تارنمای خبری امرداد

صدویک نام خداوند چیست؟

صدویک نام خداوند در اوستا و آیین زرتنشتبرخی از عددها به خاطر بار مینوی که دارند مقدس شمرده می‌شوند:

صدویک نام خدا صفت‌هایی است که با توجه به باورهای گاتاها در زمان ساسانیان و به وسیله موبد بزرگ آن زمان (مهرآسپند) گردآوری شد تا تاکیدی باشد براینکه صفت‌های اهورامزدا تنها 101 نام آورده شده، است.

از حدود دو میلیون سال پیش که انسان پا به عرصه گیتی نهاد، تا یک و نیم میلیون سال در جنگل‌ها زندگی می‌کرد و حتا دانش بهره‌برداری از غارهای طبیعی را نیز نداشت و هر چه می‌خواست از درختان می‌چید و می‌خورد و یا شکار می‌کرد از این رو نیاز زیادی به زبان محاوره‌ای و محاسبه نداشت. بشر اندیشمند و با خرد و هوش برای حفظ دارایی خویش و ارتباط با دیگر انسان‌ها به تدریج عدد را اختراع نمود و هزاران سال زبان و اعداد گفتاری بود و به صورت نوشتاری در نیامد…

نخست اعداد نزد انسان هیچ مفهوم خاصی نداشتند و چون زندگی بدوی و ابتدایی نیازی هم به داشتن اعداد بزرگ نداشت عدد بیش از هزار را بینهایت می‌انگاشتند. ایرانیان اعداد را به صورت 1و2و3 نوشتند و یونانیان اعداد را 1و11و111 یادداشت کردند تا اینکه حدود دو هزار سال پیش به وسیله ایرانیان (و به قول بعضی‌ها هندی‌ها) عدد صفر اختراع شد و چون انسان دارای ده انگشت بود اعداد بر اساس دهگان مرتب شد و از آن به بعد دگرگونی بزرگی در زندگی بشر پدید آمد و …

از سویی دیگر بشر دریافت که همه اعداد کارآیی‌های مشابه‌ای ندارند و بعضی اعداد بسیار مفیدتر و جالب‌تر هستند مثلا عدد شش بر 1،2، 3و 6 یعنی بر 4 عدد از شش عدد بین خود قابل تقسیم است. خیلی جالب بود سپس مشاهده کرد که عدد 12 نیز عدد بسیار مفیدی است و بر 1،2،3،4،6و12 و تا حدی بر 8  هم قابل تقسیم است. ساعت و ماه‌ها را بر آن اساس تنظیم کرد و…

3743 سال پیش اشوزرتشت به پیامبری رسید و از یکتایی خدا و خرد و دئنو(دین) و جهان مینوی و برقراری قانون اشا در طبیعت و… سخن به میان آورد از آن پس برای زرتشتیان بعضی از عددها به خاطر بار مینوی (معنوی) که داشتند مقدس شمرده شدند. عدد 1 (یکتایی اهورامزدا) ، عدد 3 (اندیشه ، گفتار و کردارنیک)، عدد 4 (چهار آخشیج)، عدد 6 (شش امشاسپندان)، عدد 7 (اورمزد و شش امشاسپندان هفت کشور زمین یا هفت اقلیم)، عدد 12 (عدد ماه‌های سال و نگهداری زمان) و عدد 72 به یاد هفتادودو تن از یاران اشوزرتشت که به شهادت رسیدند و همچنین کتاب یسنا نیز بر این اساس تنظیم شده و کشتی زرتشتیان نیز از 72 نخ بافته شده بود و ساسانیان بسیار پس از آن با نوشته شدن بخش‌های مختلف اوستا توسط موبدان بزرگ زمانه عدد 21 (بیست ویک نسک اوستا) و سپس عدد 33 (سی و سه ایزدان) و عدد 101 (نام خدا که مورد بحث امروز ماست) مقدس شمرده شد تا همیشه ایرانیان این عددها را به سبب بار فرهنگی مهمی که در بر دارد بسیار گرامی دارند و به خاطر بسپارند و مفاهیم فلسفی آنها را در زندگی به کار گیرند.

همانطور که می‌دانید بعضی اعداد دقت بیشتر را می‌رساند مثلا در ظاهر ممکن است فرقی بین صد سانتیمتر و هزار میلیمتر نباشد ولی دقت عمل عدد دوم ده برابر بیشتر از عدد اول است و فرق 100 یا 101 این است که عدد دوم از عدد اول دقیق‌تر است 100 یک عدد تقریبی است ولی 101 یعنی دقیقا 101.

هنگامی که اشوزرتشت به جهانیان دین خود را ارایه نمود اهورامزدا (هستی بخش بزرگ و دانا یا خداوند جان و خرد) نامیده شد و یکتا و بی‌همتا شناخته شد. این پیامبر آریایی آموزش داد که خداوند همگان  و زن و مرد را برابر آفریده و به همه انسان‌ها خرد و وجدان بخشیده است به طوری‌که همه انسان‌ها می‌توانند  با خرد خویش دانش بیاموزند و نیک را از بد تشخیص دهند و بر اساس وجدان خود راه خویش را آزادانه انتخاب نمایند و عمل نمایند و …

در آن زمان بسیار دور دانش بشری بسیار اندک بود و دانشمندترین انسان‌ها، به اندازه دانش‌آموز کلاس اول دبستان امروزی هم از جهان چیزی نمی‌دانست. مردم آن زمان برای هر بخشی از طبیعت آفریننده‌ای قایل بودند و «دیوپرست» نامیده می‌شدند و صفت‌هایی ویژه برای خدایان خود قایل بوده و آنان را نیازمند قربانی و فدیه دادن می‌دانستند و … و چون دین زرتشت بر پایه یکتاپرستی و پیروی از نیکی و راستی استوار بود، توانست با تبلیغات سراسر ایران را فرا گیرد و بیشتر ایرانیان به مزدااهورا که هستی بخش و بی‌نیاز و سرآغاز و سرانجام و داور دادگر اعمال جهانی شناخته شده و از شش صفت امشاسپنته برخوردار بود، ایمان آورند.

تا اینکه در حدود ششصد سال بعد حضرت موسی (ع) و یکهزار و هفتصد سال بعد حضرت عیسی (ع) در بیت‌المقدس دین خود را ارایه نمودند و به خصوص با پشتیبانی دولت رم باستان مسیحیت در دو بخش ارمنستان و سوریه که جزو خاک ایران بود گسترش یافت. بنا به باور یهودیان «یهوه» قوم یهود را برتر از همه انسان‌ها آفریده و برای زنان ارزشی قایل نبود و جبار تصور می‌شد و تا چند نسل از گناهکاران انتقام می‌گرفت. خدای عیسویان «پدر» نامیده می‌شد و کافی بود که کسی به عیسی (ع) ایمان بیاورد، تا همه گناهانش بخشیده شود و در بهشت جای بگیرد. بودا هم که حدود هزار سال بعد از اشوزرتشت ظهور کرده بود، درون گرایی را سفارش می‌کرد و برای گیتی پشیزی ارزش قایل نبود، حاکمان ایران هم با اینکه زرتشتی بودند، بر طبق آموزش‌های اشوزرتشت به همه دین‌ها و آیین‌ها تا حد زیادی آزادی تبلیغات می‌دادند… بنابراین موبدان بزرگ که خود را پاسدار دین اشوزرتشت می‌دانستند بر آن شدند تا صفت‌های اهورمزدا (هستی بخش بزرگ دانا، با هفت صفت بارز امشاسپندان) را با توجه به باورهای گاتها (گاتها: سرودها و آموزه‌های اشوزرتشت است) به دقت توضیح دهند تا زرتشتیان گمراه نشوند و صفت‌های دروغین و خشن و یا بسیار بچه‌گانه‌ای که آنها برای خدای خود متصور بودند را برای اهورامزدا قایل نشوند و توجه کنند که خدا به قوم بخصوصی تعلق نداشته، همه نیکان جهان را دوست دارد و سراسر نیکی و عدل بوده و قانون اشا را بر جهان حاکم کرده و از روی حکمت عمل می‌نماید و ….

و از این رو حدود 1700 سال پیش موبد بزرگ ساسانیان «مهرآسپند» در موقع تنظیم خرده اوستا، صفت‌های اهورامزدا را به صورت «صدویک نام خدا» به دقت تنظیم کرد، تا زرتشتیان آگاه باشند صفت‌های دیگری را برای اهورامزدا قایل نشوند. دانایی و بزرگی در مزدااهورا با هم و در کنار هم است و همه کارهای او از روی حکمت کامل است و هر صفت دیگری که به خدا می‌دهیم، برداشت انسانی ما از ذات پاک او است و تاریخ نشان می‌دهد که این کار بسیار موثر واقع شد.

بر زرتشتیان توصیه شده است که هر روز نماز صدویک نام خدا را بخوانند و صفت‌هایی را که در این بخش بسیار فلسفی و مهم از اوستا مطرح شده است را به خاطر بسپارند، که بر طبق  گاتها، هات 34 بند 17 برقراری نیکی را تنها از راه راستی و شادی دوست دارد و می‌ستاید. بی‌شک نمازی که از روی پاکی درون خوانده شود، بی‌پاسخ نخواهد ماند.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید