تارنمای خبری امرداد
امروز شهریور امشاسپند در گاشمار زرتشتی؛ چهارم فروردین‌ماه

قرارداد انحصار توتون و تنباكو میان ايران و انگليس

امروز شهریور امشاسپند و فروردین‌ماه سال 3758 زرتشتی، دوشنبه چهارم فروردین‌ماه 1399 خورشیدی، 23 مارس 2020 میلادی

ناصرالدین شاه که برای تامین هزینه‌ی سفرهای خود به اروپا با مشکلات مالی مواجه بود، با اعطای امتیاز موافقت کرد و پس از مراجعت به ایران در فروردین ۱۲۶۸ خورشیدی (مارس ۱۸۹۰ میلادی) قراردادی را با تالبوت که با کمک دولت و عده‌ای از سرمایه‌داران انگلیسی، کمپانی رژی را با سرمایه‌ی ۶۵۰ هزار لیره تأسیس کرده بود، امضا کرد.
قرارداد فوق محصول سومین سفر ناصرالدین ‌شاه به فرنگستان بود. ناصرالدین ‌شاه که در آن زمان تحت تأثیر رجال روشنفکر درباری برای سفر به فرنگستان و دیدار از دستاوردهای تمدن غربی ترغیب می‌شد، به تأیید و تشویق محمدحسن‌خان اعتمادالسلطنه و میرزا علی‌خان امین‌الدوله، میرزا ملکم‌خان ناظم‌الدوله و میرزا حسین ‌خان سپهسالار از سرمایه‌گذاری خارجی در ایران استقبال کرد. اما نبود آگاهی او از نحوه‌ی این سرمایه‌گذاری باعث شد که قراردادی چنین وسیع که مورد تعجب جهانیان شد با ماژور تالبوت انگلیسی ببندد و امتیاز استخراج توتون و تنباکو را به مدت پنجاه سال به او واگذار کند.
پس از برگشتن شاه، تالبوت به تاسیس شرکتی با سرمایه 650 هزار لیره دست زد و مخفیانه راهی تهران شد به‌طوری که چند روز اول همگان بجز امین‌السلطان و اعضای سفارت انگلیس از حضور او در تهران بی‌خبر بودند.
این قرارداد در اصل ناقض استقلال کشور بود و سرنوشت تمامی دست اندرکاران توتون و تنباکوی کشور اعم از تاجر و خرده‌فروش و زارع را به دست خارجیان می‌سپرد. و در این زمینه از قراردادهای مشابهی که با کشورهای دیگر به امضاء رسیده بود به مراتب ظالمانه‌تر بود. چرا که سرنوشت هزاران زارع، تاجر و کاسب در گرو آن بود و علاوه بر فروش داخلی یکی از کالاهای بزرگ تجاری ایران به حساب می‌آمد.
مردم ناباورانه می‌دیدند که شاه مقدرات آنها را به دست بیگانه سپرده است. اندک ‌اندک صداهایی شنیده شد و بازتاب‌هایی دربرداشت. این قرارداد بعدها با قیام مردمی و با صدور فتوای مشهور تحریم تنباكو از سوی میرزای شیرازی، لغو و دولت ایران مجبور به پرداخت غرامتِ به شركت تالبوت شد.

خشَترا در اوستا نام سومین فروزه اهورامزدا از گروه امشاسپندان است. خشَتَره وییریه یا شهریور به چم «شهریاری و نیرومندی اهورایی»، نام سومین امشاسپند است. این امشاسپند نشان از پیروزی دارد، زیرا وظیفه‌ی اصلی او پاسداری از فلزات است. در اوستا نماد توانمندی و فر و شکوه پادشاهی اهورامزدا است. نگهبانی توپال‌ها (فلزات) بر روی زمین به او سپرده شده است.

این تنت را ز نیکویی زیور

شهره روزی است روز شهریور

در گاهشمار زرتشتی روز چهارم هر ماه شهریور نامیده می‌شود و برابر آیین، هرگاه نام روز و نام ماه برابر می‌شد آن روز را جشن برپا می‌کردند و به شادمانی و ستایش آفریده های نیک اهورا مزدا می‌پرداختند. برابری روز شهریور با نام شهریورماه در گاهشمار زرتشتی را شهریورگان می‌نامیدند. جشن شهریورگان، شهریور روز از شهریور ماه که روز سی ام امردادماه و به نام امشاسپند توانای “خْـشَـتْـرَه ‌وَئیریَـه” به معنی کشور آسمانی یا شهریاری آرمانی و شایسته است.
به واژه‌ی خشترا در زبان پارسی امروزی شهریور می‌گوییم و در زبان سنسکریت به خشترا کشتراkshatra گفته می‌شود چراکه در کیش هندوایرانی در روزگار باستان پیوند ویژه و پیچیده‌ای وجود داشته است. در آیین هند معنی نیرومندی را می‌دهد اما در آیین و دین ایرانی این مفهوم بسیار گسترده‌تر است. در پرتو کردارنیک و نیروی اهورایی است که شهریاری اهورایی بوجود می‌آید که در آن اشا به پیروزی کامل می‌رسد و انسان‌ها را از بدبختی و فرومایگی رهایی می‌بخشد. آرمان اشوزرتشت بر این است که همه مردم جهان در راه برقراری فرمانروایی راستی و درستی به تلاش و کوشش بپردازند. این تنها با برقراری حکومت راستینی است که انسان توانایی می‌یابد همه‌ی نمادهای تباهی در خود را که از دروغ سرچشمه می‌گیرد از میان بردارد و درستی را به‌جای نادرستی بنشاند.
«خشترا وئیریا» نیروی چیرگی و فرمانروایی بر خود است. «خشترا وئیریا» نیروی فرمانروایی به سهش‌های(:احساسات) ویرانگر در جهان درونی انسان است. این واژه خشترا در گات‌ها ۶۲ بار آمده است.
ابوریحان بیرونی، در آثارالباقیه در باره‌ی این جشن کهنسال ایرانی می‌گوید: “شهریور ماه که روز چهارم آن شهریور روز است و به مناسبت برابری دو نام روز و ماه جشن می‌گیرند، آن جشن را شهریورگان گویند . چم (معنی) شهریور دوستی و آرزوست.
شهریور (امشاسپند)، خَشَتَرَه وَیریَه نام یکی از امشاسپندان زرتشتی است. در اوستا «خشَثرَ وَیریَه» و در پهلوی «شَهرِوَر» و در فارسی «شَهریوَر» یا «شَهریَر» است. بخش نخست این واژه به چم (:معنای) شهریاری و شهر است (مراد از شهر، همانا کشور است، چنان‌که سرزمین ایران را، ایران شهر می‌نامیدند) بخش دوم این واژه، یعنی «ویریه»، فروزه (:صفت) و به چم مورد پسند است. بر این اساس، خشتره‌ویریه، به معنای آرمان‌شهر یا شهریاری آرمانی یا توانایی مینُوی آرمانی است. در اساطیر زرتشتی و ایرانی این امشاسپند نماد شهریاری و فّر و فرمان‌روایی اهورا مزدا و نگاهبان فلزها و پاسدار فَر و پیروزی شهریاران دادگر و یاور بینوایان و دستگیر مستمندان است.
در جهان مادی پاسبان فلزات است. شهریاری اهورایی از قانون اشا ( هنجار هستی ) بر می خیزد و همه جهان را در بر می گیرد. در این روز نیکوست به خواستگاری رفتن و زن خواستن.
در بندهش که از نامه های کهن ایرانی است از دیوی بنام سئورو یاد شده که دیو آشوب و تباهی است و از دشمنان و هماوردان خشَتریور می باشد، از سوی دیگر ایزدانی مانند ایزد خور، ایزد مهر و ایزد آسمان از یاران و همکاران او هستند.

مسعود سعد سلمان می‌سراید:

«ای تنت را ز نیکویی زیور / شهره روزی ست روز شهریور».

چکامه از «مسعود سعد سلمان»

شهریور است و گیتی از عدل شهریار

 شاد است، خیز و مایه شادی به من بیآر

باده شناس، مایه شادی و خرمی

بی باده هیچ جان نشد از مایه شاد خوار

 سروده‌ی مسعود سعد سلمان، بر پایه‌ی کتاب بندهش

این تنت را ز نیکویی زیور

شهره روزی است روز شهریور

تا به اقبال شهریار جهان

بگذرانیم جان به لهو و بطر

 اندرزنامه آذرباد مهراسپندان (موبد موبدان در روزگار شاپور دوم)

خوش باش

اندرزنامه آذرباد مهر اسپندان در سروده‌ی استاد ملک‌الشعرای بهار:

به (شهریور) اندر شوی شادخوار/ کنی در (سپندارمز) کشت و کار

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید