تارنمای خبری امرداد
دیدگاه شما چیست؟

چرا استقبال همکیشان از انتخابات انجمن تهران سرد است؟

فعالیت گردش ۴۴ انجمن زرتشتیان تهران ۱۰ بهمن‌ماه به پایان می‌رسد. با شمارش معکوس به دقایق پایانی نزدیک می‌شود. این گذر زمان در حالی‌ست که فراخوان نام‌نویسی نامزدهای انتخابات گردش ۴۵ با عدم استقبال همکیشان روبه‌رو شده است. راهکار چیست؟

گردش ۴۴ انجمن زرتشتیان تهران با برگزاری زودهنگام انتخابات برآن شد تا از پیوستن به دوره‌ی فترت پیشگیری کند. ولی شمار نامزدها با پایان یافتن زمان نام‌نویسی به حدنصاب نرسید. پس از دو بار فراخوان برای نام‌نویسی نامزدهای انتخابات هیات‌مدیره گردش ۴۵، شمار همکیشانی که برای پذیرش مسوولیت اعلام آمادگی کردند در بار نخست به ۱۰ تن و با فراخوان دوم به ۱۵ نامزد نزدیک شد. این در حالی‌ست که دستکم ۳۰ نامزد انتخاباتی می‌بایست نام‌نویسی کنند تا بتوان در مجمع آینده، انتخابات گردش ۴۵ را برای گزینش ۲۸ هموند هیات‌مدیره‌ (۲۱ اصلی و ۷ علی‌البدل) برگزار کرد.

باید پا به میدان گذاشت و بیش از یک‌سده پویایی و دیرپایی این نهاد را پاس داشت. گذشتگان ما کوشیدند با امکاناتی کمتر از امروز و دشواری‌هایی بیشتر، نام و نشان انجمن زرتشتیان تهران را با خوشنامی به آیندگان بسپارند. ما وامدار گذشتگانمان هستیم و آیندگان ما نیز باید از شایستگی گذشتگان خود سرافراز باشند.
_ از نگاه شما دلیل به حدنصاب نرسیدن شمار نامزدها چیست؟
_ اشتیاقی برای به دوش گرفتن مسوولیت به چشم نمی‌خورد. شوند این کم‌کاری و عدم استقبال از فعالیت اجتماعی چیست؟
_ چنانچه این گونه ادامه یابد، سرانجام چیست؟
_ راهکار فرآیند انتخابات چیست؟
روبه‌رو شدن با دشواری‌ها تنها با هم‌اندیشی و همکاری امکان‌پذیر است. شما زرتشتیان می‌توانید راهکارها، نکته‌نظرهای خود پیرامون چرایی عدم مشارکت در انتخابات، چگونگی ایجاد انگیزه و همکاری را در بخش دیدگاه امرداد پایین این پست بنویسید و به اشتراک بگذارید. امید است، دیدگاه‌های سازنده‌ی شما، گامی برای برگزاری انتخابات گردش ۴۵ انجمن زرتشتیان تهران و راهی برای برون رفت سریع‌تر از دوره‌ی سکوت فترت شود.

 

4.6/5 - (9 امتیاز)
4 نظرات
  1. هومَد می گوید

    اِستِقبال = پیشواز ، پیشباز
    اِنتِخابات = گُزیدمان ، گُزینِمان ، گُزیناک
    فَعّالیَّت = کُنایی ، کُنِشوَری ، کُنِشگَری ، کُنَندِگی
    مَعکوس = وارونه ، واژونه ، واژگونه ، اَخشیده
    ( عَکس ریشه یِ مَعکوس ، واژه یِ پارسی – اَرَبیده یِ اَخش اَست.)
    دَقیقه = ایزه ، ایژه ؛ ثانیه = ایزَک ، ایژَک
    ( ایز : بَرایِ خُردی وُ کوچِکی دَر واژه هایی هَمچون : مَویز ، دوشیزه… به کار می رَوَد .)
    عَدَمِ اِستِقبال = ناپیشوازی
    فِترَت = لَختی ، سُستاری
    حَدِ نِصاب = سَرگُزاشت ( سَرگُداشت ، سَرگُذاشت)
    هیئَتِ مُدیره = گَرداد : گَرد اَز گَردیدَن ، گَشتَن وَ پَسوَندِ – آد = هِیئَت .
    مَسئولیَّت = پاسُخ گویی ، به دَست گیری
    اِعلام = بَرگُفت ، فَراگُفت
    اِعلام کَردَن = بَرگُفتَن ، فَراگُفتَن
    مَجمَع = هَمایِشگاه ، گِردگاه ، گِردِشگاه ، گَمبگاه
    ( جَمع اَربی شُده یِ گَمب اَست که به چِهرِ کومه دَر پارسی وَ پیشوَندِ -com لاتینی وَ – Ge آلمانی کاربُرد دارَد .)
    اَصلی = هاتی ( هات پارسیِ ، حَدِ اَرَبی شُده یِ آن وَ head اِنگِلیسی وَ Haupt آلمانی هَم ریشه آن هَستَند.)
    عَلی البَدَل = جای گُزیدَنی
    اِمکانات = شُدَنی ها , شَواک ها
    دَلیل = فَرنود ، بُرهان
    اِشتیاق = شورمَندی ، شوغمَندی ، شوغاندَن ، شوغانِش ( شوق اَرَبی شُده یِ شوغ یا شوک به مینه به هَردِش یا هَرتِش یا اَردِش یا اَرتِش (حَرکَت) دَرآوُردَن اَست )
    اِجتِماعی = گَمبانِشی ، گَمبِشی ( اِجتِماع اَز ریشه یِ جَمَعَ وَ دَر ریختارِ اِفتِعال اَست.)
    فَرآیَند : آن کاری که به سویِ ما می آیَد.
    فَرارَوَند : آن کاری که اَز سویِ ما می رَوَد.
    اِمکان پَذیر = شُدَنی
    نُکته پارسی ست : نوک ته ، نوک تَک
    نَظَر اَرَبی شُده یِ نِگَر اَست.
    عَدَمِ مُشارِکَت = ناهَم آیی ، ناهَنبازی ، ناهَم شِروی ( ریشه واژه یِ شَرَکَِ اَرَبی به گُمانِ بِسیار ایرانی- اوروپایی بوده وَ هَم ریشه با share اِنگِلیسی ست ، سِتاکِ شِرو بازسازی شُده یِ شِرک اَست .)
    ایجاد : گویا پارسیِ : ایگاد باشَد ، دیگَر بَرابَرها :
    بَرپایی ، بَرنَهِش ، بَرکَند ، بَرکَنِش
    پُست = پِیک ، فِرِسته ، پَس آوَرد ، پیش آوَرد
    اِشتِراک = شِروِش ، شِروانِش ، هَنبازِش ، شِروانی ، هَنبازی
    سَریع : واژه یِ اَربی شُده اَز سُریدَن ، سُرگیدَن ، سُرویدَن ؛ سَریع تَر = سُراتَر ، سُرواتَر ؛ دیگَر بَرابَر ها : شِتابان تَر ، شِتابناک تَر ، شِتاوبار تَر
    سُکوت = اَواکی ، آگویایی ، آگویِشی ، ناواکی ، ناوازی ( واک ، واز به مینِشِ سِدا هَستَند.)

  2. بهمن مرادیان می گوید

    با سپاس، البته این موضوع نیاز به واکاوی و ارائه طرح دارد. اما بسیار کوتاه بخش عمده ایی از شرایطی که امروز به وجود امده است نتیجه سال ها عدم دگرگونی انجمن ها براساس نیازهای جامعه است و شوربختانه این همه گیری کرونا باعث شد که نتیجه این عدم دگرگونی حادتر شود و به این صورت خود را نشان دهد (شوربختانه شاید باید گفت که اگر پیشگیری نشود، این موضوعی است که در انتظار تک تک انجمن ها است). سال های پیش هر کدام از انجمن ها و به طور خاص گردهم ایی انجمن ها و نهادهای زرتشتی می توانستند با مطالعه نوع پراکندگی ها و جمعیت، شرایط اقتصادی و اجتماعی عمومی کشور و دگرگونی در نیاز مردم به مشارکت و اگاهی رسانی، به این نتیجه برسند که ساختارهای انجمن ها نیاز به دگرگونی دارند. هر کدام از این انجمن های محلی بهترین وسیله ایی هستند که می توانند نیازهای محلی اعضای خود را دریابند و خدمات خود را به طور خاص به آنها ارائه بدهند و اموال و امکانات محلی خود را مدیریت کنند و از سوی دیگر در گردهم ایی انجمن ها و نهادهای زرتشتی در مورد مسائل کلان هماهنگ شوند. شوربختانه حتی نمی دانیم نتیجه زمانی که تا حدودی گفتگویی درباره اساسنامه انجمن ها در گردهم ایی اغاز شد به کجا رسید؟ اگر روند درستی پیش رفته بود، همه انجمن ها شاید به این نتیجه می رسیدند که باید روش اگاهی رسانی، تعریف عضو، ارتباط با اعضا و ایجاد گفتگو و نیز روند تصمیم گیری خود را دگرگون کنند و به این ترتیب مشارکت اجتماعی را بالا ببرند. از سوی دیگر هر انجمن به طور خاص هم شاید به این نتیجه می رسید که برخی از دگرگونی ها لازم است از جمله در مورد انجمن تهران شاید می توانست تعداد اعضای هیات مدیره کمتر شود که البته این لازمه اش بالا بردن مشارکت اعضای انجمن ها در بسیار از کارها و تصمیم گیری ها بود که احتمالا ساختار ناقص کمیسیون های فعلی را هم دگرگون می کرد که در طرحی می توانست به تمامی جنبه های اینها پرداخته شود و عملی شود. درهرصورت در حال حاضر به طور خاص انجمن تهران می تواند راه حلی کوتاه مدت را در پیش گیرد ولی در درازمدت راهی به جز دگرگونی های اساسی در روش ها وجود ندارد. در همین مرحله هم انجمن نیاز دارد که روش خود را دگرگون کند! وظیفه انجمن تهران است که در این شرایط وضعیت خود را به روشنی با اعضای خود در میان بگذارد و به طور رسمی درخواست ارائه طرح یا راه حل کوتاه مدت کند و نیز رایزنی های خود را با کارشناسان و اعضا شروع کند و راه حل کوتاه مدت خود را در این باره در جامعه به گفتگو بگذارد. در این میان رسانه ایی مانند امرداد نیز می تواند با آگاهی رسانی عمومی و نقد به این روند کمک کند.

  3. آشنا می گوید

    امردادیان گرامی درود. سه روز از دیدگاه سنجی گذشت در این مورد هم استقبال سرد بود چرا؟ به نگاه من تا زمانی که گروههای مجازی پررنگ تر از فضای هم اندیشی حضوری است به همان نسبت کارایی پا به میدان گذاشتن کم رنگ تر می شود. هر یک از متکلم‌الوحده‌ها در گروههای مجازی یکه تاز اندیشه هستند در حالی که در حضور کم رنگ. برای نوشته آقای شهریاری دیدگاه نذاشتم چون ایشان برخلاف آزاداندیشی تمایل به نشنیدن صدا دارند. در نوشته با عنوان «تشکل‌های مردم نهاد یا کاندیدهای مستقل» ایشان از تشکیل اوپوزیسیون و ورود افراد کارآزموده سخن گفتند. دستکم به گمان من این اتفاق در گردش 44 افتاد حتا هیات رییسه از پیش تعیین شد و در روز سوگند رای گیری شد. کارنامه گردش 44 را مرور کنید از 21 نفر 10 یا 11 نفر سابقه‌ی یک گردش آن هم گردش 43 را دارا هستند. این پیوستگی گردش اشراف به مصوبه ها را بیشتر می کند. بقیه افراد هم از گردش های 40 و … با وزنه ای از کارامدی به گردش 44 راه یافتند. همگی باسواد دارای مدرک تحصیلی عالی هر یک در فضای کاری خود افراد موفق. هر گردش هم مرور کنید افراد تحصیل کرده و دارای فعالیت اجتماعی خود را داوطلب پذیرش مسوولیت کردند. این را مطمین باشید کسی که داوطلب میشه یعنی یک کنشگر بوده یعنی در اجتماع بوده آدم کنار گرفته هیچگاه پا میدان نمی ذارد. موفق باشید

  4. نازنین می گوید

    والا اگه روند بچه داشتن همینجوری باشه، شاید در دراز مدت و ده بیست سال دیگه وضع همینجور بدتر و بدتر هم بشه. نسلی ک اکنون دوروبر شصت سالش یا بیشتره، دست‌کم چهار تا بچه یا حتی بیشتر داشتند یعنی دو میشد چهار. سی سالی هست ک با طرح مشکوک و غیرعلمی دک مرندی، خانواده ها یک بچه یا سقفش دو بچه دارند یعنی دو شده یک یعنی نصف ب ازای هر کدام یا حداکتر دو همان دو مانده است. تازه ب شرطی ک نسل امروز ب سن میانسالی و آغاز با تجربگی و شصت سالگی برسد و از دنیا نرود.

    چند روز پیش یکی از زرتشتی ها نوشته ای را در اینستاگرام برایم فرستاد ک درباره نسل کشی زرتشتیان در فکرکنم دو سده پیش بوده ک شخصی ب نام قدرت الله خان انگار زنان باردار زرتشتی را وادار ب حمل بار سنگین می‌کرده تا سقط کنند و مردان را وادار ب کار طاقت فرسا تا یا بمیرند یا مسلمان شوند ( مانند کاری ک همدستان آ ت ا ت ر ک با ارمنی ها و تات ها و سایر گروه های قومی ک در سرزمین هایی ک اکنون ت ر ک ی ه نام گرفته در هفتاد هشتاد سال پیش کردند) بهرروی خب پس اگر هر کی نخواد بچه بیاره ک زرتشتی ها باید حتما بخواهند بچه زیاد داشته باشند باید در سی سال گذشته باید تن ب طرح صهیونیستی مرندی گور نمی‌دادند و فریب نمیخورند و برعکس بیشتر می‌آوردند

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید