هشتاد روز دور از دنیا!

داریوش مهرشاهی1

هشتاد روز گسستگی پیوند دیجیتال بیشینه‌ی مردم ایران با بقیه‌ی جهان گذشت! کتاب مشهوری از ژول ورن، نویسنده‌ی فرانسوی، می‌خواندیم به نام «دور دنیا در هشتاد روز» و حالا ما ایرانی‌ها حکایتی داریم به نام: «دور از دنیا در هشتاد روز». نتایج بسیار منفی و مخرب این دوری و جدایی از بقیه‌ی دنیا برای اکثریت مردم و برای اقتصاد کشور چه بود؟ آیا همه‌اش نتایج منفی و زیان‌بار بوده است؟ ای کاش برخی از جوانان و میان‌سالان ما درباره‌ی کنش‌ها و تلاش‌های خود در این هشتاد روز برای پایدار ماندن از نظر توان جسمی، روحی، عاطفی و شور و شوق زندگی می‌نوشتند؛ این که چگونه در این قطع ارتباط با جهان خارج و گرانی‌های وحشتناک روزافزون، زندگی را سرپا نگه می‌داشتند. «دور از دنیا در هشتاد روز»؛ آرزو دارم آخرین دوری ما از همدیگر باشد.

گسسته شدن هشتاد روزه‌ی اینترنت در ایران، بنا بر گزارش‌های موجود، یکی از دیرپاترین خاموشی‌های دیجیتال در بین کشورهای جهان بوده و پیامدهای آن برای مردم ما بسیار گسترده، ژرف و با نتایجی چندگانه بوده است.

پیامدها و آسیب‌های آن به قشرهای مختلف اجتماعی، شامل جنبه‌ی اقتصادی و گذران زندگی (معیشتی) مردم، گسستگی پیوندهای علمی-فرهنگی و آگاهی‌رسانی بین جامعه‌ی ما و جامعه‌های خارج، آسیب‌های ناگوار به آموزش و پرورش، و نیز آسیب‌های روانی و فکری و فرسودگی ذهنی می‌شده است.

در سی سال اخیر یکی از جنبه‌های مثبت پیشرفت کسب‌وکارها با وجود مشکلات اقتصادی روزافزون از نظر کاهش ارزش پول ایران، استفاده از اینترنت بوده است. هر بار که سوار یک تاکسی تلفنی می‌شدم و به‌ویژه هر بار که با تاکسی اسنپ رفت‌وآمد می‌کردم، تمام مسیریابی و حتی پرداخت کرایه با کمک اینترنت انجام می‌شد. کسب‌وکارهای آنلاین (اینترنتی) در سال‌های اخیر به‌گونه‌ی چشمگیری پیشرفت کرده بود و حالا با این گسست اینترنتی، همه‌ی این کسب‌وکارها تا حد زیادی فلج شده بودند. فروشگاه‌های بسیار، خدمات آموزشی، گردشگری و حمل‌ونقل، همه دچار سردرگمی و گسستگی زیاد شده بودند.

به همین دلیل میلیون‌ها نفر، دست‌کم، از فروشندگان و ارائه‌دهندگان خدمات، درآمدهای خود را به مقدار بسیار زیادی از دست دادند و از زندگی افتادند. این مساله از یک سو به مشکل گرانی‌ها و بیکاری روزافزون بیشتر دامن زد و از سوی دیگر، گروهی از مردم را وادار ساخت برای دسترسی به اینترنت، سیستم‌های فیلترشکن را به بهای بسیار گران خریداری کنند؛ آن هم برای مدت محدود. البته مسائل اقتصادی و مالی این قضیه به این‌ها تمام نمی‌شود.

طبق برخی از گزارش‌ها، جدایی دیجیتالی مردم ایران از دنیا به بیش از ۲۰۰۰ ساعت رسید و در این مدت بیشتر مردم امکان هیچ پیوند گفتاری یا چهره‌به‌چهره با بستگان خارج کشور نداشتند. شاید این موضوع برای تعدادی از مردم درون کشور ساده و حتی بی‌ارزش انگاشته گردد، ولی برای میلیون‌ها تن که فرزندی یا مادر و پدر یا بستگانی نزدیک و نیازمند به گفت‌وگو و آگاهی‌رسانی در شرایط سخت در داخل یا خارج دارند، بسته شدن راه ارتباطی دست‌کمی از یک رویداد بسیار دردناک ندارد. از آنجا که این رویداد دردناک فقط با شروع جنگ شروع نشده بود و به مسائل دیگری هم پیوند می‌خورد، مردم در برابر این گونه کنشی، بسیار خود را آسیب‌پذیر حس می‌کنند و راه چاره‌ای هم نمی‌بینند مگر با صرف هزینه‌های هنگفت و خارج از توان برای دستیابی به یک حق ساده. به این ترتیب چه‌بسا این گسست یا کاهش شدید ارتباط خانوادگی باعث ایجاد ناراحتی‌های روحی و عاطفی شده باشد که اندازه‌گیری آن ممکن نیست و البته احتمالاً اهمیتی هم برای دست‌اندرکاران قطع ارتباط اینترنتی ندارد.

در کنار این مسائل، چه بسیار فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی که به‌شوندِ میسر نبودن دسترسی به منابع و سرچشمه‌های مورد نیاز، ناتمام ماند یا به‌کلی از ادامه بازماندند. همچنین کلاس‌های آنلاین و پروژه‌های دانشگاهی جهت تماس با معلمین یا اساتید راهنما که نیمه‌کاره رها شد.

به گزارش تارنمای برخی از روزنامه‌های داخلی که بعد از بازگشت اینترنت قابل‌دسترسی هستند، قطع اینترنت در کنار مسایل جنگ و موشک‌باران و حمله‌ی خارجی، اضطراب و فشار روانی بر مردم را چندین برابر افزایش داده است و باعث شده تا مردم احساس بی‌قدرتی، بی‌خبری و بی‌اعتمادی پیدا نمایند. شوربختانه در چنین شرایط ناراحت‌کننده و تکان‌دهنده‌ی جنگی، مردم از دسترسی به امکانات اساسی و مهم مانند بانکداری آنلاین، استفاده از کارت‌خوان‌ها، خدمات درمانی و نسخه‌های الکترونیک، تاکسی‌های اینترنتی و خدمات شهری مختلف دیگر و … محروم شده بودند.

در درازای گسستگی پیوند اینترنت، برخی پیامک‌های تبلیغاتی برای فروش «اینترنت ویژه یا پرو» منتشر می‌شد! این عمل احساس تبعیض و شکل‌گیری «اینترنت طبقاتی» را نیرو می‌بخشید و برعکس، به فرسایش دیدگاه‌های مثبت اجتماعی انجامید. نابرابری دیجیتال در چنین شرایطی نه‌تنها شکاف اقتصادی، بلکه شکاف فرهنگی و کاهش شدید اعتماد متقابل را نیز شدت بخشید که بسیار جای افسوس و بازاندیشیدن دارد.

در پایان این نوشتار، باز هم آرزو دارم که «دور از دنیا در هشتاد روز» آخرین دوری ما از همدیگر باشد و با امید به بهنجار شدن روزگار. ایدون باد.

به اشتراک گذاری
Telegram
WhatsApp
Facebook
X
LinkedIn
Email

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *