگین گلستان و ترکمانچای و قطع ارتباط کامل ایران با ارمنستان و گرجستان.

۳-  قطع راهگذربسیار مهم بین‌المللی شمال-جنوب میان هند، ایران، ارمنستان، گرجستان، روسیه و اروپا

۴- تحمیل احتیاج همیشگی و دایمی ایران به ترکیه به عنوان تنها راه باقیمانده ارتباط تجاری، اقتصادی و صادرات انرژی ایران با اروپا.

۵- دور زدن ایران با تکمیل اتصال مستقیم خطوط انتقال انرژی از آسیای میانه به اروپا از طریق خط لوله های بسترکاسپین (که در متن کنوانسیون حقوقی کاسپین در سال ۲۰۱۸ هم آمده است) به جمهوری باکو و ترکیه و حذف ایران، روسیه، ارمنستان و گرجستان از این مسیر.

در این میان مطالبه‌ی ملی رفع انسداد مرزهای نخجوان از راه بازگشت به ایران، گزینه‌ای است که باید در دستور کار مذاکرات مقام‌های دیپلماتیک تهران و باکو و جمهوری خومختار نخجوان قرار گیرد.

بازگشت نخجوان به ایران با مساحت۵۳۶۳ کیلومترمربع، با ۱۶۳ کیلومتر مرز با ایران و تنها ۱۲ کیلومتر مرز با ترکیه (که با واگذاری باریکه‌ی قره‌سو به ترکیه توسط شوروی درپیمان ۱۹۲۱ میلادی قارص و هم‌زمان با پادشاهی احمدشاه قاجار ممکن شد) یک اولویت اصلی هم برای تهران و هم برای باکو خواهد بود که از مهم‌ترین دستاورد‌های آن می‌توان به این موارد اشاره کرد:

۱- تحقق عملی شعار همیشگی باکو دراتحاد آذربایجانی‌ها، با پیوند دگربار تاریخی نخجوان به تبریز؛

۲- رفع انسداد و محاصره اتصال نخجوان به باکو با توسعه‌ی همه جانبه جاده‌ای که در۳۰ سال اخیر ازدرون خاک ایران، نخجوان را به باکو وصل کرده و نیازهای حیاتی این منطقه را تامین کرده است.

۳- برطرف شدن همیشگی مشکل ایزوله بودن نخجوان و تامین گاز و سوخت و برق و نیازمندی‌های اصلی اقتصادی و رفاهی نخجوان با تامین دایمی این امکانات از سوی ایران؛

۴- حفظ و گسترش ارتباط ایران با ارمنستان و ترکیه و اروپا با منتفی‌شدن دهلیز سیونیک؛

۱۹۳ سال پس از جدایی شهرهای قفقازی ایران در قرارداد ننگین ۱۸۲۸ میلادی ترکمانچای، بازگشت سرزمین نخجوان به ایران، نه تنها دغدغه‌ی همیشگی ملت ایران، بلکه خواست عمومی، نخجوانی‌ها بوده است.

مردم نخجوان در تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۲۹۸خورشیدی (۳۰ آوریل ۱۹۱۹ میلادی) در دوره‌ی پادشاهی احمدشاه قاجار، پس از شکست روسیه تزاری درجنگ جهانی اول، دربرابر کنسولگری ایران در نخجوان اجتماع کردند و با فریاد زنده باد شاهنشاه ایران، زنده باد دولت ایران، پاینده باد ولیعهد جوان‌بخت ایران، تقاضای الحاق به وطن اصلی خود را مطرح کردند.

‏تظاهرات مردم نخجوان چندین روز به درازا کشید.

دولت موقت محلی نخجوان، کلبعلی‌خان، رییس‌قشون و سلطان‌اف ‌رییس حکومت، حاج‌حسینعلی قربان‌اف، رییس ستاد‌قشون و…، خودرا تابع ایران و ایرانی‌نژاد معرفی وهیات نمایندگی شامل شیخ ‌عبدالجبار بکتاش، مهدیقلی‌خان ‌دیار‌بکری، حاج‌سیدباقرحیدرزاده وحسین‌آقا نوروزآزاده را به ‫تبریز اعزام داشتند.

‏اهالی ‫نخجوان، رییسان حکومت محلی، رییس قشون محلی و… با امضای طوماری بسیار شورانگیز و مهیج خطاب به ایرانیان و با ارسال ۱۲ فقره تلگراف به دولت ایران، شاه، سفرای خارجه، رییس‌جمهور آمریکا وانجمن صلح ورسای( نشست جهانی صلح پس ازجنگ جهانی نخست برای تعیین مرزهای جدید کشورها)، با اعلام این که اصلا ایرانی‌نژاد و مسلمان هستند، با اظهار تاثر از اینکه ۹۲ سال است به حکم زور از برادران  ایرانی خود دور و از خاک ایران جدا شده‌اند، برای نیل به آرزوهای دیرینه‌ی خود، درخواست پیوستن به وطن اصلی خود یعنی ایران را اعلام کردند.

‏اما بریتانیا که مایل نبود ایران اراضی ازدست رفته‌ی خود راباز‌‌پس ‌گیرد، با کارشکنی در ‫انجمن صلح ورسای نگذاشت ایران برای استرداد سرزمین‌های تاریخی جداشده‌ی قفقازی خود کاری صورت دهد و این‌گونه بود که کوشش‌های صورت گرفته بی سرانجام ماند.

هفتاد سال پس از این و در پایان عمر اتحاد جماهیر شوروی، درخواست بازگشت سرزمین‌های قفقازی ایران از سوی مردم آن سوی ارس، بار دیگر تکرار شد.

‏در نوامبر و دسامبر ۱۹۸۹ و اوایل ژانویه ۱۹۹۰ میلادی، در آستانه‌ی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، مردم سرزمین‌های اشغال‌شده شمال ارس، به ویژه نخجوانی‌ها در منطقه‌ی شاه تحتی و مقابل مرز پلدشت ایران، فریاد ایران‌خواهی سردادند و با شعارهایی همچون‏‫ « یاددان چیخماز ایرانیمیز» ( ايران ما از خاطره‌ها فراموش نمي‌شود)، با وجود ممانعت مرزبانی ارتش سرخ شوروی، با گذر از سیم خاردارها، با تن دادن به آب‌های سرد ارس،خود را به خاک سرزمین مادری خود ایران رساندند وبا اشک شوق بر این خاک مقدس بوسه زدند و خواستار پیوستن سرزمینشان به ایران شدند.

‏اما افسوس که پس از فرصت‌سوزی و ناكام‌ماندن درخواست پيوستن مردم ‫نخجوان به ايران در سال۱۹۱۹ میلادی، دومین فرصت‌سوزی، ۷۰ سال پس از آن در سال‌های ۱۹۹۰ و۱۹۹۱، آنگاه صورت گرفت که دولت هاشمی رفسنجانی با درخواست‌های پرشور پیوستن سرزمین‌های آن سوی ارس به ایران مخالفت کرد! و بسیار شتابزده، استقلال باکو را، آن هم بدون الزام تغییر نام آن، به رسمیت شناخت!! این درحالی بود که برپایه خاطرات خود هاشمی، ‫حیدر علی‌اف بنیان‌گذار باکوی نوین، بارها به شخص او تأکید کرده بود: اراضی شمال ارس درتاریخ متعلق به ایران بوده، آن را تحت قدرت خود بگیرید!

فرجام سخن اینکه، هم‌اکنون که با یک همراهی کم‌پیشینه‌ی ملی و میهن‌خواهانه، میان مقام‌های مذهبی، سیاسی و نظامی و همدلی بی‌سابقه غالب طیف‌های سیاسی رسانه‌ای کشور روبه‌رو هستیم برای خواست همگانی ملت ایران برای نقش‌آفرینی فعال تاریخی در مرزهای ارس در جهت حفاظت از تمامیت سرزمینی، منافع ملی و امنیت ملی، افزون بر ضرورت حضور بلندمدت مقتدرانه  نظامی و سیاسی ایران در استان سیونیک برای حفظ مرزهای ایران و ارمنستان و ایجاد منطقه حائل امنیتی در عمق ۱۲ کیلومتری آن سوی ارس، بازگشت نخجوان به ایران به عنوان راه حل قطعی رفع انسداد این منطقه و خواست تاریخی همگانی از هردوسوی ارس باید در دستورکار فوری دولت ایران قرارگیرد.

* دکتر میرمهرداد میرسنجری، استادیار دانشگاه و پژوهشگر فرهنگی و ژئوپلیتیک

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید