تارنمای خبری امرداد

حذف حاجی‌ فیروز یا دشمنی با کلیت فرهنگ ایران ؟!

چه بسیار پژوهشگران برجسته ای که پژوهش های ارزشمند ومعتبری درباره شخصیت آیینی “حاجی فیروز” انجام داده اند، نوشتار پیش رو نگاهی است مردم شناختی به اظهار نظری غیرکارشناسی و تعمدگرا با هدف دشمنی با فرهنگ و ملت ایران.

“حاجی فیروز” چه یادگار اسطوره ای آیین بازگشت “ایزد شهید شونده” باشد و چه گویای اسطوره های مرگ و رستاخیز و چه در پیوند با مراحل هفت گانه آیین میترایی امروز به عنوان آیینی همگانی در فرهنگ ایران ،در کلیت فرهنگ، فرهنگ عامه و یک مجموعه ی فرهنگی رواج دارد. آیین ها بخشی از رفتارهای جمعی هستند که توسط مردم برگزار می شوند و بازگو کننده جهانبینی اسطوره ای یک ملت در درازای تاریخ هستند.

تکرار پذیری یک رفتار جمعی نشان از پیوستگی فرهنگی و پیشینه تاریخی آن دارد. در ایران با تاریخ پربار دانش گاهشماری و آیین ها و مناسکی که در پیوند با گاهشمار ۳۶۰ روزه بوده بویژه آیین های نوید بهار و رستاخیز دوباره طبیعت در  روزهای پایانی سال همراه با جشن و سرور و شادمانی سال های پی در پی و پیوسته در تاریخ ایران تکرار شده و در نوشته های بسیار از پژوهشگران و نویسندگان و شاعران برجسته از دیرباز مانند ابوریحان بیرونی،  مسعودی ،حافظ تا دوره معاصر بزرگانی مانند مهرداد بهار، انجوی شیرازی، شکور زاده، عبدالله مستوفی، صادق هدایت و بسیاری مردم شناسان برجسته نمود پیدا کرده است.

در حوزه فرهنگ عامه بررسی پیوستگی برگزاری آیین ها در پیشانی نوروز دارای اهمیت ویژه ای است.

آیین هایی مانند آتش افروز یاحاجی فیروز در سراسر ایران بویژه در تهران، “کوسه برنشین” در همدان، “جیگی جیگی  ننه خانم در خراسان،  “عروس گوله” در گیلان، “ناری نارکه” در فارس،همچنین نوروز خوانی، بهارخوانی، امام خوانی و نوروزنومک در مازندران ودر کومش یا قومش(سمنان،دامغان،شاهرود).

آنچه در آیین های نام برده رایج است ادبیات نانوشته ای است که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و میراث معنوی نیاکان ما و حکایتگر نشیب و فرازهای زندگی،شادی ها، اندوه ها، دانسته ها،باورها و خواسته هایی است که اگر چه از قید نگارش و نوشتار رها بوده اما سند معتبری است که ویژگی های اخلاقی، روانی، اجتماعی و سیاسی زندگی نیاکان ما را بازگو می کند.

آیین های جمعی پیشواز نوروز دارای ویژگی های مشترکی هستند؛

یک این که یک جشنواره گروهی همراه با آوازخوانی در وصف بهار، گذران توان فرسای زمستان و سال کهنه و نوید سال نو است.

دو دیگر این که تکرار شونده هستند؛ پیوسته و سالهای پی در پی تکرار می شوند تحلیل تاریخی_ اسطوره ای_ فرهنگی یک ملت با بررسی رفتارهای آیینی  و مناسک جمعی تکرار شونده ممکن است.

سه دیگر این که شخصیت های آیین های پیشواز نوروز در سراسر ایران بازگو کننده نمادین کشمکش مرگ و رستاخیز، سرمای زمستان و گرمای اعتدال بهاری هستند در هزاره های سخت تاریخی.

و چهارم این که طنز بخش جدایی ناپذیر این آیین کهن است.  مردی که در همدان برای آیین “کوسه برنشین” برگزیده می شد صورتش بدون مو بوده و وارونه بر الاغ می نشاندند.

“جیگی جیگی ننه خانم” کلاهی با دم روباه بر سر می گذاشت و با حرکات خنده دار سر و صورت و گردن باعث خنده و شادی مردم می شد.

سیاهی چهره حاجی فیروز بخشی از این طنز و جشنواره همه ساله است و پیوندی با تبعیض نژادی و برده داری ندارد گو اینکه تبعیض نژادی و برده داری در ایران پیشینه ی تاریخی هم ندارد.

حاجی فیروز و دیگر شخصیت های آیین های پیشواز نوروز در روز های پایانی سال طنز همه ساله ای هستند که با شیرینی و گزش کشمکش میان سرما،مرگ،نخوت و سستی با اعتدال بهاری،رستاخیز و جنبش و خیزش طبیعت و اثر گذاری آن بر انسانِ فرهنگ-تمدن مدارِ ایرانی را به گونه ای نمادین به نمایش می گذارند.

آیین ها در پیوندی ژرف با تاریخ اسطوره ای یک ملت هستند و مناسک جمعی که از ویژگی های فرهنگی و اسطوره شناختی ایران است نیز نمودهای عینی آن است که زندگی را برای یک ملت قابل فهم و معناپذیر می کند.

حذف آیین ها، رفتارهای جمعی و مناسک مانند آیین های پیشواز نوروز؛ حاجی فیروز و   بهانه های واهی غیر علمی، غیرتخصصی و غیرتاریخی برای حذف نماد انتقال صورت فلکی برج دوازدهم سال به برج نخست سال نو( حوت به حمل) یعنی ماهی قرمز و سبزه نوروزی سفره هفت سین از یک جامعه به معنای حذف خوداگاه و ناخوداگاه فرهنگی است که منجر به سرگشتگی و بی هویتی می شود.

کارکرد مناسک تنها جشن گرفتن و شادمانی نیست! بلکه طی این مراسم شبکه ای از نقش ها و روابط اجتماعی  جدید به نوآموزان آموخته می شود و به گونه ای رسمی به آنان شناسانده می گردد.کارکرد اجتماعی چنین مراسمی به اندازه نهادهای آموزشی و فرهنگی دارای اهمیت است.

تحلیل مناسک و آداب و رسوم تکرار شونده ی جمعی نشان می دهد مردم وابسته به خاک مرگ و رستاخیز طبیعت را در اسطوره ها و سپس “رفتارهای مراسمی” به گونه ای نمادین و اسرار آمیز  بروز می دهند و بدین ترتیب احساس همراهی،یگانگی و همبستگی بیشتر خود را فراهم می کنند.

دشمنی با حاجی فیروز  و دیگر آیین ها دشمنی با همبستگی ملی و آغاز سراشیبی بی هویتی است.

علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد

دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست

*سعیده پراش؛ مردم‌شناس، پژوهش‌گر فرهنگی و استاد دانشگاه

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید