لوگو امرداد
گزارش تصویری

نمایشگاه و نشست تخصصی زرتشتی‌دوزی در خانه هفت‌دست

بازآفرینی هنر دیرینه‌ی زرتشتی‌دوزی در نمایشگاه گل‌ونقشِ خانه صنایع‌دستی و بوم‌گردی هفت‌دست به نمایش درآمد.
سوزن‌دوزی زرتشتی، زرتشتی‌دوزی یا گل‌ونقش، هنر دیرینه‌ی بانوان زرتشتی است. گل‌ونقش، آرایه‌ای بر جامه‌های شادی دیده می‌شود. سرو، گل‌ و پرنده و نیز جانورانی خوش‌نام و زیبا مانند آهو و ماهی در گل‌ونقش بسیار به چشم می‌خورد که همه نشان از زندگانی و شادی دارد و با دیدگاه آیینی در دین زرتشتی هم‌ساز و هم‌نواست. از نخستین ابزارهای هنر سوزن‌دوزی زرتشتی، سوزن‌هایی بسیار ظریف و انواع نخ‌های ابریشم یا پنبه‌ای و پارچه‌های ابریشمین یا پنبه‌ای  بوده است. نقوش گل‌ونقش را می‌توان در جامه‌هایی کهن مانند مَکنا، شَوال، لَچَک، پیراهن و عرق‌چینِ داماد و دولُوگ دید. در گذشته افزون بر کارهای در خانه، هنر دوختن گل‌ونقش از کارهای خانگی و زنانه به شمار می‌رفته؛ همچنین پارچه‌ی این کار نیز به دست بانوان بافته می‌شده است. بانوان زرتشتی این هنر را نسل به نسل و از سوی استادان این هنر فراگرفته بودند و نسل به نسل از مادر به دختر به یادگار مانده است. کتاب «بازآرایی گل و نقش» از دکتر کتایون مزداپور و شیرین مزداپور دربردارنده‌ی آگاهی‌های بیشتر در این زمینه است. «زرتشتی‌دوزی»، هنر دست بانوان زرتشتی، به‌عنوان میراث‌فرهنگی ناملموس، اسفندماه 1399 در فهرست آثار ملی به ثبت رسید.
بازآفرینی هنر گل‌ونقش به دست بانوان هنرمند روزهای 19 و 20 خوردادماه 1401 خورشیدی در تالار نمایشگاه خانه هفت‌دست به نمایش گذاشته شده است. نمایشگاه با همکاری هنرمندان گروه زرتشتی‌دوزی (آدخت) تهران، زرتشتی‌دوزی (فرشته آرت) یزد و گروه زرتشتی دوزی و طلاکاری یزد (کالکشن صاحب جان از گالری شفیعه) برپا شد. خانه هفت‌دست در خیابان کریم‌خان‌زند، خیابان خردمند جنوبی، کوچه مهاجر، شماره 10 از ساعت 14 تا 20 پذیرای بازدیدکنندگان است. گزارش تصویری از نخستین روز نمایشگاه، 19 خوردادماه، به همراه نشست تخصصی زرتشتی‌دوزی و آموزش طراحی و دوخت لباس سنتی زنان زرتشتی را در ادامه به تماشا می‌نشینیم:

1 9

نشست و نمایشگاه تخصصی زرتشتی‌دوزی در گالری هفت‌دست

52

4 10

بازآفرینی گل و نقش هنر دیرینه زرتشتی دوزی پس از صدسال

39

5 8

از راست: هنرمند زرتشتی دوز، شیرین مزداپور و مهنوش رستمی

6 8

56

7 9

چهره چپ: مهردخت بهروزی از گروه زرتشتی‌دوزی یزد (فرشته آرت)

8 9

45

گروه زرتشتی‌دوزی یزد (فرشته آرت)

9 6

10 8

 (کالکشن صاحب جان از گالری شفیعه)

11 7

گروه زرتشتی دوزی یزد (کالکشن صاحب جان از گالری شفیعه)

13 4

گروه زرتشتی دوزی و طلاکاری یزد (کالکشن صاحب جان از گالری شفیعه)

12 5

14 4

37 1

15 4

نشست تخصصی زرتشتی‌دوزی در گالری هفت‌دست

16 4

17 3

چهره راست: نیلوفر بحرینی کارشناس نشست زرتشتی‌دوزی و لباس سنتی زنان زرتشتی

18 3

63 1

60 2

21 2

نیلوفر بحرینی کارشناس نشست

22 2

شوال لباس سنتی زنان زرتشتی

23 2

هنرمند زرتشتی‌دوز، شیرین مزداپور

24 2

25 1

بهمنی، مدیرداخلی خانه هفت‌دست

26 1

نان برشته و سداب، کماچ و حلوای سن از فراورده‌های سنتی زرتشتیان

27 1

غرفه محصولات ارگانیک و طبیعی استان‌های ایران

28 1

قلمسوی زرتشتی‌دوزی

29 1

آموزش طراحی و دوخت لباس سنتی زنان زرتشتی

62 2

لباس سنتی زنان زرتشتی حدود 200 ساله

53

فریبا مهرخداوندی خیاط و دارنده مزون ترمه

32 2

لچک و مکنا پوشش سر سنتی زنان زرتشتی

33 2

پیراهن زنان قاجار

31 2

لباس سنتی زنان زرتشتی حدود 200 ساله

34 2

زرتشتی‌دوزی ابریشمی

35 1

پیراهن زنان قاجار

57

40

41

مهردخت بهروزی از گروه زرتشتی‌دوزی یزد (فرشته آرت)

42

گروه زرتشتی‌دوزی یزد (فرشته آرت)

43

48

44 1

46

38 1

عاطفه آلاده هنرمند قلمسوی زرتشتی‌دوزی

47

فرتور از همایون مهرزاد است.

2393

به اشتراک گذاری
Telegram
WhatsApp
Facebook
Twitter

4 پاسخ

  1. «و نیز جانورانی خوش‌نام و زیبا مانند آهو و ماهی»(برگرفته از متن)

    به این دو واژه در وبگاهِ «جهان زبان» پرداخته ام، که اینجا نیز می آورم، زیرا این زر سرخ، این دانش بسیار با ارزش و کهن ایرانی اول بار است که به وسیله ی این خدمتگزار کوچک فرهنگی رو می شود. این پرده برداری چنان شگرف و شگفتی آور است که دانشمندان عزیز مرکز نشین ما کوچکترین اطلاعی از این ریشه ها و مفاهیم ندارند. این البته دلیل بر کم سوادی نیست؛ بلکه از ازل با آن آشنایی ندارند. چنانکه اول ساکن های زبان پهلوی(مادر فارسی) به فارسی منتقل نشد. چنانکه پنج بُندار فرعی ایرانی* که از زبان دریایی بیکران می سازد و بی نیاز ار افعال کمکی، وارد فارسی نشد.
    زبان را مادر یا کسی که جای مادر را گرفته به کودک می آموزد. وقتی خود مادر در این موارد آگاهی ندارد، فرزند نیز آگاه نخواهد شد. از این زاویه بود که «اَزل» را بکار بردم.

    * برای داشتن تصوری درست از بُندار های فرعی، لطفن به تفسیر شعر «آهوی کوهی» رجوع فرمایید.

    آهو – آهوان هنگام احساس خطر صدای «آهو! آهو!» یا «آاو، آاو» از خود در می آورند برای اخطار به دیگر آهوان. این صدا بلند است و غیر معمول و در بخش بزرگی از کوه و جنگل و دشت می پیچد. و جالب است که هنگام بیان این صدا نمی گریزند؛ بلکه می ایستند و مستقیم به جایی که حیوان درنده ایستاده نگاه می کنند و «آاو آاو» کنان هم اخطار می دهند و هم صدای اعتراض است. صدایی ست برای راندن جانور درنده. چون اغلب پیش می آید جانور درنده بعد از اعتراض آهوان دور می شود. چرا دور می شود؟ زیرا فاصله را برای حمله مناسب نمی بیند. به عبارتی دیگر او داشت نزدیک می شد برای کم کردن فاصله که ناگهان به دید آهوان آمده. اغلب سردسته ی آهوان این کار را انجام می دهد. ولی اگر تک آهویی احساس خطر کند، خودش آن صدا را در می آورد تا اگر در آن اطراف آهوانی هستند با خبر شوند.
    در زبان تالشی آهو، «پرزَه»(به سکون پ) است. پر یا فر(هر دو به سکون اول) صدایی است که عمومن اسب ها هنگام خطر از خود در می آورند. پرزَه = فرزَه = فرژَه = پر یا فر زَننده = پر یا فر ژَن.* ژندِن = زدن(زَتَن – پهلوی) «تَنِ» بُندار های پهلوی در فارسی به «دَن» بدل شده. ولی در تالشی پایانه ی بُندار به «اِن» ختم می شود. اَشکال بُندار های زبان ایرانی تالشی، دقیق مانند زبان ناخواهری(آلمانی) است. مثال: لَکِن(تالشی) = لِگِن(آلمانی) = دراز کشیدن، دراز کش افتادن. با این تفاوت که امروزه دیگر دانشمند زبان شناس آلمانی را توان ریشه یابی و معنی کردن آن نیست. این توان را فقط ایرانی دارد.

    * فرژَن، واژه ای ست مانند پاژَن(پهلوی) = بز کوهی. البته اغلب علف خواران از جمله گوسفندان اهلی، پا یعنی دست می زنند برای کنار زدن برف و رسیدن به علف. ولی ایرانی آن نام را فقط بر بز کوهی نامید.* شاید پاژَن ترین است.

    * چرا ایرانی و نه ایرانیان؟
    زیرا تمامی واژه ها و اسامی خلق ها و … را در آغاز یک نفر بر زبان آورده و بعد از سوی جامعه پذیرفته شده. یعنی برعکس آنچه امروزه در آکادمی های علوم به بحث کشانده شده و در نتیجه با هم به توافق می رسند؛ در تاریخ دیر و دور زمین ابتکاراتی از این دست کار فرد است. حتی گاه فردی، فرض کن رییس قومی به هر دلیلی بیانی غلط داشته، همان با پیروی دیگران و شاید فرمانبران، جا افتاده.
    مثال: در زبان های تالشی، تاتی، کردی رَش خرمایی متمایل به سرخ است. در سه زبان سلاویان شرق رِژی تلفظ می شود. همین واژه در زبان ایرانی کردی معنی سیاه می دهد.

    رییس قبیله گفته، من از امروز دستور می دهم که خرمایی یا قهوه ای(رَش) سیاه معنی دهد. و مردمان(پیروان) گفتند، سَرچاوَه! این شوخی را هم نوشتم تا تصوری ایجاد کنم از آنچه می توانسته در دور و دیر تاریخ رخ دهد.

    ولی ماهی از شکل آن گرفته شده. ماهی یعنی آنکه ماه را می ماند. سر و دم نسبت به تن، باریک دارد. طبیعی ست که منظور هلال ماه است و نه قمر. در تالشی «ها»ی ملفوظ نیست. ماه، ما، شاه، شا تلفظ می شود و … در نتیجه در تالشی ماهی، مایی تلفظ می گردد.
    گرامی دَرزن زنان، سلامت و شاد باشید!
    دَرزن(به سکون ر و ز) اصل است. سوزن، معنی دیگری دارد، ولی امروزه به جای درزنِ اصیل ایرانی بکار می رود، که داستانی دیگر دارد؛ بمانَد.
    درزن آن است که درز ها(مرز دو تکه پارچه) را به کمک نخ به هم می آوَرَد.

    «پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک» – از این زیباتر نمی شود.
    اگر بشر این فرمول پاکیزه خویی را رعایت می کرد، هرگز حقی بر زمین نمی افتاد. و ما احتیاج به پاسبان نداشتیم.

  2. پوزش و اصلاح
    «مثال: در زبان های تالشی، تاتی، کردی رَش خرمایی متمایل به سرخ است. در سه زبان سلاویان شرق رِژی تلفظ می شود. همین واژه در زبان ایرانی کردی معنی سیاه می دهد.»

    فراز بالا را از منگفتی که پیشتر ارسال کردم بر گرفته ام.

    اصلاح شده – مثال: در زبان های تالشی، تاتی، لُری، رَش خرمایی و خرمایی متمایل به سرخ است. در سه زبان سلاویان شرق نیز همین معنی را دارد، و رِژی تلفظ می شود. ولی در زبان ایرانی کردی، رَش معنی سیاه می دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه‌ترین ها
1403-02-04