روز 18 ژوئن که برابر با 28 خوردادماه است، در جهان به نام «روز ماهیگیری» شناخته میشود. شاید از خود بپرسیم که چرا باید روزی را برای ماهیگیری نامگذاری کرد؟ روز ماهیگیری و ارجنهادن به این کار، ادای احترامی است به نقشی که ماهیگیران در گسترههای ساحلی برای برآوردن غذای ساحلنشینان دارند. افزون بر اینکه آنها نگاهبانان سنتهای دریایی شناخته میشوند و همراهیشان در پایداری آیینهای ساحلی، درخور ارجگذاری است.

ماهیگیری کاری با گسترهای پُردامنه است؛ از قایقهای بسیار کوچکی که ساحلنشینان به دریا میاندازند و سرگرم ماهیگیری میشوند تا کشتیهای بسیار بزرگ صنعتی که به کار صید ماهی در سنجهای (:مقیاسی) بزرگ میپردازند، همه در چرخهای برای برآوردن (:تامین) خوراک میلیونها انسان جای میگیرند. پس ماهیگیران در امنیت غذایی مردم جهان اثرگذارهستند. از اینرو ویژه کردن روزی برای پاسداشت کار آنها، گونهای قدرشناسی از کارشان دانسته خواهد شد.
سودها و زیانهای ماهیگیری
ماهیگیری شاید دیرینگیای به درازای زندگی انسان دارد. انسانها برای برآوردن بخشی از خوراک روزانهی خود به ماهیگیری میپرداختند و این کار را هزارهها ادامه دادند تا اکنون که ماهیگیری صنعتی پُرسود شده است.
یک نکتهی دیگر که گاه فراموش میشود، پیوندی است که ماهیگیران با طبیعت دارند. ماهیگیری از این دید گونهای گردشگری است. بسیاری از گسترههای ساحلی میتوانند پذیرای گردشگرانی باشند که به ماهیگیری دلبستگی دارند. اما این را باید دانست که ماهیگیری وارون آنچه پنداشته میشود، کاری پُرخطر هم هست. آمارها گواه آن است که هرساله 24000 ماهيگير در زمانِ انجام کار، دچار مرگ میشوند.
همهی اینها را گفتیم، اما از یاد نبریم که صید ماهی بیش از نیاز، از زیانهایی است که در صنعت ماهیگیری، بهویژه در جهان صنعتی ما، پدید میآورَد. بگذریم از این که شرکتهای بزرگ ماهیگیری جهان گاه از روشهای خشنی ماند ردیابی صوتی دریایی، تورهای انحراف و کشتیهای لایروبی برای صید گروهی ماهیان بهره میبرند و اکوسیستم اقیانوسها و دریاها را ویران میسازند. برای نمونه، در روشی که به آن «خطوط طویل» میگویند، روزانه چهارونیم میلیون قلاب به دریا انداخته میشود و گونههایی از ماهیان را صید میکنند که قابل مصرف نیستند. پژوهشهای جهانی نشان میدهد که در 50 سال گذشته، 90 درصد از گونههای وحشی اقیانوسها بر اثر گسترش بیرویهی صنعت ماهیگیری نابود شده است. به سبب همین ماهیگیری بیش از اندازه است که گونههای از ماهیان رو به انقراض نهادهاند. اگر اين روند همچنان ادامه يابد، کارشناسان پيشبينی میکنند، شبکهی غذايی درياها، 25 تا 35 سال آينده دچار فروپاشی میشود. اما با وجود این زیانها، هیچ کس انکار نمیکند که ماهیگیران از مهمترین برآورده کنندگان غذاهای پُرویتامین در جهان هستند.
ماهیگیری در ایران
ایران سرزمینی با ساحلهای گسترده است. رودخانهها، دریاچهها و تالابها بسیاری هم که در ایران هست، هر کدام جایی مناسب برای پرداختن به ماهیگیری است. در دریاچههای ایران گونههای فراوانی از ماهی یافتنی است. در دریاچهی زریوار کردستان سیاهماهی خالدار، سیاهماهی معمولی، عروسماهی، شاهکولی، ماهیآمور سفید، کپور آینهای، کپور معمولی، کپور سرگنده و اردکماهی یافتنی است. در سد طالقان استان البرز ماهیهای زردپر، قزلآلای رنگینکمان و کپور بهفراوانی هست. در دریاچهی ولشت استان مازندران، در دریاچه ایمر استان گلستان، در تالاب انزلی، خلیج گرگان، سد ساوه، تالاب چغاخور چهارمحالوبختیاری و فراوان جاهای دیگر ماهیان بسیاری وجود دارند و فرصتهای خوشایندی را برای ماهیگیری فراهم میآورند.
ایران در گسترهی جغرافیایی منطقه، بزرگترین کشور شیلات و ماهیگیری شناخته میشود. این امتیاز به سبب سواحل درازدامن و زیستبوم پُرتنوع آن است. برپایهی آمارهای جهانی، ایران در زمینهی صید ماهیان تجاری، دارای جایگاه دوازدهم جهانی، جایگاه دوم اقیانوس هند و جایگاه نخست باختر اقیانوس هند است.
شگفت است که سواحل ایران بومشناسی گوناگونی دارند. آنچه در جنوب ایران در کار صید ماهی انجام میگیرد با روش ماهیگیران شمال ایران جداییهای آشکاری دارد.
روزی برای پاسداشت ماهیگیری و ارزشی که این صنعت در برآوردن خوراک جهانیان دارد، ما را بیشتر آگاه میسازد که چه سرمایهی گرانبهایی در صنعت ماهیگیری و شیلات داریم و چگونه باید با دلسوزی و ریزبینی از این سرمایه نگاهبانی کنیم.
