تارنمای خبری امرداد
برای جشنِ سپندِ « شب چله »

بگیرند جشنی زِ شب تا پگاه، «شب چله» نامند این سور و گاه

بگیرند جشنی زِ شب تا پگاه، «شب چله» نامند این سور و گاهبه روزِ «اَنارامِ» پُر فَرّ و شور/ سراسر بُوَد روشنی همچو خور

به پایانِ پاییزِ لرزان و زرد / درودِ زمستانِ پر برف و سرد

به پایانِ آذر به آهنگِ نرم / ستایش کنند آتشِ سرخ و گرم

همه مردمانِ در این آب و خاک / ستایش کنند ایزد خوب و پاک

برایِ شکستِ زمستان سخت / امیدِ به برگشتِ گرما و بخت

بگیرند جشنی زِ شب تا پگاه / «شب چله» نامند این سور و گاه

همی گُسترند سفرهٔ رنگ رنگ / چه مرد و چه زنْ نیکْ جامه، قشنگ

یکی هندوانه دگر خشکبار / کنارِ پدر، مادر و آن نگار

می و کُندس و سیبِ سرخ و انار / گوارا بُوَد هر چه گیری ز یار

بنوشند چای و بگیرند جام / برآرند ساز و بگیرند کام

نِشینند خندانْ پِیِ گفت و گوی / غزل خوان بُوَد حافظِ راستگوی

بزرگی ز خویشان نشیند به ناز / بگوید کهنْ داستانِ دراز

که «مِهرِ» سِپَنْدیٖنه آید جهان / کُنَد شادْ دلهایِ ایرانیان

چو ایشان بماندی به پیمانِ خود / نوازند آن تبل و سرنا و رود

زمین زنده گردد از این جنب و جوش/ از این بانگِ ایرانیانْ ویٖن خروش

چنین مردمی در نشیب و فراز / نمیرند هرگز بِمانند دراز

 

به نوشتار امتیاز بدهید.
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید