گردش ۴۶، فرصت‌ها و تهدیدها

خسرو بهدین÷خسرو بهدین: دومین نشست هیات‌مدیره گردش ۴۶ انجمن زرتشتیان تهران در نخستین دوشنبه اسفندماه، که برخلاف انتظار هوا اصلا هم سرد نبود، برگزار شد. با این وجود، در این نشست از امکان دلسرد شدن برخی از هموندان سخن به میان آمد.

پس از شناخته شدن ترکیب کمیسیون‌های پنج‌گانه انجمن، گفت‌وگو پیرامون طرح پیشنهادی کامبیز فروزان با عنوان «طرح جامع بازسازی و تحول دبیرخانه» انجام شد؛ طرحی که به گفته پدرام سروش‌پور، یک عمر تجربه مدیریتی کامبیز فروزان پشت آن است و به گفته خود فروزان، حتما دارای کاستی‌های زیادی است. برگزیده شدن ایشان به‌عنوان سرپرست دبیرخانه انجمن، بسیار دلگرم‌کننده است.

اما در حاشیه این گفتمان، یکی از هموندان بیان داشت: «خوشبختانه یا متاسفانه من در گردش‌های ۴۳ و ۴۴ نیز در انجمن باشنده بودم. بارها دیده شده است که برخی از هموندان با شور و شوق زیاد وارد انجمن می‌شوند ولی بعد از مدتی دلسرد می‌شوند.» این موضوع مورد تایید یکی دیگر از هموندان انجمن که سابقه هموندی در گردش پیشین را داشت نیز قرار گرفت.

تجربه نیز نشان داده است که در گردش‌های گوناگون، غیبت هموندان در ماه‌های نخست شروع به کار اندک بوده است، ولی به‌تدریج این غیبت‌ها افزایش یافته است. همچنین به رسمیت نیافتن نشست‌های هفتگی انجمن به‌خاطر به حد نصاب نرسیدن تعداد هموندان، در ماه‌های نخست شروع به کار گردش کم بوده است، اما وقتی گردش به میانه می‌رسد، این اتفاق شایع می‌شود. این موارد از شواهد اثبات این نظریه است که برخی از هموندانی که با شور و شوق وارد انجمن شده‌اند، پس از گذشت مدتی دلسرد گشته‌اند.

در گردش‌های گوناگون، دلسرد شدن برخی از هموندان انجمن و به حد نصاب نرسیدن نشست‌ها و خواندن غزل خداحافظی توسط برخی از هموندان دلسرد شده، بارها موجب ایجاد درنگ در پیشبرد امور انجمن شده است.

در برخی موارد نیز هموند دلسرد شده باز هم در نشست‌های هیات‌مدیره و کمیسیون‌های انجمن حضور یافته است، ولی این باشندگی تنها فیزیکی بوده است.

دلسرد شدن با روح شعار خدمت به جامعه که هموندان در هنگام تلاش برای جذب آرای همکیشان سر دادند، سازگار نیست. امید است گردش ۴۶ از این آفت که به جان بیشتر گردش‌ها افتاده است، در امان باشد.

شاید بتوان گردش ۴۶ را از روی ساختارش تحلیل کرد. آرای یکسان کسب‌شده توسط هموندان هیات‌رییسه گویای این واقعیت است که گروهی همبسته با آرمان خدمت به جامعه زرتشتی توانسته است بیشتر صندلی‌های انجمن را از آن خود نماید.

در نشست نخست، یکی از بازرسان هنگام اعلام نتیجه شمارش آرای درخواست‌کنندگان مقام جانشین فرنشین بیان کرد: «همان ۱۳ نفری که به فرنشین رای داده بودند، به جانشین فرنشین نیز رای دادند.»

بارها دیده شده است که همکیشان خواهان آگاهی از روابط اجتماعی و خانوادگی موجود میان هموندان انجمن بوده‌اند و چیزی که همکیشان را به این کار تحریک می‌کند، اتفاقاتی از این دست است.

خبر خوب اینکه تجربه نیز نشان داده است که در بسیاری از موارد، گردش‌هایی که بخش بیشتر آن در دست یک گروه همبسته بوده است، در پیشبرد اهداف انجمن موفق‌تر بوده‌اند. اما خبر بد اینکه همبستگی درون‌گروهی می‌تواند همانند شمشیر دو لبه عمل کند و اگر هوشیارانه رفتار نشود، پس از مدتی زیان‌های غیرقابل جبران آن آشکار می‌شود.

گروهی که توانسته است در گردش ۴۶ بیشترین هموندان انجمن را از آن خود نماید، خواهد توانست هماهنگ رفتار کند و شاید از مدت‌ها پیش نشست‌های حضوری و مجازی زیادی با هم داشته و بارها خدمت به جامعه زرتشتی را تمرین کرده باشد. اما اگر این گروه به اندیشه‌های بقیه هموندان انجمن توجه نکند، انحصار به‌وجود می‌آورد. به بیان دیگر، پشت کردن به گفتمان و اندیشه‌های دیگر هموندان انجمن که بی‌شک واقعیات دیگری را دربردارد، موجب ایجاد انحصار می‌شود.

خطر انحصار می‌تواند خطرناک‌تر از برخورد اندیشه‌ها باشد. برخورد اندیشه‌ها حقیقت را نمایان می‌کند و هموندان را به تفکر وا می‌دارد، اما انحصار با پوشاندن راستینگی، پویایی انجمن را از بین می‌برد.

در این میان، دلسرد شدن یا انفعالی عمل کردن هموندان خارج از گروه حاکم بر انجمن موجب خواهد شد که انجمن دربست در اختیار هموندانی خاص قرار گیرد و امکان ایجاد انحصار قوت گیرد.

به‌عنوان نمونه، در اواخر دهه ۶۰ خورشیدی، ماجرای پرداخت‌های نجومی انجمن تهران بابت دستمزد وکیل برای زمین‌های قصر فیروزه یکی از پیامدهای ایجاد همین انحصار در این انجمن بود. این پرداخت‌های نجومی پیش‌نیاز کشمکش‌های شدیدی در جامعه را فراهم آورد و کار را به جایی رساند که جامعه خوشنام زرتشتیان ایران در سال‌های ۱۳۷۱ و ۱۳۷۲ از داشتن نماینده در مجلس قانون‌گذاری کشور محروم شود.

ریشه اصلی کشمکش‌های سال‌های پایانی دهه ۶۰ و سال‌های نخست دهه ۷۰ خورشیدی را می‌توان در به‌وجود آمدن انحصاری ناخواسته توسط هموندانی جست‌وجو کرد که با پاک‌ترین نیت‌ها آمده بودند تا در انجمن تهران به جامعه خدمت کنند و با بدبینانه‌ترین نگاه‌ها هم نمی‌توان خدمات ارزنده این هموندان را نادیده گرفت.

زرتشتیان کشور یک‌بار هزینه هنگفت انحصار در انجمن تهران را پرداخت کرده‌اند. سال‌های زیادی طول کشید تا این جامعه سخت‌کوش توانست زیر بار خسران سنگین مادی و معنوی آن کمر راست کند. این تجربه تلخ برای هفتاد پشت این جامعه آینده‌نگر کافی است. آگاهانه رفتار کردن ۲۱ هموند گردش ۴۶ انجمن تهران در این زمینه، دور از ذهن نیست.

به اشتراک گذاری
Telegram
WhatsApp
Facebook
X
LinkedIn
Email

2 پاسخ

  1. با درود متشکرم از نوشتار اموزنده و قابل توجه تان ،
    انحصار طلبی ، بنظرم ریشه در خودخواهی های فردی دارد

    امیدوارم از کسانی باشیم که نفع شخصی را در نفع جمعی ببینیم و رشد و بالندگی جامعه را رشد خود بدانیم و از آرامش دیگران ، آرامش بدست اوریم
    با سپاس
    ایدون باد

  2. درود به شما 🙋‍♂️
    کاملاً درسته انحصارطلبی و رقابت ناسالم در انجمن‌ها و ارگان‌ها، قطعاً یکی از زیانبارترین و مخرب‌ترین آفات برای جامعه است که امیدوارم با بهره‌گیری از منش نیک و افراد دلسوز، جامعه ما هرگز دچارش نشه 🌸🤲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *