سالهاست در تقاطع خیابان ولیعصر و انقلاب ساختمان مدوری است، که نماد تئاتر ایران شده است. ساختمانی اگر بگوییم تنها چراغ روشن تئاتر در ایران است، بیراهه نرفتهایم. ساختمانی که در طول بیش از سی سال حیات خود خاطراتی ماندگار را در ذهن نسلهای مختلف از هنرمندان تئاتر و غیرتئاتر گذاشته است. خاطرات اجراهای «باغ آلبالو» آربی آوانسیان در ذهن نسلهای پیشین و خاطره اجرای درخشان «حسن و لوبیای سحرآمیز» در نسل ما زنده مانده است، آنقدر روشن که انگار دیروز در کنار اجرای «شب هزار و یکم» بیضایی و «اسب های رحمانیان» دیده باشیم.
تئاتر شهر جزیی از حافظه جمعی خیلی از ماست. ساختمانی که سنگ بنای آن در سال 1346 در کافه شهرداری گذاشته شد.
پس از سال دهه چهل نبش خیابان پهلوی (ولی عصر) و شاه رضا (انقلاب) کافه ای به نام کافه شهرداری برپا بود که یکی از مراکز تفریحی تهران به شمار می رفت. این کافه به خصوص در عصر پنج شنبهها و جمعهها محل گذر افرادی که برای پرکردن اوقات فراغتشان از خانه بیرون میآمدند بود. گهگاهی گروههای دوره گرد و سیرک بازان در فضای اطراف کافه شهرداری به اجرای برنامه میپرداختند. این کافه در سالهای اواخر دهه سی و اوایل دهه چهل یکی از مراکز گردهمایی هنرمندان و روشنفکران شد. افرادی چون فروغ فرخزاد و جلال آل احمد در آن جمع میشدند. با گسترش تهران و مرکزیت این منطقه ارزش کافه شهرداری بیشتر شد. علاوه بر این که در حدود سال ها 1344 و 46 شهرداری تهران تصمیم به تخریب کافه شهرداری و تغییر کاربری آن را گرفت. در همان زمان چند گروه آمریکایی، فرانسوی و ایتالیایی پیشنهاد ساخت یک هتل لوکس 400 اتاقه را در محل کافه شهرداری دادند. اما از طرفی در آن زمان با به حاشیه رفتن سالنهایی چون تئاتر هنر و تئاتر سعدی و تئاتر تهران و کمبود ظرفیت تالار سنگلج و اختصاص تالار رودکی (وحدت) به اجرای موسیقی نیاز به یک سالن نمایش در تهران به شدت احساس میشد. به همین دلیل وزارت فرهنگ و هنر و اداره هنرهای دراماتیک با توجه به نیاز به یک مجموعه تئاتری در مرکز شهر تهران تصمیم به ساخت چند سالن مخصوص با ظرفیتهای بالا و انواع سنهای اجرایی در محل کافه شهرداری گرفت.
مقدمات ساخت تئاتر شهر در سال 1346 فراهم شد. طراحی نقشه و نظارت بر ساخت آن را مهندس «علی سردار افخمی» از معماران مکتب نوین ایران دهه چهل را بر عهده داشت. سردار افخمی این ساختمان را با بهرهگیری از اشکال مدور و طاق نماهای دستی و سازههای معماری مدرن طراحی شده است.
دور تا دور این ساختمان مدور ستون های قرینه به سبک ستونهای تخت جمشید طراحی شده است که حالتی خیمه گونه را در نگاه بیننده به وجود میآورد. بالای ساختمان نیز گنبدی نیم مدور طراحی شده است که برج طغرل و معماری دوره ایلخانی را به یاد میآورد. داخل ساختمان نیز از قرینه سازی استفاده شده است. ساختمان تئاتر شهر دارای یک ساختمان در بالا و مجموعهای از زیرزمینها به صورت یک دایره در زیر ساختمان اصلی است.
این مجموعه با سه سالن اصلی و چهار سو در هشتم بهمن 1351 افتتاح شد. تالار اصلی که مهم ترین هدف سازندگان تئاتر شهر بود در دو طبقه با ظرفیت حدود 579 نفر طراحی شده است. این تالار از کلیه تجهیزات فنی صحنه گردان الکتریکی به قطر 5/11 متر، آسانسور دکور، سیستم آویزهای بالارونده برای دکور، دهنه متحرک صحنه، پرده و امکانات سینمایی، سیستم کامل نور و صدا دستگاههای کنترل کننده برخوردار است و پرده آن به صورت طولی بسته میشود. عمق صحنه 15 متر؛ ارتفاع پرده صحنه 10 متر؛ پهنای صحنه از جلو 19 متر؛ پهنای صحنه از دهانه 16 متر؛ پهنای صحنه از وسط 26 متر و طول دهانه آن از 12 تا 14 متر تغییرپذیر است. نخستین نمایشی که در این تالار اجرا شد در هفتم بهمن 1351 نمایش «باغ آلبالو» اثر چخوف بود که آربی آوانسیان آن را کارگردانی کرده بود.
همزمان با این سالن دو سالن چهارسو و تالار شماره 2 نیز راهاندازی شدند. تالار چهارسو که در طبقه زیرین پشت ساختمان اصلی قرار دارد.
این تالار خاص نمایشهای ایرانی که احتیاج به سن مدور دارد ساخته شده است.
این سالن از 120 تا0 35 نفر بستگی به نوع نمایش، ظرفیت تماشاگر دارد.
تالار شماره دوم قرار دارد برای نمایشهایی که حدود سه تا شش بازیگر دارد یا نمایش کودکان و نوجوان طراحی شده است و حدود 150 نفر گنجایش دارد.
این مجموعه تا حدود سال 59 از همین سه تالار تشکیل شده علاوه بر این که محوطه جلو و پشت ساختمان نیز دو سن سرباز برای اجرای نمایشنامههای خیابانی طراحی شده است.
در سال 1359 با توجه به نیاز به سالنهای جدید یکی از انبارهای تئاتر شهر تغییر کاربری داده شد و به نام شهید حسن قشقایی به نام سالن قشقایی معروف شد. این سالن پس از مدتی از افتتاح به دلایلی تعطیل شد.
تالار قشقایی در سال 77 با اجرای «بانو آئوی» به کارگردانی بهرام بیضایی بازگشایی شد. اما به دلیل پارهای از تعمیرات با شکل جدید در مهر ماه 78 افتتاح شد. این تالار با شکلی سه گوش، در حدود 250 نفر گنجایش داشت و برای اجراهای نمایش سنتی _ ایرانی مناسب بود. با فعال شدن تالار سنگلج و به دلیل نامناسب بودن عمق صحنه دو نقطه کور برای تماشاگران رفع نمایند. این تالار در سال 1381 با گنجایش 150 نفر و عمق صحنه مناسب مجددا راهاندازی شد.
از حدود سال 77 برای بهره برداری مناسب از فضاهای تئاتر شهر برخی از بخشهای بی استفاده آن تبدیل به سالن های جدید شد. این سالنها عبارتند از تالار سایه، تالار نو، خانه خورشید و نهایتا کافه تریای سالن برای اجرای نمایشنامه خوانی طراحی شد.
تئاتر شهر بضاعت تئاتر کشور ماست. در طول بیش از سه دهه فعالیت و تلاش خود حتی اگر کم سو تواسته است چراغ تئاتر ایران روشن نگه دارد. اتفاقی که برای تالار خانه خورشید و سالن قشقایی ظهر جمعه 8 خورداد ماه افتاد اگر وسیع تر بود می توانست تنها بارقه روشن تئاتر ایران را خاموش کند.
به گفته مسئولان سالن تئاتر شهر و در برابر حوادث غیر مترقبه از جمله آتش سوزی تجهیز شده است اما چرا در حادثه چندان موفق نبود؟ تئاتر شهر بضاعت تئاتر ماست کاش مسئولان بیشتر به فکر حفظ و حراست خاطره مشترک تئاتری همه ما باشند.

یک پاسخ
سلام علاوه براینکه عبارت تئاترشهرکافه نمادنمایش ایران شد.عبارت بسیارزیباوآموزنده ای می باشدکه می بایست برای دانشجویان رشته هنرهای نمایشی (تئاتر)به تفصیل تدریس شود.ساختمان تئاترشهردرایران تک است وتئاترشهرتهران درتاریخ هنرهای نمایشی می درخشد.(محمدرضایونس زاده حقیقی بازیگروکارگردان تئاتر)