تارنمای خبری امرداد
تمدن ایرانشهری در جای‌جای جهان 1

گنجینه‌ی آمودریا؛ رازی در دل تپه‌ی باستانی قباد

پیداست که گستره‌ی تاریخی و فرهنگی ایران گسترده‌تر از مرزهای سیاسی امروزی است و گاه بخشی از فرهنگ ایران مانند نوروز بخش‌هایی از جهان امروز را دربر گرفته است. این پراکندگی و گستردگی نشان از  نفوذ فرهنگی تمدن ایرانی در دیگر بخش‌های جهان دارد. ایران با تاریخ و فرهنگی درازدامن روزگاری، روزگاری گسترده‌ترین سرزمین جهان بود و از این‌رو یکی از تمدن‌های دیرین و بالنده‌ی جهان شناخته می‌شود . ایران امروز هسته‌ی بنیادین قلمرو کهن فرهنگی و زبانی‌ است که روزگاری حتا با کشورهایی که در این قلمرو جای نمی‌گرفتند در پیوند بود. از این‌رو گاه بخش‌های گوناگونی از آسیا از خاور در سرزمین‌های چین امروزی تا آسیای صغیر و بخش‌هایی از ترکیه و آسیای میانه و قفقاز را بخش‌هایی از ایران در سده‌های گذشته می‌دانند.

آثار و گنجینه‌های بسیاری از این کهن تمدن هم‌اکنون درجای‌جای جهان و در نامور‌ترین موزه‌ها دیده می‌شوند. در این سلسله نوشتارها به معرفی آثار تمدنی، فرهنگی و هنری ایران‌زمین در دیگر کشورها برشمرده و معرفی می‌شود.

گنجینه‌ی آمودریا یا گنجینه‌ی جیحون

گنجینه آمودریا مجموعه‌ای ارزشمند  دربردارنده‌ی ۱۷۰ اثر از طلا و نقره و ۲۰۰ سکه بازمانده از روزگار هخامنشیان است که در دهه‌های پایانی سده‌ی نوزدهم میلادی در جنوب باختری کشور تاجیکستان در نزدیکی مرز افغانستان یافت شده ‌است. این گنجینه هم‌اکنون در موزه‌ی ویکتوریا و آلبرت، موزه بریتانیا وموزه میهو ژاپن نگهداری می‌شود. گمان می‌رود این آثار از سده‌ی پنجم و چهارم پیش از میلاد بازمانده است، زمانی که شهریاری هخامنشی بر سرزمین‌هایی از دره سند تا رود نیل فرمان می‌راند. گنجینه در کناره رودخانه جیحون یا آموی‌دریا (Oxus River) در سرزمین کنونی تاجیکستان و به گمان بسیار از تپه‌ی باستانی تخت کواد (قباد) که گذرگاهی در ساحل شمالی رود است میان سال‌های ۱۸۷۷ و ۱۸۸۰ میلادی در کاوش‌های غیرعلمی به‌دست آمده است. گفته شده که گمان می‌رود شمار بسیاری از آثار پراکنده یا حتا ذوب شده باشند. برپایه‌ی گفته‌های باستان‌شناسان این آثار به نیایشگاهی از دوره‌ی هخامنشی تعلق داشته‌اند و ازسوی مردمان منطقه به‌عنوان پیشکش یا نذر در آن مکان گذاشته شده‌ است. این مجموعه نخستین‌بار در سال ۱۹۰۰ میلادی، در موزه‌ی بریتانیا در سالن زیورهای طلایی به‌نمایش درآمد.

بازوبند طلایی شیردال

بازوبند طلایی شیردال یکی از آثار باستانی دوران هخامنشیان است. این بازوبند به دو جانور اساتیری شیردال آذین‌شده است که که به‌گونه‌ی همسان (:متقارن) رویاروی یکدیگر ایستاده‌اند. بازوبند طلایی شیردال هخامنشی دارای سنگ‌ها و نگین‌های گران‌بها بوده ‌است که از آن کنده شده‌اند. این بازوبند یکی از صدها اثر باستانی بازمانده از گنجینه‌ی آمودریا ‌است.

ارابه طلایی چهار اسب

ارابه طلایی چهار اسب از آثار باستانی دوره‌ی هخامنشیان است که در گنجینه‌ی آمودریا یافت شده‌ است. این ارابه از آنِ ۳۰۰ تا ۵۰۰ سال پیش از میلاد است. این اثر دارای ارابه‌ای چهار اسب است که دو نفر با پوشش هخامنشی‌ بر آن سوار هستند، این اثر هم‌اکنون در موزه‌ی بریتانیا نگهداری می‌شود.

شیردال از انگاره‌های مهم اندیشه و هنر خاور باستان به شمار می‌رود. به گمان می‌رسد آغازین نمونه‌های این انگاره را مصریان ساخته‌اند و پس از آن مردمان میان‌رودان، ایلام و ایران باختری آن را بر دست‌سازهای هنری خویش نقش کرده‌اند. عقاب و شیر هرکدام دارای نیروی سحرآمیز و فرمانروای قلمرو خویش بودند. هنگامی که درهم آمیخته می‌شدند برای نیایشگاه‌ها به نگاهبانی شکست‌ناپذیر بدل می‌شدند که در هرکدام از فرهنگ‌های کهن نام و ویژگی متفاوتی داشت.

پلاک طلایی مرد ماد با خنجر

پلاک طلایی مرد ماد با خنجر یکی از ۱۷۰ اشیای گنجینه آمودریا است. این پلاک برجسته‌کاری شده و دیگر قطعات گنجینه آمودریا که از جنس طلا و نقره هستند در نیایش‌گاهی در منطقه تخته قباد (کواد) تاجیکستان به‌دست آمده‌اند. این مجموعه که با ارزش‌ترین گنج برجای مانده از دودمان هخامنشی است، در موزه‌ی ویکتوریا و آلبرت و موزه‌ی بریتانیا نگهداری می‌شوند. پلاک طلایی مرد ماد با خنجر که یکی از ۵۰ پلاک نازک گنجینه‌ی آمودریا است، همانند دیگر پلاک‌های همانند، مردی را نشان می‌دهد که پوشش او به سبک مردم ماد است. مرد در حالی که به شیوه‌ی کنده‌کاری (:حجاری)‌های تخت‌جمشید، بر پوشش یک آکیناکه (شمشیر کوتاه) آویخته شده‌است، دسته‌ای از برسم را در جلو سینه‌اش گرفته و با دست راست آن را حمل می‌کند. این مرد گمان می‌رود مجری یک سنت مذهبی است زیرا در دست خود دسته‌ای برسم را گرفته ‌است. منظور از ساخت پلاک و هدف وجود آن در نیایش‌گاه روشن نیست، اما گویا این پلاک‌ها به صورت نذر و وقف به این پرستش‌گاه یا زیارت‌گاه پیشکش شده‌ است.

یکی از این اشیا، سردیس طلایی است که چهره  یک جوان را بدون ریش نشان میدهد. گوش های این جوان سوراخی را برای گوشواره دارد. این سردیس زرین ممکن است بخشی از یک مجسمه و در یک کارگاه محلی ساخته شده باشد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید