تارنمای خبری امرداد
در رویه نخست روزنامه ایران چاپ شد

روزی به یاد پیامبر ایرانی؛ یادداشت به قلم موبد اردشیر خورشیدیان

امروز در خبرها آمد که شورای عالی انقلاب فرهنگی، به ریاست عالیه حجت‌الاسلام دکتر حسن روحانی به سالمه سه‌شنبه سوم دی‌ماه 1398 خورشیدی، در نشست 825 خود به اتفاق آرا تصویب نموده که «روز ششم ماه فروردین» سالروز زایش پیام‌آور ایرانی، در تقویم رسمی ملی ایران به ثبت برسد.

نوشتار بالا بخشی از یادداشت موبد اردشیر خورشیدیان ، فرنشین انجمن موبدان تهران، با عنوان «روزی به یاد پیامبر ایرانی» که در رویه‌ی نخست روزنامه‌ی ایران پنجم دی‌ماه 1398 خورشیدی به چاپ رسید. متن کامل یادداشت را در ادامه می‌خوانید:

«امروز در خبرها آمد که شورای عالی انقلاب فرهنگی، به ریاست عالیه حجت‌الاسلام دکتر حسن روحانی به سالمه سه‌شنبه سوم دی‌ماه 1398 خورشیدی، در نشست 825 خود به اتفاق آرا تصویب نموده که «روز ششم ماه فروردین» سالروز زایش پیام‌آور ایرانی، در تقویم رسمی ملی ایران به ثبت برسد که به این وسیله اینجانب رئیس انجمن موبدان تهران، بالاترین مرجع رسمی و قانونی اداره کننده امور مینوی (دینی، آیینی و فرهنگی) هازمان (جامعه) زرتشتیان، به پیشنهاد گرامی سردبیر روزنامه ایران، خویشکاری (وظیفه) خود می‌دانم که از سوی تمام زرتشتیان ایران و جهان، این تدبیر خردمندانه و ستودنی مدیران محترم کشور را که بی‌تردید از آرمان‌های دیرینه همه مسئولین بزرگوار، مراجع تقلید و آیات عظام و دیگر هم‌میهنان یکتاشناس و یکتاپرست، میهندوست و فرهنگ‌پرور بوده است، مراتب تشکر و سپاسگزاری خود را پیشکش نمایم.
3787 سال پیش، اشوزرتشت پیام‌آور ایرانی، در شهر رگه، در کنار دریاچه جیجست (ارومیه)، از پدری به نام پوروشسب و مادری به نام دغدو از خانواده اسپینمان، در روز خورداد از ماه فروردین (ششم فروردین)، چشم به جهان گشود. در دوران کودکی نزد پدر، مادر و استاد برزین، آخرین دانش‌های زمانه را آموخت. در سن 20 سالگی بر پایه‌ی آنچه که در بند 1 یسنا 29 کتاب آسمانی ما زرتشتیان «گاتاها» آمده است، ندای دردآلود و سراسر رنج، روان کل آفرینش را با گوش جان شنید و به آرمان کشف علل و اسباب دردها و پیدا کردن راه درمان بخردانه و اخلاقی آنها، به کوه اشیدرنه (سبلان) پناه برده، مدت 10 سال به اندیشیدن پرداخت.
پیامبر در سن 30 سالگی، با اهورامزدا، خدای یکتا و بی‌همتا به وسیله وهومن، به همپرسگی رسید و به پیامبری برگزیده شد و با پیام‌های اهورایی اخلاق‌ساز و انسانیت‌گستر خود به میان مردم بازگشت.
نخست پسرعموی او «میدیوماه» دین او را پذیرفت. در 40 سالگی از شهر رگه (ارومیه) به شهر بلخ افغانستان امروزی که در آن زمان بخشی از سرزمین ایران (آریان ویج) بود کوچید (مهاجرت کرد) و با کتایون همسر شاه گشتاسب و وزرای درباره جاماسب حکیم و فرشوشتر وهوفریان، به گفت‌و‌شنود نشست. تا اینکه بالاخره پس از چهار سال آنها دین او را پذیرفتند. اشوزرتشت از آن پس، انجمن مغان را که امروزه انجمن موبدان، دنباله آن انجمن می‌باشد بنیاد نهاد «هاتیک (طریقت)» و داتیک (شریعت) کیش زرتشتی را بر پایه اصول«  گاتیک» (حقیقت دین) ساماندهی کرد و به کمک دیگر روحانیون به میان مردمانی که به تدریج دین او را می‌پذیرفتند برده، فرهنگی نمود که مردمان جهان، امروزه آموزش‌های او را در دو جستار پرمغز «اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک» «راه در جهان یکی و آن راستی است» سرلوحه منش و روش نه تنها زرتشتیان که سایر ایرانیان نیز می‌باشد که بویژه پس از کوروش و داریوش، در بسیاری از باورهای دیگر مردمان جهان از هر دین و مذهب و ملیتی که بوده‌اند نیز تأثیرگذار بوده است.
پیام‌آور ایرانی، در جنگی که ارجاسب پادشاه تورانی علیه ایرانیان در اواخر دوران پادشاهی گشتاسب به راه انداخته بود به روز خیر ایزد و دی ماه 3709 دینی زرتشتی، در آتشکده ورهرام شهر بلخ که امروزه شهر مزارشریف در استان بلخ افغانستان می‌باشد، به دست توربراتور سرباز تورانی به شهادت رسید. در اوستا کهن‌ترین نامه ایرانیان و در اسناد تاریخ‌‌نگاران یونانی آمده است که پیامبر ایرانی هنگام زایش بر‌خلاف دیگر نوزادان، «خندید». امید که همواره دل همه حکومتگران، دولتمردان و شهروندان ایرانی از هر قوم و‌نژاد و عقیده‌ای که هستند، همواره شاد و لبشان خندان باشد و با تندرستی و شادکامی در کنار یکدیگر روزگار را به راستی و نیکی بگذرانند. ایدون باد. ایدون ترج باد».

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید