امروز اَمُرداد روز از ماه اَمُرداد 3762 زرتشتی، جشن امردادگان، چهارشنبه سوم اَمُردادماه 1403 خورشیدی، بیستوچهارم جولای 2024 میلادی

فرازهایی از پیام اشو زرتشت:
«همانا دو نیروی خورداد و اَمُرداد (امرتات) نمایانگر شکوه و روشنایی تو هستند، و در پرتو خشترا و وهومن و اشا با آرمیتی افزایش مییاید. ای مزدا در پرتو این فروزگان پایدار و با نیروی مینویی میتوان بر دشمنان پیروز شد.»
گاتها هات 34 بند 11
—- —– —– —–
شکوفا به جشن اَمردادگان
زمین شاد و رویندگان شادمان
هنگامیکه در ماه امرداد، روز امرداد فرا میرسد، آنرا جشن امردادگان مینامند. روز امرداد از ماه امرداد برابر با سوم امردادماه در گاهشماری رسمی کشور (خورشیدی) و در گاهشماری ۳۰روزه زرتشتیان، هفتمین روز از ماه امرداد، جشن امردادگان نام دارد.
واژه امرداد به معنی بیمرگی و جاودانگی است.
اما واژه مرداد به معنی مرگ و نیستی است.
پس امرداد درست است.
درباره چگونگی برگزاری این جشن در زمانِ گذشته آگاهی چندانی در دست نیست.
اکنون در برخی از روستاها و شهرها، جشن امردادگان نیز برگزار میشود.
این جشن بیشتر در تالار آدریان یا فضایی همگانی برپا میشود و با اجرای برنامههایی مانند نیایش، سرود، دکلمه و سخنرانی درباره جایگاه امرداد (جاودانگی) در راه شناخت و نزدیک شدن به اهورامزدا همراه است.
چو گفتار خردادش آمد بهسر
همانگاه امرداد شد پیشتر
سخن گفت درباره رستنی
که زرتشت گوید ابا هر تنی
نباید به بیداد کردن تباه
به بیهوده برکندن از جایگاه
کزو آسوده مردم و چار پاست
تبه کردن او نه راه اهوراست.
«زراتشتنامه»
روز اَمُرداد مژده داد بدان
که جهان شد به طبع باز جوان.
اَمُرداد مه است سخت خرم
مِی نوش پیاپی و دمادم.
«مسعود سعدسلیمان»
جشن امردادگان نماد سرزندگی، نامیرایی، جوانی و باور به رویش دوباره است.
جشن امردادگان در امرداد روز از امردادماه، روز هفتم ماه در گاهشمار زرتشتی برگزار میشد. اين جشن از آن امرتات و نماد جاودانگی و تندرستی و دير زيستن است.
امرتاتَـه یا اَمرَتات در اوستایی و اَمُردات در پهلوی به معنی بیمرگی است.
مرداد همریشه با مردن است و ،ا، آغاز آن پیشوند نایی (:منفی) است که معنی آن را به بیمرگی دگرگون میکند.
امرداد فرشتهی بیمرگی و جاودانگی و مرداد ديو نيستی و مرگ است.
در باورهای ایران باستان امرداد نماد پاکی و نگهبان گیاهان است که به آبادی زمين و پاکیزگی نگر دارد. بر پایهی باورهای کهن، امرداد دشمن بیماری و گرسنگی است.
امروز آگاهی ما از این جشن ناچیز است. تنها میدانیم که جشن امردادگان در ایران باستان یکی از جشنهای شاد بود. ایرانیان در اين روز تن پاکیزه میکردند، به گلستانها، بوستانها و کنار رودها میرفتند و پس از نيايش به درگاه اهورامزدا، اين جشن را با شادی و سرور در هوای پاک و دوستی با گیاهان برگزار میکردند و پاسدار زیستبوم(محیطزیست) بودند.
در نیپیک بندهش گفته شده که گل چنبک (زنبق) زرد از خانواده گلهای سوسن که به آن زنبق رشتی هم میگویند، گل ویژهی جشن امردادگان است.
برگرفته از نَسک (:کتاب) از نوروز تا نوروز،
نوشته موبد کورش نیکنام، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ و آیین ایرانزمین
—- —- —- —- —-
امرداد؛ امرتات
آمرتات: جاودانگی، ماندگار و بیمرگی نام هفتمین روز از هر ماه در گاهشمار زرتشتی و نام پنچمین ماه است. آ، واگ (واژه) نفی هست، مٓر: به چم مردن و مرگ، تات. پسوند امرداد به پارسی آمده است. در آفرینش نگهبان گیاهان و رستنی هست ، دو گام امشاسپندان خورداد و اَمرداد به هم پیوسته هستند. آدمی بتواند این دو رده از زندگی را به وارستگی برساند و به رسایی برسد خودبهخود به بیمرگی و جاودانگی هم خواهد رسید.
در اوستا امرتات و در فارسی امرداد بنابراین امرداد یعنی بیمرگی و آسیب ندیدنی یا جاودانی. پس واژه “مرداد” . در ادب مزدیسنا جایی ندارد. امرداد یکی از امشاسپندان است که نگهبانی گیاهان با اوست. همیشه با امشاسپند هه اُروتات یا خورداد هستند.
در گاتها ، یسنا ٥١ ، بند ٧ میخوانیم:
كس به هفت رده، اهورامزدا، روان، نیکاندیشی، بهترین راستی، شهریاری مینوی، آرمان سپند، رسایی وبالندگی بی مرکی، جاودانگی برسد و بر راه آیین راستی مىرود، از بخشایش دو مینویی اهورامزدا به پاداش خواهد رسید خوشی خورداد و جاودانگی امرداد را دارا مى شود.
«مسعود سعد» میسراید:
روز امرداد مژده داد بداند
كه جهان شد به طبع باز خواند
سرودهی مسعود سعد سلمان، بر پایهی کتاب بندهش
روز امرداد مژده داد بدان
كه جهان شد به طبع باز جوان
عدل بارید بر جهان یک سر
دولت و ملک شهریار جهان
اندرزنامه آذرباد مهراسپندان (موبد موبدان در روزگار شاپور دوم)
دار و درخت بنشان
اندرزنامه آذرباد مهر اسپندان در سرودهی استاد ملکالشعرای بهار:
به (خورداد) جوی نوین کن روان/ امرداد بیخ نو اندر نشان
—- —- —- —- —-

سرآغاز بپاخیزی ايرانيان بر تازیان؛ شکست تازیان در مازندران
در 25 جولای 645 میلادی، برابر است با سوم امردادماه سال 24 خورشیدی چند ماه پس از آغاز خلافت عثمان، مردم شهر ری که به تصرف تازیان درآمده بود، علیه فرمانروای تازی خود بپاخاستند. این قیام از سوی نیروهای اعزامی سعد بن ابی وقاص سرکوب شد. در آن زمان، یزدگرد سوم، آخرین شاه ساسانی ایران، هنوز زنده بود و در خراسان بزرگتر ایستادگی میکرد.
در همان سال، مردم آذربایجان نیز علیه فرمانروایی تازیان قیام کردند که این قیام نیز از سوی نیروهای ولید عقبه سرکوب شد. چندی بعد، شهر استخر (شیراز) که تازیان را برای مدت کوتاهی بیرون رانده بود، دوباره به دست نیروهای تازی به فرماندهی عثمان بن عاص افتاد. شهر باستانی استخر بارها علیه عربها قیام کرده بود.
در سال 645 میلادی، نیروهای تازی موفق به تصرف مازندران نشدند. سه سال بعد، مازندرانیها که بسیاری از آنان بعدها به هند مهاجرت کردند و پارسیان هند (زرتشتیان) پیشینیان آنان هستند، یورش دیگری از تازیان را درهم شکستند.
در زمان ساسانیان، بیشتر افسران ارتش ایران از میان مردان مازندرانی (تبرستان) انتخاب میشدند و خانواده اسپهبدان مازندران بیشترین افسران را به ارتش تسلیم میکردند. بسیاری از قهرمانان استقلال ایران از جمله مرداویج، بوئیان و دیلمیان دیگر از شمال ایران برخاستند و موفق به دستیابی به اهداف خود شدند. استقلالطلبان دیگر بیشتر خراسانی (از خراسان بزرگتر) و سیستانی (از سیستان بزرگتر) بودند.
