تارنمای خبری امرداد
نوشتاری از تاگور درباره‌ی اشوزرتشت

اساس آیین اشوزرتشت بر آموزه‌های اخلاقی است

امرداد:

پارسیان هند بر اساس گاه‌شمار یزدگردی، روز خورداد دینی (یکم شهریورماه خورشیدی) را به مناسبت زادروز اشوزرتشت جشن می‌گیرند. گفتنی است سال نوی پارسیان از روزهای پایانی امردادماه آغاز ‌شده است.
به مناسبت جشن زادروز اشوزرتشت در هند نوشتاری از تاگور در پی آمده است.

رابیدرانات تاگور چکامه‌سرا، فیلسوف و نخستین برنده‌ی جایزه‌ی ادبی نوبل درباره‌ی آیین اشوزرتشت نوشتاری دارد كه از سوی دین‌شاه ایرانی برگردان شده است. این متن را در ادامه می‌خوانید:

آموزگار راستین كسی است كه شب بیاموزد و بامداد بیاموزاند خرده اوستا

با ارزش‌ترین رخ‌داد تاریخی ایران پیدایش آیینی است كه در چندین سده‌ی پیش از سوی زرتشت پیامبر در جهان گسترش یافت. زرتشت در تاریخ جهان نخستین كسی است كه دین را به شیوه‌ا‌ی با منشی نیک درآورد و در آن روزگار كهن راستی یکتایی را به جهانیان آموخت.

بیش‌ترِ دین‌ها کوشش بر آن دارند كه مردم را به آیین‌های نمادین پای‌بند سازند. گرچه ممكن است آیین نمادین نیز برای آدمی دارای تاثیری مینوی باشد و تا اندازه‌ای فرد را برای شناخت راستی آماده سازد. به هرروی چون آیین نمادین دارای توانی نیست كه بتواند ما را یک‌سره به راستی نزدیك كند بیش‌تر در نهاد آدمی، گمان‌های بیهوده ایجاد می‌کند و شوند(:سبب) گمراهی می‌شود.

زرتشت بزرگترین پیامبر است كه از آغاز تاریخ جهانیان آشکار شده و با  فلسفه‌ی خود آدمی را از بار سنگین آیین نمادین آزاد ساخته و با پافشاری  در بر انداختن آن كوشیده است. اساس آیین خود را بر آموزه‌های اخلاقی نهاده است. اگر چه امروز بر ما روشن است كه كردارنیك زمانی نیك است كه تنها برای خود نیكی به جا آورد (نه به امید پاداش یا بیم رنج). ولی باید در نظر آورد كه این راستیِ درخشان، زمانی از خودِ زرتشت- در جهانی تاریک- تابیدن گرفت كه آدمی در جایگاه نادانی گرفتار بود. حتی هنوز هم كه سده‌ها از زمان آن آموزه‌ها می گذرد باز در گِرد خود كسانی را می‌بینیم كه از این راستی بی‌خبر و به امید پاداش یا بیم رنج، كوركورانه پیرو آیین بی‌فایده‌ی نمادین هستند كه هیچ برآیند اخلاقی در بر ندارد. در دوره‌ای كه آدمی خداوندها و پروردگارها‌ی پرشمار را پرستش می‌کرد و به تاثیرات جادو باورمند بود زرتشت دین خود را بر پایه‌ی اخلاق نهاد و کوشید آدمی را از بارهای گران پیروی كه هیچ نشانِ نیكِ اخلاقی در آن گمان نیست، آزاد سازد و بفهماند كه مقصود از دین، پیروی اخلاقِ نیك و شناخت به راستی و درستی است. این بود كه پایه‌های دین خود را بر اندیشه و گفتار و كردارنیك نهاد و تنها راه کام‌یابی و پیروی از این سه اصل را رهایی بی‌گمان دانست.

زرتشت، راستی را آشكار ساخت كه دارای بلند ترین جای‌گاه فلسفی و اخلاقی است و به همان‌سان یك نور سادگیِ نگریستنی از آن می‌درخشد. آن راستی و حقیقت، فروزه‌ای از افروزه‌ی ایزدی بوده كه آشکارا به او تابیده و هستی و زندگانی او را فروغ‌مند ساخته به‌ گونه‌ای که او از آن پرتوی ایزدی، راستین را دریافته و توانسته به آرمان مینوی خود دست یابد. چنانچه دریسنا 31 بند هشت می‌گوید: «ای مزدا همان كه تو را با دیده‌ی دل نگریسته در توان اندیشه خود دریافتم كه تویی سر آغاز، كه تویی سر انجام، كه تویی پدر منش پاك، كه تویی آفریننده‌ی راستی، كه تویی داور كردار ما مردمان.»

راستی كه در اثر پژوهش و پی‌جویی شخص نمایان نشده و بر هیچ رویه‌ای تكیه ندارد و مبنای آن بر باورها و کردار آدمی نهاده نشده باشد، چنین راستی مانند الهامی است كه نه ازپیرامون ما بلكه از خارج به ما رسیده و از خواست‌گاه راستین فرستاده شده باشد و این در وجود آدمی آفریننده‌ی یك آگاهی و باور كامل می‌شود. كسی كه توانا به پذیرفتن این راستین و شایستگیِ آن است، خویش‌کاری رهبری دیگران بر دوش او نهاده شده و ما او را پیامبر می‌نامیم. زرتشت خویش‌کاری خود را به خوبی دریافت كرد و باور کرد كه فرتابی (:الهام) راستی به او رسیده و باید دیگران را از آن آگاه سازد. این بود كه با شایستگی و دلاوری با قامت برافراشته گفت: «ای كسانی كه از دور و نزدیك برای آگاه شدن آمده‌اید، من اكنون سخن خواهم گفت. گوش فرا دهید و بشنوید، راستیِ روشنی را كه به شما می‌آموزم نیک‌بینانه به یاد بسپارید. مبادا بار دیگر آموزگار بدخواه، زندگی مردم را نابود سازد و دروغ پرست با كج آموزیِ خویش آنان را گمراه نماید.»       یسنا هات 45بند1

«ای مردم هر گاه فلسفه شادی ورنج را كه پروردگار خرد فرمان داده بیاموزید و دریابید كه دروغ گویان و بد خویان به كیفر دیر پا دچار و درست كرداران و پاكان از سود بی‌پایان خوشبختی بهره‌ور خواهند شد. آن‌گاه در پرتو این نهاد به خرسندی راستین و رستگاری دست خواهید یافت.»     یسنا هات 30 بند 11

 

رابیندرانات تاگور چکامه‌سرا، فیلسوف، اهل بنگال هند، زاده‌ی 17 اردی‌بهشت‌ماه 1240 خورشیدی بود. پدر تاگور غزل‌های حافظ را از بَر بود و به سروده‌های فارسی گرایش داشت او خود را وابسته به سرزمین ایران می‌دانست. وی به همراه دین‌شاه ایرانی از پیشوایان پارسیان هند سفری به ایران داشت. این سراینده‌ی هندی 16 امرداد‌ماه 1320 خورشیدی چشم از جهان فرو بست.

دین‌شاه ایرانی نویسنده و مترجم هندی و زاده‌ی سال 1260 خورشیدی در شهر بمبیی بود. وی از پارسیان هند و از پیشوایان مشهور زرتشتیان بمبئی بود. دین‌شاه، در سال ۱۳۱۱ خورشیدی به همراه رابیندرانات شاعر سرشناس هندی به ایران سفر کرد و در جشن بنا نهادن دبیرستان فیروزبهرام شرکت کرد. او دیوان حافظ را به انگلیسی برگردان کرد.

 

به نوشتار امتیاز بدهید.
1 نظر
  1. شهریار ابراهیمی می گوید

    سپاس از شما امردادی های گرامی بخاطر متن های زیبا ، بسیارمتن ها و نوشته ها روشنگری در تاریخ ایران میکند .

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.