سروده‌ای از پروانه ضیاتبری

شمع راهی و من «پروانه»ات پیرسبز

پیرسبز، زیارتگاهی که سالیان دراز آوای نیایش و گام‌های مشتاق رهپویان را در دل کوهستان به یادگار دارد، در ذهن و زبان بسیاری از زرتشتیان جایگاهی ویژه یافته است. پروانه ضیاتبری، از همکیشان زرتشتی، در سروده‌ای که برای امرداد فرستاده، مهر و دلبستگی خود به این زیارتگاه باصفا را در قالب چکامه‌ای دلنشین بازتاب داده است.

چقدر تک و تنهایی پیرسبز

در دل کوه و بیابانی پیرسبز

اشک‌هایت آب جاری‌ست پیرسبز

گشته‌ای نیک‌بانوی پنهان پیرسبز

پله پله آمدم به پای بوست پیرسبز

تو مراد و شنوای درد دل‌هایی پیرسبز

عود و کندرت گل خوشبوست پیرسبز

شمع راهی و من «پروانه»ات پیرسبز

زیارت عجب صفایی دارد پیرسبز

نور شب‌های کویری و من «ضیا»ام پیرسبز

سروده‌ای از پروانه ضیاتبری

به اشتراک گذاری
Telegram
WhatsApp
Facebook
X
LinkedIn
Email

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *