برای بسیاری از ما، خاطرهی کودکی با روشن شدن جعبهای بزرگ در گوشهی اتاق آغاز میشود؛ همان تلویزیون رنگی که با فشردن دکمهای، جهان را به خانه میآورد. هنوز هم بسیاری نخستین تصویرهای رنگی از کارتونها، مسابقههای ورزشی، سریالهای خاطرهانگیز و رویدادهای بزرگ جهان را از دریچهی همان صفحهی درخشان به یاد دارند. تلویزیون رنگی تنها یک دستگاه الکترونیکی نبود؛ پنجرهای بود که رنگ را به خاطرات نسلها بخشید و شیوهی دیدن و فهمیدن جهان را برای همیشه دگرگون کرد. «روز تلویزیون رنگی»، 25 ژوئن (4 تیرماه) در سراسر جهان جشن گرفته میشود. این کار ارج نهادن به دگرگونی شگفتی است که این نمایشگر رنگی بر ذهن و دریافت انسان گذاشته است.

در سال 1926 میلادی نخستین تلویزیون رنگی جهان با هیاهوی بسیار تولید شد. مردی نوآور به نام «جان لوگیبِرد» در شهر لندن نخستین سیستم تلویزیون رنگی مکانیکی را به بازار فرستاد. هوشمندی او در مهندسی، چنین امکانی را برای این مرد انگلیسی فراهم آورده بود. کارِ لوگیبرد تنها دگرگونیای در پخش برنامههای تلویزیونی نبود، او شیوهی درک و پردازش ذهنی بینندگان تلویزیون را هم دگرگون ساخت. لوگیبرد با بهرهگیری از دیسکهای اسکنکننده که با سوراخهایی مارپیچ پوشانده شده بودند، توانست روشنایی را از میان فیلترهای قرمز، سبز و آبی گذر دهد. کار او بهراستی شگفتآور بود. اما زمان دیسکهای اسکن شدهای که به کار مهندس لندنی آمده بود، در دههی پنجاه میلادی بهسر رسید و با پا نهادن انسان به عصر الکترونیک، تلویزیونهای رنگی بسیار پیشرفتهتری ساخته شد.
تلویزیون رنگی پدیدهای است که درک بیننده را از گزارشها و تصویرهایی که میبیند، دگرگون میسازد. بینندهها به سبب همان رنگها، گزارش و خبر تصویری را «واقعیتر» از تصویرهای سیاهوسفید میپندارند. زمانی به اهمیت این دگرگونی پی خواهیم برد که بدانیم چنین درک تازهای تا چه اندازه میتواند در پذیراندن یک خبر یا گزارش به بیننده، تاثیر داشته باشد. از آن پس بیننده پیوندی عاطفیتر با آنچه میدید، پیدا کرد. افزون بر این که جلوهای دیگر به دنیای تبلیغات داد و دست شرکتها و صنایع بزرگ را برای شناساندن محصولات خود بازتر کرد. آنها تصویرهای رنگی را ابزاری برای قبولاندن کالای خود به مصرفکننده کردند. سوداگران دریافته بودند که تصویرهای رنگی میل بیننده را برای خرید، افزایش میدهد.

تلویزیونهای رنگی در آغاز بزرگ و جاگیر بودند. اکنون همان تلویزیونها تبدیل به نمایشگرهایی تخت شدهاند که مرز میان واقعیت و خیال را بهسادگی درهم میشکنند. از اینروست که برخی باور دارند که تلویزیون رنگی حافظهی انسان را دگرگون کرده و داوری (:قضاوت) او را نسبت به جهانی که در آن زندگی میکند، رنگی دیگر بخشیده است.
نکتهی دیگر آن است که در تلویزیون رنگی، بیننده کوشش کمتری برای تفسیر و درک آنچه میبیند انجام میدهد. بدینگونه فشار ذهنی او کاهش مییابد. در حالیکه تلویزیونهای سیاهوسفید چنین نیستند و روشنی (:وضوح) تلویزیونهای رنگی را ندارند. در نتیجه بیننده برای درک درست تصویرها، باید تمرکزی بیشتری داشته باشد.

تلویزیون رنگی در ایران
در نیمهی دههی چهل خورشیدی نخستین تلویزیونها به ایران آورده شدند. در سال 1337 خورشیدی نیز نخستین ایستگاه تلویزیونی ایران با نام «تلویزیون ایران» در تهران بنیانگذاری شد و برنامههای خود را آغاز کرد. در آغاز دههی پنجاه خورشیدی بود که تلویزیون رنگی پای خود را به برخی از خانههای ایرانی گشود. در فروردین 1354 مسوولان آن زمان وزات صنایع از تولید 2 گونه تلویزیون رنگی در ایران خبر دادند که بهای آنها 5 تا 6 هزار تومان بود. در آن زمان تلویزیون رنگی کالایی لوکس و اشرافی شناخته میشدند، اما بهسرعت در حال گسترش بود. بهویژه آنکه تولیدکنندگان ایرانی به مونتاژ تلویزیون رنگی در ایران پرداختند و خط تولید خود را افزایش دادند. این کارجهشی بزرگ در تولید تلویزیون در ایران بود.
ساخت تلویزیون و بهویژه تلویزیون رنگی، دگرگونیای بنیادین در جهان رسانهها بود. این کالا چنان تاثیری بر ذهن و اندیشهی مردم جهان گذاشت که شاید همانندی برای آن نتوان یافت. از آن پس تلویزیون کالای بیجایگزین هر خانهای و دریچهای برای شناخت جهان و داوری دربارهی آن شد. رنگی شدن این دستگاه نیز دگرگونیهای ذهنی و اندیشگی انسان را سرعت بیشتری داد. پس روزی را به نام تلویزیون رنگی شناختن و پاس داشتن، اهمیت دادن به ذهن و دریافت انسان است.
