به یاد زمین‌لرزه‌ی رودبار و منجیل

36 سال پس از آن بامداد؛ رودبار هنوز در حافظه‌ی ایران می‌لرزد

امرداد: برخی شب‌ها هرگز به پایان نمی‌رسند؛ حتی اگر دهه‌ها از آن‌ها گذشته باشد. 30 دقیقه بامداد ۳۱ خرداد ۱۳۶۹، از همان شب‌هاست؛ شبی که زمین در شمال ایران لرزید و هزاران رویا، خنده، خانه و خاطره را در چند ثانیه زیر آوار برد. هنوز هم با گذشت سال‌ها، نام رودبار و منجیل نه تنها  یادآور یک زمین‌لرزه، که یادآور اندوهی مشترک و سوگی ملی است؛ زخمی که زمان، تنها غباری بر آن نشانده است.

 


زلزله رودبار–منجیل (۲۱ ژوئن ۱۹۹۰ / ۳۱ خرداد ۱۳۶۹) یکی از تلخ‌ترین و ویرانگرترین رخدادهای لرزه‌ای تاریخ معاصر ایران است؛ رخدادی که هنوز هم در حافظه جمعی مردم، مثل زخمی باز، تازه مانده است.

در نیمه‌شبی آرام، زمینِ گیلان و زنجان با بزرگی حدود ۷.۳ تا ۷.۴ ریشتر در هم شکست. گسل فعال منطقه، در امتداد رشته‌کوه البرز، در چند ده ثانیه انرژی‌ای آزاد کرد که نتیجه‌اش فروپاشی هزاران خانه، روستا و شهر بود. برآوردهای علمی نشان می‌دهد این زمین‌لرزه نزدیک‌به ۸۰ کیلومتر گسیختگی سطحی ایجاد کرد و در برخی بخش‌ها، جابه‌جایی زمین به چند متر رسید.

اما عددها تنها بخشی از ماجرا هستند. بر پایه‌ی گزارش‌ها، این فاجعه نزدیک به ۳۵ تا 45 هزار کشته، ۶۰ تا ۱۰۰ هزار زخمی و نزدیک به نیم‌میلیون بی‌خانمان بر جای گذاشت. شهرهای رودبار، منجیل و لوشان تقریبا یا سراسر ویران و صدها روستا در دامنه‌های البرز از نقشه زندگی روزمره ناپدید شدند.

این زمین‌لرزه همچنین نشان داد که بخش بزرگی ازکشته‌ها، نه تنها از لرزش آوارخیز زمین، بلکه از آسیب‌پذیری سازه‌ها ناشی می‌شود؛ خانه‌های خشتی که در برابر لرزش شدید تاب نیاوردند. در مقابل، تفاوت آشکار شدت خسارت حتی در فواصل نزدیک، بعدها به یکی از نمونه‌های مهم پژوهش‌های لرزه‌شناسی در ایران تبدیل شد.

اما در سالگرد آن شب، رودبار تنها یک نام جغرافیایی نیست؛ روایتی است از هم‌نشینی تلخِ  خشم طبیعت، خطاهای انسانی، و درس‌هایی که هنوز باید جدی‌تر گرفته شوند.

آری درختان زیتون دوباره بار داده‌اند، شهرها از نو ساخته شده‌اند و زندگی، با همه سرسختی‌اش، به دامنه‌های البرز بازگشته است؛ اما جای خالی هزاران انسانی که آن شب بی‌وداع رفتند، همچنان در حافظه این سرزمین باقی مانده است.

سی‌وشش سال گذشته است، اما هنوز هم گویی در گوش بادهای گیلان، صدای جست‌وجوی مادری برای فرزندش، فریاد کودکی در تاریکی و هق‌هق خاموش بازماندگان شنیده می‌شود. یاد جان‌باختگان زلزله رودبار و منجیل، نه در سنگ مزارها، که در قلب مردمان این سرزمین زنده است؛ در قلب‌هایی که هر سال با رسیدن این روز، دوباره برای آن شبِ بی‌پایان، به سوگ می‌نشینند.

به اشتراک گذاری
Telegram
WhatsApp
Facebook
X
LinkedIn
Email

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *