تارنمای خبری امرداد
امروز آذر ایزد نهمین روز گاهشماری زرتشتی؛ سوم آبان‌ماه خورشیدی

سالگرد درگذشت ابوالقاسم حالت؛ شاعر طنزپرداز ایرانی

امروز آذر و آبان‌ماه، 9 آبان‌ماه سال ۳۷۵۹ زرتشتی، دوشنبه سوم آبان‌ماه ۱۴۰۰ خورشیدی، ۲5 اکتبر ۲۰۲۱ میلادی

سوم آبان‌ماه 1371 ابوالقاسم حالت، شاعر، طنزپرداز و مترجم در تهران درگذشت.

او بیش از نیمی از زندگی خویش را به سرودن شعر طنز پرداخت. کلیات حالت، مقالات طنز آمیز در هشت جلد، فکاهیـات حالـت، دیـوان شـوخ سرودهای طنز، دیـوان ابوالعینک و دیوان خروس لاری از جمله آثار ماندگار حالت به شمار می‌روند. نزدیک به هفت سال، نوشته‌های او با عنوان طنـز اجتمـاعی در روزنامـه‌ی کیهـان منتشـر می‌شد. ترانه‌سازی نیز از دیگر کارهای او بود. وی بیشتر نوشته‌های خـود را بـا امضای خروس لاری می‌نوشت. حالت در ۱۳۴۱ خورشیدی اشعار جدی خود را با عنوان دیوان حالت، دربردارنده‌ی قصاید عرفانی و اخلاقی، چاپ کرد. دیوان شعر او نمایانگر ژرفای دانش ادبی این شاعر است. حالت ۱۲۹۲ خورشیدی دیده به جهان گشود. پس از تحصیلات مقدماتی و متوسطه به استخدام شرکت ملی نفت ایران درآمد و تا زمان بازنشستگی در خدمت این سازمان بود. او در جوانی به فراگیری زبان‌های عربی، انگلیسی و فرانسه پرداخت و از سال ۱۳۱۴  به ‌شعر و شاعری رو آورد و به سرایش شعر در قالب کهن و تذکره‌‌نویسی کوشید. وی از سال ۱۳۱۷ همکاری‌اش را با مجله‌ی پرآوازه‌ی فکاهی توفیق آغاز کرد و بحر طویل‌های خود را با امضای هدهد میرزا و اشعارش را با نام‌های مستعار خروس لاری، شوخ، فاضل ماب و ابوالعینک منتشر می‌کرد. وی در ترانه‌سرایی نیز دستی داشت. بیشتر این ترانه‌ها در قالب فکاهی، انتقادی و اجتماعی آن زمان بود. او در آن سال‌ها با نشریات، سپیدوسیاه، امید، تهران مصور و پیام ایرانی نیز همکاری داشت و ملک‌الشعرا بهار او را به کنگره نویسندگان ایران دعوت کرد. حالت در زمینه موسیقی اصیل ایرانی نیز فعالیت داشت و پس از انقلاب نیز مدت زمانی به نسبت درازمدت، با مجله گل آقا همکاری کرد. وی شاعر سرود پاینده بادا ایران، نخستین سرود ملی ایران پس از انقلاب با آهنگ محمد بیگلری‌پور بود که به شوند بلند بودن برای اجرا در نشست‌های بین‌الملی مناسب شناخته نشد سرود کنونی جایگزین شد. از او آثار ادبی و فرهنگی فراوانی در زمینه‌های طنز، شعر و ترجمه باقی مانده‌است. ابوالقاسم حالت در ۷۳ سالگی دیده فروبست.

ایزد آذر از بزرگترین ایزدان دین زرتشتی است و آن نگهبان آتش است. آذر از آفریده‌های بزرگ اهورامزد است. زرتشتیان، در تاریخ خود «آتش» را به مانند پرچم سپندینه می‌دانند و آذر ایزدی است نگهبان این نماد پایداری و استواری دین زرتشتی. در فرهنگ ایران، آتش یکی از پدیده‌های طبیعی با ارزش است چون گرمای زندگی را در کالبد دیگر پدیده‌های هستی جاری می‌سازد

«آذر» در اوستا «آترَ»، نهمین روز از هر ماه سی‌ روزه و نهمین ماه در سالنمای زرتشتی به این نام است. آذر ایزد نگاهبان آتش و فروزه‌ی اهورامزدا است از این رو گاه او را در شمار امشاسپندان آورده‌اند. آذر به چم آتش و گرما و نیروی داخلی برای جنبش و حرکت است. ایزد آذر از بزرگترین ایزدان دین زرتشتی است و آن نگهبان آتش است. آذر از آفریده‌های بزرگ اهورامزد است. زرتشتیان، در تاریخ خود «آتش» را به مانند پرچم سپندینه می‌دانند و آذر ایزدی است نگهبان این نماد پایداری و استواری دین زرتشتی. آتش یكی از آخشیج‌های چهارگانه طبیعت است كه ایرانیان همواره آن‌را پاس می‌داشته‌اند. جه نیکوست در این روز آتش نیایش خواندن و نیایش به درگاه اهورامزدا.

در فرهنگ ایران، آتش یکی از پدیده‌های طبیعی با ارزش است چون گرمای زندگی را در کالبد دیگر پدیده‌های هستی جاری می‌سازد و با نور خود که نشانی از آذر اهورایی است جان و دل یاران اهورامزدا را روشنایی می‌بخشد پس سوی پرستش اهورامزدا است. هر زرتشتی برای نیایش باید رو به سوی روشنایی و پشت بر تاریکی کند. آتش پرستاران در آتشکده از آن پرستاری می‌کنند. جشن آذرگان از جشن‌های ویژه آتش در فرهنگ ایران است.

نماد گل آذر ایزد گل آذریون است.

 

سروده‌ی مسعود سعد سلمان، بر پایه‌ی کتاب بندهش

ای خرامنده سرو تابان ماه

روز آذر می چو آذر خواه

شادمان كن مرا به می كه جهان

شادمان شد به فر دولت شاه

 

اندرزنامه آذرباد مهراسپندان (موبد موبدان در روزگار شاپور دوم)

به راه شو و نان مپز چه گناه گران است

 

اندرزنامه آذرباد مهر اسپندان در سروده‌ی استاد ملک‌الشعرای بهار:

به (آذر) مپز نان، که دارد گناه / بدین روز، نیک است رفتن به راه

 

5/5 - (4 امتیاز)
1 نظر
  1. نازنین می گوید

    سخن از گوجه و انجیرو هلو باید گفت
    زبلال و ز خیار و ز کدو باید گفت
    چون هوا گرم شود از مزه ماست و خیار
    چون هوا سرد شد از کشک و لبو باید گفت
    چون رجالند در اینجا همه در زیر لحاف
    نکته هایی ز لحاف و ز پتو باید گفت
    آنچه برخورد به جایی نکند، پرت و پلاست
    رپتو های رپتو های رپتو باید گفت
    حرف خونخواری خونخوار نمی باید زد
    حرف پر خوردن مرد شکمو باید گفت
    پارگی را به صراحت نتوان فاش نمود
    به کفایت سخن از طرز روفو باید گفت
    از رقیبان سیاسی نتوان گفت سخن
    سخن از جنگ و نزاع دو هوو باید گفت

    ابوالقاسم حالت

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید