فصل دوم کاوشهای باستانشناسی در تپه تاریخی دژ بن خشرودپی بابل به شناسایی لایههایی از عصر مفرغ متاخر، دورههای تاریخی و اسلامی انجامید؛ یافتههایی که به گفته سرپرست این طرح، افزونبر آشکار کردن نشانههایی از یکجانشینی (:استقرارهای) کهن، گویای گسست محیطی و دگرگونی طبیعی در این پهنه نیز هست.

سرپرست فصل دوم کاوش باستانشناسی تپهی «دژ بن خشرودپی» بابل گفت: بر پایهی کاوشهای جدید انجام گرفته در این گسترهی باستانی، بازماندهی مهرازی عصر مفرغ متأخر (۳۵۰۰ تا ۴۰۰۰ سال گذشته)، آثار دورههای تاریخی و اسلامی و همچنین نشانههایی از یک درنگ یکجانشینی، ناشی از دگرگونیهای محیطی، در این گستره به دست آمد.
به گزارش ایلنا، مجتبی صفری در این باره گفت: تپهی تاریخی باستانی قلعهبن (بزوردپی) در شهر خشرودپی بخش بندپی باختری شهرستان بابل جای دارد و در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. بخشی از این گستره در سال ۱۳۹۰ در جریان کار راهسازی و پهن ساختن (:تعریض) جاده شهری، ویران شد و اکنون نزدیک به ۳ هکتار از عرصه آن بهجا مانده است. نخستین فصل کاوش باستانشناسی این پهنه در سال ۱۳۹۷ انجام شد.
صفری با پافشاری بر اینکه فصل دوم کاوش با آرمان گسترش بررسیهای میدانی، شناسایی ساختارهای مهرازی، بازسازی الگوی گذران باشندگان و شناخت پیوستگی استقراری پهنه آغاز شد، افزود: نتایج نخستین این فصل نشان میدهد که لایههای بالایی پهنه، وابسته به دورههای اسلامی است. در این لایهها بهجا ماندههایی از مهرازی دورهی قاجار، دربردارندهی بخشهایی از سامانهی آبرسانی و دفع فاضلاب، شناسایی شده است. همچنین سفالهای برجستهی دورهی اسلامی، بهویژه سدههای آغازین و میانی اسلامی، به همراه یافتههای فلزی و شیشهای به دست آمده است.
دستدرازی حفاران غیرمجاز
این باستانشناس با اشاره به این که در لایههای زیرین، نشانههایی از دورهی تاریخی شناسایی شد که بخش درخور نگرشی از آن با گورسپاریهای (:تدفینهای) این دوره پیوند دارد، گفت: شوربختانه برخی از این گورها در سالهای گذشته به دست حفاران غیرمجاز آسیب دیده و ویران شده است. با این همه، در لایههای وابسته به این دوره، سفالینههای عصر آهن و دورههای تاریخی، بهویژه اشکانی و ساسانی، همراه با شماری اشیای فلزی به دست آمد.
هموند هیات علمی دانشگاه مازندران گفت: در ژرفای نزدیک به دو متری از سطح پهنه، نهشتهای از رسوبات سیلتی ریزدانه همراه با بازماندههای فراوان حلزونهای کوچک آب شیرین دیده شد که به دور از هرگونه مواد فرهنگی است. برپایهی بررسیهای آغازین، این نهشته به گمان حاصل فرایند بریدن آهستهوار (:تدریجی) یک شاخه از رودخانه مئاندری و تبدیل آن به برکه نعلاسبی بوده است. باز به گمان میرسد این رویداد طبیعی سبب پدیدآمدن یک درنگ استقراری و فرهنگی در این پهنه شده باشد. این گسست بهگمان بازهی زمانی میان پایان عصر مفرغ و آغاز عصر آهن تا استقرارهای دوبارهی دورههای تاریخی و اسلامی را در بر میگیرد.
صفری افزود: در ژرفای نزدیک به سه متری، لایههای فرهنگی وابسته به عصر مفرغ متاخر شناسایی شده است. این لایهها شامل بازماندههای مهرازی، مانند: پاشنهی در، فضاهای مرتبط با اجاق و کارهای پختوپز و همچنین آثار خشتهای فروریخته و پراکنده است. از مهمترین یافتههای این بخش میتوان به سنگسابها، هاونهای سنگی و مجموعهای از سفالینههای شاخص عصر مفرغ متاخر اشاره کرد.
زمینهای برای گسترش گردشگری
سرپرست فصل دوم کاوش باستانشناسی تپه قلعهبِن با اشاره به این نکته که این پروژه با رویکردی بلندمدت طراحی شده و افزون بر آرمانهای پژوهشی، بهدنبال ارزیابی تواناییهای تپه قلعهبن (بزوردپی) برای تبدیل شدن به یک سایتموزه در آینده است، افزود: جایگاه ویژهی این پهنه در ورودی شهر خشرودپی، گسترهی عرصه بهجا مانده، غنای لایههای فرهنگی و نتایج ارزشمند به دست آمده از کاوشهای باستانشناسی، از شمار سببهایی هستند که تواناییهای آن را برای توسعهی گردشگری فرهنگی و شناساندن میراث تاریخی منطقه افزایش میدهند.
