تارنمای خبری امرداد
هفتم تیرماه به یاد باد

زادروز ارباب کیخسرو شاهرخ، مردی از سرزمین استواران

هفتم تیرماه زادروز ارباب کیخسرو شاهرخ، مردی از سرزمین استواران ارباب کیخسرو شاهرخانسان‌ها روزی زاده می‌شوند و روزی دیگر از این جهان در می‌گذرند. در این میان کسانی به جایگاه امردادی یا جاودانگی می‌رسند که هم به دریافت فلسفه‌ی وجودی خود و جهان آفرینش رسیده و آن را در زندگی خود به جریان انداخته باشند و هم این که مردمان نام آنان را به نیکی یاد کنند. همواره از این انسان‌ها در نشست‌ها و گردهمایی‌ها و همچنین میان مردمان کوچه و بازار، سپاسداری می‌شود. از این میان می‌توان شادروان ارباب کیخسرو شاهرخ را نام برد که در درازنای زندگی 65 ساله خود( 7 تیر 1254 – 11 تیر 1319 خورشیدی) بنیان‌گذار کارهای بسیار نیک و سودمندی چه برای زرتشتیان و چه برای همه‌ی ایرانیان بوده است. چرا که او خود را از آنِ همه مردم می‌دانست. او انگاره‌ای درست از جمله‌ی «عبادت به جز خدمت خلق نیست» است که همگان ‌می‌توانند کردار او را نمونه‌ای برای خود بدانند و در زندگی از آن بهره برند. ارباب کیخسرو کسی است که در زندگی خود شعار «راه در جهان یکی است و آن راه راستی(اشا) است»، را به کردار درآورده بود و این را در زندگی‌نامه و یادمان‌هایی که دیگر بزرگان از او بر جای گذاشته‌اند، به آسانی می‌توان دید. او در دل نوشته‌های خود آورده است: «از کودکی یتیم شده و با یاری خدا به روزگارانی رسیده‌ام.

خدا در همه‌ی احوال راهنما و پشتیبان من بوده ولی آن‌چه را که از ابتدا پیشه‌ی حتمی خود کرده بوده‌ام، امانت و فعالیت و راستی و درستی و نیکی به مردم و وطن‌پرستی و خدمت به جماعت و معارف و آن‌چه که شایسته انسانیت باشد (است) به قدر موثر در دستگیری از بینوایان و کمک به اشخاص و موسسه‌های خیریه مضایقه نداشته، سعی کرده‌ام از عبادت خدا و خداپرستی دور نمانده و هومت و هوخت و هورشت را رعایت کنم. رنج و زحمت شبانه‌روزی را برای انجام وظیفه بر خود هموار می‌کردم که در عوض نیک‌نامی بیاندوزم. مانند دیگران از خزانه‌ی مملکت برای تحصیل فرزندانم استفاده نکرده، حتی بعد از تربیت، آن‌ها را به دولت تحمیل و داخل خدمات دولتی نکردم و در زمان هرج و مرج و بی‌صاحبی کشورکه هرکس می‌توانست برای خود امتیازی تحصیل کند، من نکردم. هرکس اراده کرد با خارجه‌ها ساخت و استفاده‌ها نمود. من تنفر داشتم، چنان‌که هنوز انگلیسی‌ها با من خوب نیستند…»

ارباب کیخسرو همانند مانکجی هاتریا، کمبود بخش‌های فرهنگی کشور مانند آموزشگاه را یکی از مهم‌ترین چرایی‌های عقب‌افتادگی مردمان و قوم‌ها و جامعه‌ها می‌دانست. چرا که قانونی است نانوشته و آن این‌که مردمان عادی کمتر برای بالا رفتن فرهنگ هزینه می‌کنند و این خویش‌کاری دولت‌مردان و انسان‌های بزرگ است که آن را یاری‌رسان باشند. از این‌رو پیوسته چه در جایگاه فرنشین انجمن زرتشتیان تهران و چه در جایگاه نماینده‌ی مجلس و چه پیش از آن، هنگامی که آموزگار بود به این کردار بسیار ارج می‌گذارد. به گونه‌ای بنیان بسیاری از آموزش‌گاه‌های کرمان و تهران بدون یاری و کار ارباب به سرانجام نمی‌رسید. ارباب کیخسرو اندیشه‌های خود را بر محور فرهنگ و بالابردن آن در میان هم‌میهنان خود گذاشته بود. این را در ساخت آموزشگاه‌های گوناگون کرمان مانند سه آموزشگاه پسرانه یکی در «پارموتان»، دومی در «قنات‌غسان» و سومی در «اسماعیل آباد» و سه آموزشگاه دخترانه یکی در «قبه سبز»، دیگری در «دروازه‌ ناصریه» و سومی در«محله‌ی شهر» می‌توان دید. حتی به این شش آموزش‌گاه هم بسنده نکرده و در دهمین سالی که در کرمان بود آموزشگاه نوینی در بیرون از دروازه‌ی ناصریه کرمان بنا نهاد.

پس از آمدن به تهران هم بنیان‌گذار آموزشگاه‌هایی چون «ایرج»، «فیروزبهرام»، «جمشید جم»، «نوشیروان جی تا تا (انوشیروان دادگر)» بود. همچنین انجمن زرتشتیان تهران را در سال 1286 خورشیدی و در کاروان‌سرای مشیرالخلوت، پایه‌گذاری کرد.

از دیگر کارهای ارباب، بنیان «انجمن آثار ملی» است که با آرمان نگاه‌بانی از آثار ملی در سال 1304 خورشیدی کار خود را آغاز کرد. در سال 1305 خورشیدی هم ساخت آرامگاه فردوسی توسی را در دستور کار خود جای داد.

کیخسرو شاهرخ از سال 1288 تا 1319 خورشیدی یعنی نزدیک به 31 سال نماینده زرتشتیان در مجلس بود که کارهای نیک و سودمندی از او سر زد که هم‌اکنون هم آثار آن‌را می‌توان دید. یکی از برجسته‌ترین آن‌ها بنیان چاپ‌خانه و کتاب‌خانه‌ی مجلس است که دستور آن در دی‌ماه 1288 خورشیدی به تصویب مجلس رسید.

فرنشینی شرکت سهامی «تلفن» از سال 1295 خورشیدی برای 20 سال یکی از مسوولیت‌های ارزشمند او بود که توانست دگرگونی چشم‌گیری در این‌باره در کشور و به‌ویژه در تهران پدید آورد. در سال 1309 خورشیدی هم به سربازرسی شرکت راه‌آهن منصوب شد.

به هر روی داشتن پایه‌ها و رده‌های دولتی و زرتشتی نشان از آن دارد که ارباب کیخسرو این ویژگی را داشته است که همگان بر آن شده‌اند که جز ارج و سپاس‌گزاری از او سخنی به زبان نیاورند. او از کسانی بود که در صحنه‌ی سیاسی و فرهنگی کشور نام و اثری نیک از خود بر جای گذاشت و جاودانه شد.

 

2 نظرات
  1. رستم می گوید

    روحش شاد .کاش این آدمها باز پیدا میشدن و ناجی انجمن و جامعه میشدن

  2. فراهانی می گوید

    یادش گرامی و نامش جاودان باد .

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید