تارنمای خبری امرداد
محمدرضا راشدمحصل:

با نوروز، زنده بودن و پیروزی را بیاموزیم

جشن نوروز ریشه‌هایی بسیار کهن در تاریخ، استوره‌ها و فرهنگ ما دارد. با آنکه این جشن همچنان پایدار مانده است و نمادی استوار برای ایران فرهنگی به شمار می‌رود، اما بسیارانی هستند که پیشینه‌ی جشن نوروز و نمادهایی را که در سفره‌ی هفت سین گذاشته می‌شود، نمی‌دانند. دکتر محمدرضا راشدمحصل، استاد دانشگاه و شاهنامه‌شناس، در گفت‌و‌گویی خواندنی با خبرگزاری ایبنا، به ریشه‌ها و پیدایش آیین‌های نوروزی پرداخته است.

آنچه پس از این آمده، گفت‌وگوی این استاد دانشگاه  با ایبنا است.

جشن‌ها، زمان‌های سپندینه‌ای برای نیایش بوده است
راشدمحصل در آغاز سخنانش درباره‌ی ریشه‌ی واژه‌ی «جشن» گفت: «جشن از ریشه یسن به معنای نیایش است؛ از این جهت، همه‌ی جشن‌ها جزو زمان‌های مقدس است. زمان‌های مقدس، زمان‌هایی است که به نیایش بگذرد و زمان‌های معمولی زمان‌هایی است که برای تلاش معاش به کار می‌رود. بنابراین جشن‌ها در شمار جلوه‌های نیایشی است. مثلا فروردین، یا صورت قدیمی‌تر فَرَوَردَین، معانی متفاوت دارد. اما یک معنی همان است که به نیایش بازمی‌گردد و جلوه‌های نوروزی را نشان می‌دهد».
وی سپس به جشن آغاز سال در ایرانِ روزگار هخامنشیان پرداخت و افزود: «باید بگویم که ایرانیان غربی، اول تابستان را، اول سال و ایرانیان شمالی اول فروردین را اول سال می‌دانستند. ظاهرا در دوره‌ی اردشیر هخامنشی این دو گروه با هم نوروز را به‌عنوان اول سال پذیرفتند و مهرگان را به عنوان یکی از اعیاد بزرگ قبول کردند. بنابراین ما با دو عید بزرگ علاوه بر عیدها یا جشن‌های دیگری که داشتیم، روبرو شدیم؛ یکی عید نوروز به‌عنوان اول سال و تحویل سال و دیگری مهرگان به‌عنوان عیدی که در حقیقت کمتر از عید نوروز نبود و همان‌طور که عید نوروز 5 روز بود و در روز ششم، نوروز بزرگ بود، مهرگان نیز از 16 مهر شروع می‌شد و در بیست و دوم مهر، نوروز بزرگ شروع می‌شد. چنان‌که گفتم این دو گروه در دوره اول اردشیر هخامنشی ظاهرا اول سال را نوروز گرفتند و به اول فروردین یا ششم فروردین انتقال پیدا کرد. اما مهرگان هم جزو اعیاد بزرگ قوم ایرانی به یادگار مانده است و هنوز هم در بسیاری از جاها برگزار می‌شود».

در آغاز، «هفت شین» بوده است
به سخن راشدمحصل، در نوروز خسروانی، آیینی بوده است که در نوروز پاس داشته می‌شد و آن هم آیین دید و بازدید 5 روز اول سال است. روز نخست دهبانان یعنی مرزبان که در شمار بزرگان بودند به دیدار پادشاه می‌رفتند؛ روز دوم اشراف و بزرگان؛ روز سوم سپاهیان؛ روز چهارم موبدان یا روحانیان و روز پنجم ویژه شاهزادگان و برگزیدگان دربار بوده است که به دیدار پادشاه می‌رفتند.
این استاد دانشگاه درباره‌ی «هفت سین» و چگونگی پیدایش آن گفت:«باید اشاره کنم که اهمیت عدد “هفت” بسیار زیاد بوده است و از زمان‌های قدیم جزو اعداد مقدس و نیز در شمار اعداد کثرت نیز بوده است و به همین علت مقدس و پاک شمرده می‌شد. ظاهرا در ابتدا “هفت شین” رایج بوده است. شادروان دکتر صادق کیا در یکی از نسخ خطی کتاب‌خانه خودشان، این دو بیت را پیدا کرده است:
عید نوروز مردم ایران / می‌نهادند از زمان کیان
شهد و شیر و شراب و شکر ناب / شمع و شمشاد و شایه اندر خوان
که در حقیقت عسل، شیر، شراب، شکر، شمع، شمشاد و میوه بر سفره گذاشته می‌شد. در روزگار دیگری، “هفت میم” رایج شده است. اما امروز “هفت سین” به صورت یک سنت پایدار در آمده است».

نمادهای سفره‌ی هفت سین
او در ادامه افزود: «اولین چیزی که سر سفره گذاشته می‌شود، کتاب مقدس است، که به نشانه سپنت مینو گذاشته می‌شود که جزو مینوهای مقدس است. سیر و تخم مرغ به نشان امشاسپند بهمن یعنی اندیشه نیک که در جهان زمینی نگهبان و پشتیبان جانوان است؛ شمع و چراغ به نشان امشاسپند اردیبهشت در معنی بهترین راستی و پاکی، نماد امشاسپند اردیبهشت در جهان مادی آتش است و در دل انسانی، نفس اسپهبدی است؛ سکه به نشان امشاسپند شهریور، در معنی پیروزی، شهریاری و فرمان‌روایی بر خویش، که نگهبان فلزات است؛ سبزه به نشان امشاسپند سپهدارمز، در معنی کامل‌اندیشی، فروتنی، مهربانی، آب به نشان امشاسپند خرداد، در معنی کمال و رسایی، علاوه بر آب، گذاشتن آویشن سر سفره نمودار همین امشاسپند خرداد است؛ گل و گیاه و سبزه، به نشان امشاسپند امرداد در معنی بی‌مرگی و جاودانگی است، در حقیقت امرداد نیز معنی کمال می‌دهد. آبی که بر سفره گذاشته می‌شود باید توسط دختران نابالغ از چشمه برداشته می‌شد. تخم مرغ به صورت رنگ کرده نماد نطفه و نژاد است؛ آیینه نماد تحویل سال و نماد نور و روشنی است؛ سنجد محرک عشق و دوستی، سیب نماد زایش و نشان برکت؛ سیر نشان سلامت و بهداشت, سرکه نمایش‌گر پاکی و باطل کردن سحر و جادو؛ سپند نشان دفع چشم زخم؛ ماهی نماد ماه اسفند یا برج هوت است که به نشان ایزد بانوی آناهیتا گذاشته می‌شود».
راشدمحصل درباره‌ی سیزدهم فروردین و روز ششم فروردین گفت: «این دو روز، روز نوروز بزرگ است که در تاریخ‌ها و در متون بسیار در مورد آن بحث شده است. سیزده فروردین در نزد نیاکان نشان روز آشوب ازلی بوده است که مردم بیرون می‌رفتند که از این آشوب در امان بمانند و این آشوب دامن‌گیر آنان نشود. این‌که نحوست سیزده آن‌ها را دربر نگیرد. در مورد این روزها سفرنامه‌نویسان بسیار سخن گفته و بحث کرده‌اند. این را هم بگویم که آیین‌های مربوط به سیاوش از جهاتی با آیین‌های نوروزی و مراسم تموز که در ادبیات بین‌النهرین آغاز و بعد به مصر و به ایران به فینیقیه و سایر جاها رفته است، همانندی دارد و به همین دلیل نیز آیین‌های مربوط به سیاوش بیشتر به نوروز بزرگ ایرانیان مربوط شده است، یعنی ششم نوروز مصادف با مرگ سیاوش است».
به سخن راشدمحصل، آیین‌های نوروزی در گذشته از 26 اسفند آغاز می‌شد، یعنی جشن پایان سال و جشن نوروز به همدیگر پیوند داشته است، تا روز ششم فروردین ادامه پیدا می‌کرد و روز ششم فروردین یعنی روز خرداد از ماه فروردین این جشن‌ها به پایان می‌رسید.

زنده بودن را با نوروز بیاموزیم
محمدرضا راشدمحصل در پایان سخنانش درباره‌ی برپایی جشن نوروز در این سالیان با دریغ بسیار گفت: «امروزه نه اندیشه لباس و کفش نو است و نه خیال راحتی است که یادآور گذشته‌ها باشد و نه دل و دماغی که گشت و گذار باغ و بیابان و کوهسار را بطلبد! این حصارهای بتونی چنان ما را تنگ فرو گرفته است که یاد صحرا در خاطر نمی‌آید! گیاهان بهاری هنوز سر از خاک برنیاورده، چنان آلوده‌اند که با آب هفت دریا هم پاک نمی‌شوند! و درون‌ها چنان به خویش گرفتار است که یادش از سبزه زار نمی‌آید! و این است خاطره‌های امروزی! اما با همه این‌ها نوروز باستانی را پاس می‌داریم و از خود می‌پرسیم، چه‌گونه آغازین روزهای زندگی بشر و آیین‌های جوان‌مردی خوار‌مایه گشته و به ما رسید! به قول فردوسی: که گیتی به آغاز چون داشتند / که ایدون به ما خوار بگذاشتند. پس با زنده کردن نوروز، زنده بودن و پیروزی را بیاموزیم!»

2 نظرات
  1. یک جوان از نسل سوخته می گوید

    اقای استاد دانشگاه !!!
    گفته شما در باره “هفت شین” درست نیست.
    چگونه واژه های تازی مانند واژه “شراب” در ایران باستان، و آن هم در یکی از آیین های بنیادین ایران مانند نوروز و “هفت سین”، به کار می رفته است؟
    این واژه از چه زمانی وارد زبان پارسی شده است؟

  2. سیاوش آریا می گوید

    درود و سپاس
    بله، هفت شینی وجود نداشته است در دوره باستان، شمع و شراب واژگان تازی است و در سروده رودکی تنها آمده است و بی گمان در دوره اسلامی و در بخشی از ایران روایی داشته است. خود سین هم منظور هفت امشاسپندان بوده است و خوراکی در دوره باستان نبوده است. از آغاز دوره اسلامی است که خوراک ها جایگزین می شوند و انگیزه بهره از سین هم نماد آن امشاسپندان که خوراکی بوده است، استفاده می شود
    اینکه امروزه برخی هفت شین استفاده می کنند و یا باور دارند هفت شین در دوره باستان وجود داشته است، سراسر نادرست و پندارینه است.
    نوروز یک فرهنگ است و دارای فلسفه ای بسیار بسیار ژرف است که باید شناخت آنرا

    پاینده و جاوید باد ایران

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید