امرداد: پس از آغاز به کار گردش ۴۰ انجمن زرتشتیان تهران، در شماره ۱۰۶ هفتهنامه امرداد به تاریخ ۷ بهمن ۱۳۸۳ دیدگاهی با عنوان «انجمن چهلم و نگاه به صفبندیها» نوشته خسرو بهدین به چاپ رسید. یکی از نقدهایی که به این نوشته شد نیز در شماره بعدی به قلم فرشید عزتی انتشار یافت. پس از گذشت ۲۱ سال و با آغاز به کار گردش ۴۶ انجمن زرتشتیان تهران، بازخوانی این دو دیدگاه متفاوت خالی از لطف نیست.
خسرو بهدین: کاروان تازهبهقدرترسیدگان به هر تقدیر بود به مقصد رسید و چهلمین گردش انجمن زرتشتیان تهران آغاز به کار نمود؛ انجمنی که بسیاری از صاحبنظران به این باورند که دقیقا همراه و همسوی نماینده زرتشتیان در مجلس هفتم عمل خواهد نمود.
اما نخستین موضوعی که فرا راه هموندان انجمن چهلم قرار دارد، نگاه آنها به صفبندی نیروهای اجتماعی ـ سیاسی است. واقعیت این است که صفبندی نیروها در جامعه زرتشتی میراثی است که از اواخر دهه شصت به ما رسیده است؛ حوادثی که در آن سالها آبستن این امر شد، اختلافات اساسی میان نماینده وقت زرتشتیان در مجلس و هیاترییسه آن زمان انجمن زرتشتیان تهران بود.
اما موضوعی که امروز درک عمیق آن از سوی نهادهای تصمیمگیر جامعه زرتشتی، بهویژه انجمن زرتشتیان تهران، ضروری است این است که تقسیمبندی سنتی آن روز پاسخگوی صفبندی واقعی که امروز در بطن جامعه زرتشتی وجود دارد نیست. به این دلیل که اکنون، پس از گذشت نزدیک به یکونیم دهه، بحثها و مناقشههای سیاسی جامعه زرتشتی تا حدودی دگرگون شده است و با وارد شدن جریانهای تازهای که رد پای آنان را میتوان در بیشتر اتفاقات ریز و درشت دستکم چهار سال اخیر دید، جامعه زرتشتی روزبهروز به سوی تکقطبی شدن پیش میرود.
در واقع، به دلیل مهیا نبودن سازوکارهای کامل جامعه مدنی از قبیل احزاب و مطبوعات و همچنین حمایت کشتیبانان کهنهکار و سرمایهدار از جریانهای تکقطبی شدن، صفبندی کنونی جامعه زرتشتی بهناچار در همان قالب سنتی به اشتباه رخنما شده است.
علت مهیا نبودن این سازوکار نیز کاملا روشن است و آن اینکه جامعه زرتشتی نباید بداند؛ اگر دانست نباید بر طبق دانستههایش بگوید و عمل کند؛ و اگر عمل کرد باید از گود خارج شود. و این یعنی همان حرکت تدریجی و بیسروصدا به سوی تکقطبی شدن، بدون آنکه عامه جامعه زرتشتی از آن خبردار شود.
بیستویک هموند انجمن زرتشتیان تهران در ماه آینده چالش سختی را در زمینه سبک و سنگین کردن جریانهای تکقطبی شدن پیش رو دارند. اما آنچه اساسی است، تحقق خواستههای جامعه زرتشتی در زمینههای اجتماعی و حرکت به سوی زنده نگهداشتن آداب و رسوم دین کهن زرتشتی از یک سو و مردمسالاری و آزادی فکری از سوی دیگر است. عملکرد و تصمیمهای آینده گردش چهلم انجمن زرتشتیان تهران نگاه آنان به صفبندی اجتماعی و سیاسی جامعه زرتشتی را آشکار خواهد نمود.
فرشید عزتی: در شماره ۱۰۶ امرداد با عنوان «انجمن چهلم و صفبندی»، هموند عزیزی که بسیار هم خوب مینویسد نوشتاری داشت که قبلاً هم ایرادی به انجمن چهل داشت و دریغم آمد انتقادی دوستانه نداشته باشم.
اما نمیدانم چه اصراری داریم هر از گاهی انجمن چهلم را که هنوز رسمیت کامل نیافته، به این گروه و آن گروه از عزیزان زرتشتی تقسیم کنیم و یا وابسته به نماینده زرتشتیان دوره هفتم نسبت دهیم و یا تکقطبی بنامیم و یا باور داشته باشیم که این اندیشه تکقطبی از همان دوره شصت به ارث رسیده و شاید لاعلاج میرود تا در جامعه مسری هم شود؟ و آب به آسیاب کسانی بریزیم که خواسته یا ناخواسته بشود آنچه نباید بشود؛ یعنی آنکه اگر کسی یا کسانی هم حتی آمدهاند در انجمن مستقل کار کنند، با دست خودمان حولشان بدهیم به دامن یکپارچه شدن و به باوری ناخواسته که «تو همانی که من میگویم و بس» و غیر از این نیست و تکقطبی و ارثی شده است و دیگر امیدی نیست. آیا عواقب این پیشداوریها چیست؟
به باور من، ما با قضاوتی عجولانه اگر میشد که انجمن یکپارچه هم نشود، به آن دامن میزنیم و اصرار داریم که ثابت کنیم که اینطور بشود. اما عزیز برادر، بگذار منعقد بشود، بگذار اتخاذ تصمیم بکنند، بگذار گفتار و کردار و اندیشه این ۲۱ هموند عزیز به مرحله اقدام برسد؛ آنوقت نسبت به تکتک عملکردشان اگر برخلاف منافع جامعه شد داد برآریم که اینجا لنگ میزند، آنجا تکقطبی شده و بر اساس منافع فردی تصمیم گرفته شده؛ و آنوقت من هم با شما همعقیده میشوم و تکتک عملکرد این عزیزان را زیر ذرهبین خواهیم برد و همدل و همپیمان خواهیم شد که باید با حسن نیت از منافع جامعه دفاع کرد.
به عبارتی، هیچ سازمانی یا نهادی قبل از آنکه هنوز قدمی یا قلمی برنداشته و کاری انجام نداده، سزاوار داوری نیست. سزاوار این است چیزی بنویسیم که توجه انجمن را به اساسنامه و کمیسیونهای انجمن، بهمنظور دخالت بیشتر مردم در سرنوشت خودشان، جلب نماییم و از تصمیمگیری در پشت درهای بسته برحذر کنیم و از مردم بخواهیم در آینده همیشه و همهجا ناظر باشند. دوشنبهها بعدازظهر درِ هیأتمدیره انجمن ۴۰ به روی همه باز است؛ صادقانه با هر ایراد یا مشکلی که در کار میبینیم حضور یابیم تا خداینکرده قصوری پیش نیاید. پس حضور خود را نهتنها در انجمن بلکه در همهجای ایران عزیز جدی بگیریم تا نشان دهیم ما زندهایم و ایمان داریم به راستی و اَشا. ایدون باد.

خسروجان درود. من یکی از منتخبان علی البدل گردش ۴۰ انجمن بودم که با چند ماه تاخیر وارد هیات مدیره شدم. از ابتدا متوجه شدم که صف بندی فامیلی و قبیله ای است. نماینده دوستان و اقوام خود را در اکثریت گذاشته و نظرات خود را دیکته میکند. با اعتراض من، منتخب خزانه داری به دلیل چهارمین بار متوالی حذف شد و پسرخاله نماینده محترم جایگزین شد. با این وجود توانستیم اقدامات و فعالیتهای مهمی را پیش ببریم و نتایج خوبی را برای جامعه بگیریم. ریاست گردش آقای دانشمند مدیر خوبی بود و به نظرات دیگران اهمیت میداد. متاسفانه در دوران فترت انجمن چک سپاه برای پذیره قصر فیروزه توسط هیات رییسه صف بندی شده نقد شد که با امروز گرفتار تبعات آن هستیم.