بانو پروین کینژاد سلسله نوشتارهایی را با عنوان «جلسهی بانوان زرتشتی یزد در چهل سال پیش» در مجلهی «هوخت» منتشر کرد. آن جستار در شمارههای 6 تا 10- شهریور تا دیماه سال 1342 خورشیدی (سال چهاردهم هوخت) چاپ شده است. آنچه در اینجا آمده، بازنویسی همان نوشته با افزودههایی تازهیاب است.

در پسین روز آدینهای در دیماه سال 1300 خورشیدی، در شهر یزد نشستی از سوی منوچهرجی کنتراکتور در باغ ارباب دینیار شهریار برگزار شد. کنتراکتور از بمبئی راهی ایران شده بود تا زرتشتیان را به درپیش گرفتن کارهای صنعتی برانگیزد. بیشتر باشندگان نشست، بانوان زرتشتی بودند. منوچهر کنتراکتور یادآور شد که زمان آن فرارسیده است که بانوان زرتشتی انجمنی را بنیان گذارند و به کارها و مسایل خود به شیوهای درست و سنجیده رسیدگی کنند. بانوان گردآمده در نشست همگی این پیشنهاد را پذیرفتند. آنها در آغاز عنوان «انجمن ترقی نسوان» را برای جمع خود برگزیدند.
نام بانوانی که نشست یادشده بودهاند، در اسناد ثبت شده است. برخی از شناختهشدگان آن جمع چنین نام داشتند: خورشیدبانو همسر پرویز شاهجهان، بانو همسر ارباب رستم شاهجهان، لعل همسر ارباب گودرز شاهجهان، فرنگیس همسر ارباب بهرام شاهجهان، مروارید همسر ارباب دینیار شهریار، خرمن همسر دستور نامدار، مهربانو همسر ارباب رستم خدابخش و همایون همسر بهمن جمشید.
در همان روز قرار بر این گذاشته شد که نخستین نشست انجمن ترقی نسوان را در روز آبان (هشتم ماه) دیماه در خانهی ارباب بهمن جمشید برگزار کنند.
بانوان انجمن در پسین هشتم دیماه در خانهی ارباب بهمن جمشید گِرد آمدند و هموندی خود را در انجمن رسمیت بخشیدند. سپس بانو آزرمیدخت بیانیهای را به مناسبت برپایی این نشست خواند و در دفتر انجمن ثبت کرد. آنها بهزودی توانستند گامهای بزرگی را برای سامان دادن به زندگی و کار بانوان زرتشتی بردارند و کارهای بزرگ و مؤثری را به انجام برسانند. در هر نشست نیز جستاری فرهنگی یا اجتماعی خوانده میشد یا گفتاری دینی بر زبان میآمد. برای نمونه، در نشست چهارم انجمن، بانویی به نام شیرین جستاری دربارهی سدرهپوشی و بستن کشتی خواند و در پیرامون آن گفتوگوهایی انجام گرفت.
کمک به بینوایان هازمان، فراهم کردن زمینهی زناشویی جوانان و دوشیزگان تنگدست، بایستگی سدرهپوشی و دهش و پاسخگویی به نامههای رسیده به انجمن، از شمار کارهایی بود که هموندان انجمن دربارهی آن گفتوگو کردند و به سرانجام رساندند.
گامهایی که انجمن بانوان زرتشتی برداشت
از نکتههای درخور نگرش نشستهای انجمن این بود که در یکی از گردهماییها بانو همایون همسر ارباب بهمن جمشید پذیرفت که پنج تَن از دختران زرتشتی را سدرهپوش کند. او روز سفندارمز را برای انجام این آیین برگزید و هموندان انجمن را برای آن روز دعوت کرد. در نشستی دیگر پاسخگویی به نوشتهی غرضآلود روزنامهای گجراتی که در هند چاپ میشد در دستور کار قرار گرفت. در نشستی سپستر هموندی پنج تَن دیگر از بانوان زرتشتی پذیرفته شد. در یکی دیگر از گردهماییهای بانوان انجمن ترقی نسوان، پیشنهاد و پذیرفته شد که نامهای از سوی انجمن به انجمن ناصری یزد نوشته شود و تایید صلاحیت انجمن ترقی نسوان را از آنها بخواهند. باز در نشستی دیگر تصمیم گرفته شد که منوچهرجی کنتراکتور به انجمن ناصری یزد برود و با برشمردن خواست (:منظور) بانوان زرتشتی از بنیانگذاری انجمن ترقی نسوان، یک تَن از هموندان کنکاش موبدان را با خود به نشست همگانی بانوان بیاورد. در گفتوگویی دیگر دربارهی گرمابهی خراب زرتشتیان و نامرتب بودن آن سخن گفته شد و بنا بر این گذاشتند که چارهای برای آن بیندیشند. گفتوگو دربارهی گهنبار و چگونگی برگزاری درست آن، موضوع دیگر نشست بود. در ادامه از بانوان خواسته شد که در روز اردیبهشت در گهنبارخانه باشنده باشند.
آغاز به کار مدرسهی اوستا
در یکی از نسشتهای انجمن ترقی نسوان این بحث به میان آمد که برخی از دوشیزگان زرتشتی برای تحصیل به آموزشگاههای مسیحی میروند و از اینرو آگاهی آنها دربارهی اوستا و دین زرتشتی و آموزشهای مزدیسنایی، اندک است. بدین سبب باید کاری کرد که دوشیزگان در کلاسهای اوستا و آموزشهای دینی بنشینند و پس از فراگیری، از آنها امتحان گرفته شود. آنهایی هم که در آزمون سربلند بیرون میآیند، پیشکشهایی درخور دریافت کنند.
انجمن ترقی نسوان با انجمن ناصری یزد در این باره گفتوگو کرد و انجمن ناصری هم نمایندگانی را به نشست بانوان فرستاد. آن نمایندگان موبد مهربان، موبد تیرانداز، موبد خدابخش کیخسرو، ارباب خدارحم هرمزدیار و شاپور گشتاسب نام داشتند. این گفتوگو به تشکیل مدرسهای به نام اوستا انجامید. از مادران دوشیزگان دعوت شد و از آنها خواستند که دختران خود را به مدرسه اوستا بیاورند. همسر اسفندیار اردشیر نیز پذیرفت که خانهی خود را برای ششماه به رایگان در اختیار مدرسه بگذارد و برخی نیز آموزگاری رایگان در مدرسه را پیشنهاد دادند.
بدینگونه مدرسهی اوستا با جَشَنخوانی موبدان آغاز به کار کرد و با برنامهای منظم آرمان نیک خود را پیش بُرد. این را هم تصویب کردند که به کسانی که بهگونهی مرتب در کلاسها باشند سکهی طلا داده شود و پیشکشهایی نیز به کسانی داده شود که اوستای خورشیدنیاش، ماهنیایش و پنجگاه را بیغلط از بَر بخوانند و اخلاق و رفتار نیکی داشته باشند. امتحانات را هم دستور خدابخش و دستور فیروز انجام دادند. در پایان کلاسها نیز ارباب خدارحم هرمزان پیشکشها را به دانشآموزان برتر سپرد.
در همان نشست دو تَن از بانوان پاکتهای سربستهای را در سینی گذاشتند و به دعوت شدگان پیشکش کردند. در آن پاکتها خواسته شده بود که مبلغی را برای کمک به بودجهی مدرسهی اوستا پیشکش کنند. برپایی مدرسهی اوستا گامی بلند بود که بانوان زرتشتی در آن سالها برداشتند. این مدرسه در سال 1305 خورشیدی به کارهای اشاره شده پرداخت. در ادامه نیز کلاس هنرهای دستی مانند گلدوزی، توربافی، رفوگری و نقاشی برپا شد. آموزگار درس هنرهای دستی، فیروزهخانم همسر دکتر جمشید پتل بود. جمشید پتل پزشکی بود که پارسیان هند از بمبئی به یزد فرستاده بودند تا برای زرتشتیان مرکزی پزشکی تاسیس کند.
نشستهای سخنرانی در انجمن
از مهرماه 1305 تا اسفند 1307 خورشیدی بانوان زرتشتی در انجمن خود، چه در یزد و چه در روستاهای زرتشتینشینی مانند رحمتآباد، نرسیآباد و اهرستان، نشستهای سخنرانی فراوانی را برگزار کردند. شادروانان آذرمیدخت کینژاد، خدارحم هرمزدیار، میرزا سروش لهراسب، ارباب فریدون کیامنش، شاهبهرام ارباب کیخسرو شاهرخ، بانو شیرین جمشید، دکتر جمشید پتل، بانو مروارید کیامنش، بانو فیروزهخانم همسر دکتر جمشید پتل و خداداد استاد کیومرث از سخنرانان انجمن بودند و دربارهی مسایل دینی، فرهنگی و اجتماعی سخن گفتند.
پایان انجمن بانوان زرتشتی
از هموندان تاثیرگذار انجمن بانوان زرتشتی (انجمن ترقی نسوان) شادروان آذرمیدخت کینژاد بود. او که نقشی بسیار ارزنده در برپایی نشستهای انجمن و پیشبرد کارها داشت و خدمات فرهنگی بسیاری انجام داده بود، سرانجام در 8 آذرماه 1336 خورشیدی بر اثر جراحی مغز درگذشت. با مرگ دردناک او، انجمن بانوان زرتشتی نیز به تعطیلی کشیده شد و ادامهی کارها پی گرفته نشد.
